میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در20 دسامبر 2014 ساعت 12:57 ق.ظ سرویس:یادداشت 5 دیدگاه 1,735 بازدید

نظريه اُسقُف

هذيان هاي تب بلوغ (۱)

نظريه اُسقُف

mohsenpoorفاطمه محسن پور: شاید بتوان چند سطری از روزنامه ی امروز را به خود اختصاص داد. نوشتن هم این روزها مانند دیازپام عمل می کند و افکاری که حالا سلفی از توهمات جامعه شده است. نمی دانم البته می توانم خوب منظور را برسانم یا نه اما امیدوارم مانند پیازی که به دل آبگوشت می نشیند این یادداشت هم به دل شما بنشیند.

از قضا داشتم یکی از کتاب های ویرجینیا وولف به نام اتاقی از آن خود می خواندم، به جمله ای برخوردم که افکارم را سخت مجروح کرد.

ویجینیا وولف را که می شناسید؟ شاید مانند گریس کلی بخت نیکویی نداشت، اما حداقل آنقدر تاثیر گذار بود که نیکول کیدمن ابتدا نقش او را بازی کند بعد نقش گریس کلی را.

در فصل سوم از کتاب اتاقی از آن خود صفحه ی ۷۷، بند ۹ وولف نوشته است که از فلان اسقف شنیده: «هیچ زنی در گذشته، حال یا آینده نبوغ شکسپیر را نخواهد داشت.» و سپس خود وولف با تصوراتش زندگی خواهر خیالی شکسپیر را که بیشتر شبیه زندگی خودش می باشد توصیف کرده است.

اگر از من بخواهید دست از سر کچل بحث های تکراری زن ستیزی و آنتی فمنیسم و مسائلی مانند نابرابری در اروتیسم یا اینکه آیا زنان در انجمن صنفی کارگران، شهروند محسوب می شوند یا نه بردارم، دیگرچشم پوشی از این مسئله، کار حضرت فیل است.

ناگفته نماند اگر آن اسقف خدابیامرز زنده می ماند و فیلم ناشناس را می دید حرفش را پس می گرفت و به پاكسازي کلیسا می پرداخت. چرا که این روزها براساس فیلم ناشناس گفته شده شکسپیر متقلبی بیش نیست. اما من به این مسئله کاری ندارم چرا که بالاخره چندی از شما با نمایشنامه های او زندگی می کنید و خُب، این قابل احترام است.

البته اوضاع کمی فرق می کرد اگر مثلا مایکل آنژ به ساخت مجسمه هایش مانند داوود، ادامه می داد یا آیین هندوئیسم فراگیر می شد و یکی از آن معابد لینگا را در اینجا هم می ساختند یا فرانسوا بوشر نقاشی نکبت بار لوییز آمورفی را نمی کشید یا ناصرالدین شاه بیشتر به فرنگ می رفت و برای همسرش انیس الدوله بیشتر عکس می فرستاد و یا لقب ملکه الیزابت دوم را هم مانند الیزابت اول، ویرجینیا می گذاشتند و مریم خاتون که فریدون گذشته است دیرتر از دنیا می رفت و نیل پاتریک هریس زودتر برای زندگی مشترکش دست به کار می شد.

حالا از غیبت این مخلوقات بگذریم، غیبت ستون های کاریاتید که دیگر گناهی ندارد که در معبد ارختئوم واقع در آکروپلیس مانند مِی وِستِ زیبای هالیوود می ماند و افسوس که در معماری ساختمان هایشان نیز جنسیت را ملاک قرار می داده اند. واقعا که اتوپیای ما باید همین نمایشنامه های نیاکانمان باشد که آن هم مانند اودیپ شهریار، زنان با فرزندانشان ازدواج می کرده اند.

امروزه که مادران طبیعی جای خود را به مادران جایگزین داده اند چه لزومی داردکه هرساله برای ساداکو ساساکی یادواره می گیرند؟

و افسوس که تا وقتی زئوس سلطه ی سرزمینِ بارور شده از دختر خویش، ونوس، را در چنگ دارد. زبان هرکسی در این جمله می چرخد که هیچ زنی در گذشته، حال یا آینده، نبوغ شکسپیر را نخواهد داشت.

*اين مطلب پيش از اين در شماره چهارم ويژه فارسِ روزنامه «بشارت نو» درج شده است

 


5 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    آفرين به خانم محسن پور.

  2. لاری گفت:

    0

    0

    آفرین به خانم محسن پور. اگه چند تا جوون مثل شما پیدا میشدن که این چنین قلم خوبی داشتن و مسائل را صریح مطرح میکردند دیگه هیچکس به خودش جرات نمیداد حق
    ما جوونا رو پایما بکنه.

  3. ساراافرىن گفت:

    0

    0

    اىن عکسش تولوزامعده چپم

  4. مرد سالاری گفت:

    0

    0

    از این اسقف ها خودمون هم زیاد داریم! احتیاجی به یک نمونه ی در حد دشمن فرضی از یک کتاب نیست.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان