میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در21 نوامبر 2020 ساعت 6:44 ق.ظ سرویس:برگزیده ها, مطلب شما 18 دیدگاه 630 بازدید

نقدی بدون دشنه و نوشابه

نقدی بدون دشنه و نوشابه

یک نگاه به سروده‌های عبدالرضا مفتوحی

نوید بازیار: «نقد، فاصله منطقی با متن است.» این جمله از «والتر بنیامین» منتقد و فیلسوف آلمانی همیشه چراغ راه ذهنم در شناخت و تشریح متن‌های ادبی بوده است.

«نقد» نه تعریف است و نه تعارف، نه دشنه کشیدن روی پدیدآور است و نه برایش نوشابه باز کردن.

«نقد عملی»، نواقص و نیز نقاط قوت اثر ادبی را بر مبنای تئوری‌های ادبی، زبان‌شناسی و فلسفی پیدا و آنها را بدون تحقیر یا بزرگ‌نمایی مطرح می‌کند.

این مقدمه را به این دلیل آوردم که این بار در زنجیره مرورهای ادبیم به سراغ نقد سروده‌های عبدالرضا مفتوحی، شاعر لاریِ لاری‌سرا رفته‌ام. نقدی بدون دشنه و نوشابه.

مفتوحی، سرایشگر سفارش‌هاست. گاهی دوران کودکیش در محله پاقلعه به او سفارش سرایش می‌دهد و گاهی زندگی امروزش و چیزهایی که می‌بیند و می‌شنود و به سبک خودش درک می‌کند.

در سفارش دیروزیش، از خاطراتش می‌گوید و دفترش را از نام‌ها و مکان‌های پاقلعه می‌انبارد:

«رِضَی سَقّا دو تا سرَو رَوون اُژدا وَسِه خاکُش

رَحیمُش وا کَریمُش گَپ بُدِن وا لقمَه پاکُش»

یا

«جواد و احمد و ناصر چِدِن، عباس قَمبَر چو

نَصُلّا وَختِه چو از تَختِ بِرکَه، پیپ و کَندَر چو»

مفتوحی در این مجموعه سروده قصد دارد گذشته‌اش را در پاقلعه زنده کند و همین باعث خطور نوستالژی به ذهنش می‌شود و در اغلب ابیات دست او را می‌گیرد و از زمان حال بیرون می‌برد.

در این مجموعه ـکه خود سراینده آن را ادای دینی به محله و آدم‌هایش می‌داندـ موضوع از پیش تعیین شده و محدود به نقطه‌ای خاص است، به همین دلیل بیشتر خلاقیت‌های سراینده صرف توصیف آدم‌ها و مکان‌ها و یا جلا دادن به آنها می‌شود.

دومین گروه سفارش‌ها، سفارش امروز است و دست سراینده در انتخاب و پروراندن موضوع باز. از غلوم نامه‌ها گرفته تا بورس و دُتَکَه و پُسَکَه‌ی کذایی. و این‌هاست که مفتوحی را به میان جمع می‌آورد.

احساس می‌کنم مفتوحی در مجموعه پاقلعه، آدمی تنهاست که می‌خواهد گذشته‌اش را به قالب نظم بکشاند تا فراموش نشود و در سروده‌های امروزیش، باز هم تنهاست اما می‌خواهد نظم معوج واقعیت را آن‌سان که خودش می‌بیند و حس می‌کند به شعر تبدیل کند.

او در نظم امروزین زندگی به مواردی برمی‌خورد و با برخورد خاص خودش، آنها را می‌نویسد:

«اَتِکِ سینَیا دِلی نیسی، بِرزَه اُندِه وُ کِلی نیسی

عطر بابونه و مِلی نیسی، دِلیامو چُن دلِ نارِه»

یا این بیت:

«چو مُکِردِه که دعای گَپ و کِیدی اثرُش نی

مَگَه سیر از بِچِ هَمسادَه‌یِ گُشنَه خَبَر اُشنی»     

مفتوحی در بعضی بیت‌ها شاعری است مسلط، چرا که برای گفتن حرفی دارد و شیوه گفتنش را نیز بلد است:

«غلوم اَ تالِ فَسیله، بَشَخ بِدا وا جا!

  کِه وقتِ لوونَده نی که اَدورِ پَنگِسی.»

یا

«گَپ و کِیدومو دَر وَدَر بُسِّن، وقت نَحسیه، پَکَر بُسِّن»

«خوک و کَفتاریا لَوَر بُسِّن، جَی بِجی، جغد اَ چِنگِ دیواره»

اما در برخی مصاریع، هم از نحو زبان لاری دور می‌شود و هم وزن بر او غلبه می‌کند:

«مَخو بینا سِتارَیّا شُخیزِ اسّی پَریشونِن»

و یا این مصرع که گرته‌برداری از زبان فارسی است:

«وارو بِدا یَک عُمرِه دنیا چَش شَدَر دوتِه»

و گاه قافیه‌ای از پیش تعیین شده (قیصری) خودش را به او تحمیل می‌کند و لغتی (دیگری) را به سروده‌اش می‌آورد که در محاوره لاری به این شکل کاربرد ندارد:

«وَختِ بِدونِ روسری

تَختِ بَزالِ قِیصَری

اُمبینَدِش وا دیگری

مَز چَش کَتِش، مَز دل چِدِش»

سومین سفارش ذهنی عبدالرضا مفتوحی که باز هم امروزی است و گویی شاعر، چیزی را در آنها می‌جوید که برایش چندان شناخته شده نیست، سروده‌هایی است با فضای فانتزی(Phantasy) و یا فراواقعی(Surreal). سروده‌هایی با جذابیت‌های تصویری که شاید شاعر بتواند با آنها مسیری متفاوت را در شعر لاری بپیماید و یا هم‌چنان گاه و بی‌گاه ناخنکی طنازانه و بی‌مقصد به آنها بزند:

«مَخو دی آسَمون تُمبی زِمی واز اُشکِه کَپ شَو

یِکی قاش اُشکِه ماه و پوسِّ ماه اُشلِت اَتِه پارَو

مَخو دی یَک درختی که وَجَی میوه فشنگ اُژدا

فشنگ اُمکِشت اَتِ لَتَّه، بُدِه لَتَّه پُرِه بِرنَو»

عبدالرضا مفتوحی با کتاب شعر «دِ پِدیرِ پاقعله» و نیز فرهنگ لغت لاری که به شکل منظوم سروده است، می‌خواهد به سبک خودش، راهی در زبان لاری بگشاید و به همین سبب باید سروده‌هایش نقد شود تا آن‌چه شعر نیست و یا ضعف شعر است، از آن زدوده شود و اشعاری درخور باقی بمانند.

از این نویسنده بخوانید:

زیستار ادبی فکری نویسندگان نامی جهان

بهترین دارو برای انسان، «انسان» است

منتظر چیزی نباش! همین زندگی امروزتو بچسب

عطرِ نابِ ادبیات که در جانم می پیچد

غیر انسانی‌ترین سرگذشت، سرگذشت انسان‌هاست!

تو حسودی؟ احساس کمبود می‌کنی؟


18 نظر

  1. عبدالرضا مفتوحى گفت:

    1

    0

    سلام و سپاس نويدِ عزيز
    نقد و نظرات و راهنمايي هاى شما مطمئنا در پيشرفت اين حقير در حوزه ى سرودن اشعار بومى و فارسي تاثير فراوانى خواهد داشت سپاسگزارم از اين همه مهربانى و رفاقت

  2. ناشناس گفت:

    1

    1

    درود نقد منصفانه باعث رشد می شود.نقد منصفانه که به وسط می آید باید از نکات مثبت یک شاعر نیز حرف زد. به هرحال نقد مثل درس املا است که دریک صفحه بیش از یکصد واژه درست نوشته ای ولی مثلا دو یا سه واژه غلط که نمره ات می شود هفده. واگر یازده غلط نوشته باشی تجدید می شوید.

  3. خلیل رویینا گفت:

    4

    0

    نوید بازیار را دوست دارم به خاطر سواد بالای ادبیاتش ، به خاطر تواضعش و نقد دلسوزانه اش . عبدالرضا مفتوحی گرانبهاست در شعر لاری قدرش را بدانیم

  4. زینلی گفت:

    3

    0

    دید منتقدانه اقای بازیار و تلاش اقای مفتوحی در پروردن زبان لاری را می ستایم .

  5. عباسفر گفت:

    1

    0

    بیت های خوبی انتخاب شده بود که باعث شد شعر لاری اقای مفتوحی را درست تر بشناسم.
    درود باد این فرهنگ پروران را

  6. علی‌میرزا زمانی گفت:

    1

    0

    درود بر دو عزیز خوشبختانه ما چند سالی ست از بعضی از اشعار آقای مفتوحی در مراسم کلاه کنی استفاده میکنیم بسیار زیبا ودلچسپ

  7. عابدی راد گفت:

    1

    0

    تعداد بیشماری نیستند افراد واجد دانش و روح لطیف که می‌توانند با ابیات دلنشین و نغز و صنایع لطیف شعری اثرات جدی بر روح و. روان عامه مردم و نیز خواص و علاقه مندان به ادبیات داشته باشند
    خلاصه کلام اینکه اثرات تاثیر اشعار از نثر برتر و زبان شیوا در نثر نیز از کلام عادی بیشتر است. آدمی طالب کلام موزون است آنهم از نوع خوبش کلام موزون چون اشعه خورشید گرما بخش زندگی است و اثرات آن عمیق
    جناب مفتوحی یکی از ستارگان این عرصه است
    و این نقد زیبا در راستای هم افزایی در طی این طریق متعالیست
    این مقاله زیبا. خوشحال کننده است

  8. ابراهیم مهرابی گفت:

    1

    0

    آقای بازیار را کمتر می شناسم ولی چه خوب باز به یاری جناب مفتوحی آمده است و هدیه ای ناب را به او در قالب نقد( =به روز آوری) تقدیم کرده است.

    عبدالرضا اما دیر گاهی است که می شناسم. او وقتی خود، سروده خویش را می خواند، تمامِ خودش را در کلمات می ریزد و همه ی حسش را به شنونده منتقل می کند. هر گاه خواندنش را برایم می فرستد، بارها و بارها شعرهایش را گوش داده و لذت می برم. مفتوحی، وجودی گشوده همچون سابات را دارد، ساباتی که دری دو سویه دارد به آنچه بر او گذشت و دریچه ای به آن چه بر او خواهد گذشت. تعلیق و نوسان بین گذشته و آینده از ویژگیهای بارز او است.
    کاش مفتوحی و مفتوحی ها بیشتر برویند و کاش بازیارها، با نقد مشفقانه، بر فربهی آنان بیفزاید!

    دست مریزاد باید گفت به هر دو بزرگوار

  9. حسن لطفی گفت:

    1

    0

    سلام
    درود و سپاس فراوان بر جناب مفتوحی عزیز که با تلاش بسیار نقش مهمی در پاسداشت زبان لاری ایفا می کنند من به شخصه از اشعار ایشان حظ فراوان می برم . مطمئنا نقدهای سازنده شما اهل نظر در پیشبرد این هدف بسیار کارساز خواهد بود

  10. عنایت الله نامور گفت:

    0

    0

    مفتوحی خیلی بیشتر از این می ارزد

    سرایش شعر محلی به زبان لارستانی کار ساده ای نیست . من قبلا در همین جا در صعوبعت سرایش شعر گویشی مطلبی نوشته بودم .
    ما در زبان لارستانی هنوز فرخی و منوچهری و انوری و خاقانی خاص خود را نداریم . علیرغم سابقه نسبتا خوب چند قرنی ما داریم سیاه مشق می کنیم . هر شاعر گویشی هربار باید از نو آغاز کند . ما نه دیوان شعر وزینی داریم و نه بحثی در چند و چون شعر محلی که رمز و راز این شعر را بشکافد .نه انجمنی که در پی شعر محلی باشد و نه نشریه ای که به آن اختصاص داشته باشد . نحله خاص این شعر هنوز مشخص نیست .
    هر چه هست کوشش فردی است .
    هر چه هست تلاشی است برای بازتاب احساس و درک این محیط با زبانی که مادر در دهان شاعر نهاده است .
    برای همین هم شاعران محلی سرا دست به دامن طبیعت می زنند. به گذشته چنگ می اندازند . از تغییر شکوه می کنند . از روزگار می نالند . کلام ژرف و عمیق و انگاره های فلسفی هنوز چندان راه به این شعر نیافته است .
    شاعر ان محلی سرا مضمون ها تکرارمی کنند . و دور ها می چرخد و بازگشت می کنند .
    اما این وسط چند شاعر گویشی سرا تجربه های چدید دارند .کوشش نو و تلاش هایی که فراتر از تکرار است .
    یکی از این شاعران کوشا عبدالرضا مفتوحی است . او می کوشد ساحت های شعر محلی را بشکافد و در هریک تجربه کند . او زبان مادری را در خدمت این شکافتن و برآمدن نهاده است .
    شعری می سراید که هزار واژه گویشی در آن است . کلامی می گوید که کنایه ها و ضرب المثل های لارستانی را به خدمت گرفته است . حرفی می زند که بازی های زبانی را دستمایه کار کرده است. اینها همه آزمایش و آمایش است .
    و سرانجام از همه آزمودنها « مفتوحی » سربرمی کشد و شاعر دیار می شود .
    و از همه این آمرمودن ها و تجربه کردنها غزل درخشن او می روید. اینجا مفتوحی هیچ مناسبتی ندارد جز ملاقات با شعر ناب .
    مفتوحی می رود تا منوچهری و خاقانی ما شود .

  11. دهقانی گفت:

    0

    0

    نقدهای منصفانه نوید بازیاری را همیشه دوست دارم
    همچنانکه دوست هم سرایم را عبدالرضا مفتوحی
    گویش یا بهتر بگوئیم زبان لارستانی در آستانه انقراض است همتی جانانه میخواهد که از آن جلوگیری کنیم
    ایام به کام رفیق و روزوروزگارتان خوش✋

  12. ناشناس گفت:

    0

    0

    هم شعرهارا پسندیدم و هم نقد.
    جای چنین کارهایی در مطبوعات منطقه بسیار خالی بود.

  13. نجمه قنبری گفت:

    0

    0

    آقای مفتوحی با استعداد بی‌نظیرشون اشعار زیبایی به زبان لاری می سرایند که علاوه براینکه از نظر ادبی ارزنده هستن در حفظ و نگهداری زبان لاری نقش بسزایی دارند، آرزوی سلامتی و موفقیت برای شاعر لاری زبان شهرمون دارم

  14. ناشناس گفت:

    0

    0

    درود.
    نقدی عملی و انتخاب شعرهای دلچسب.
    ما در لارستان به چنین نگرش هایی نیاز داریم.

  15. باقری گفت:

    0

    0

    نقد های آقای بازیار منطقی و مستدل هست .احسنت

  16. ناشناس گفت:

    0

    0

    واقعا نقد آقای بازیار بدون دشنه نوشابه هست .چه تیتر جالب و با محتوایی انتخاب کردن

  17. ناشناس گفت:

    0

    0

    نوید عزیز نقدهای حرفه ایت رو دوست دارم.

  18. ص کامجو گفت:

    0

    0

    هردو بزرگوار دوست داشتنی هستند.از جناب مفتوحی واز دوستان نزدیکش تقاضا داریم مفتوحی را وادار و تشویق به سرودن شعر به زبان لاری نمایند. بیش از ۲۰۰جلد کتاب راجع به لارستان نگارش وچاپ شده است ولی دریغ از یک کتاب که کامل به زبان لاری نگارش شده باشد. مجدد از کلیه کسانی که در احیای زبان لاری(لارستانی)تلاش وکوشش می کنند خدا قوت می گوییم

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان