میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در17 آوریل 2015 ساعت 9:44 ق.ظ سرویس:فرهنگ و هنر, گفتگو 6 دیدگاه 5,957 بازدید

«نمايشنامه خواني» فرزند نامشروع «تئاتر» است!

گفت و گوي «بشارت نو» با «ميكائيل شهرستاني»، بازيگر و مدرس تئاتر و سينما

«نمايشنامه خواني» فرزند نامشروع «تئاتر» است!

حميد منشي: گفت و گو با «ميكائيل شهرستاني» همزمان با برگزاري جشنواره منطقه اي نمايشنامه خواني لارستان انجام شد. وي كه مدرس و بازيگر باسابقه تئاتر، تلويزيون و سينماست به عنوان يكي از سه داور در اين جشنواره حضور داشت. وي در فرصت محدودي كه بين اجراهاي جشنواره مهيا شد به پرسش هاي ما پاسخ داد و تاكيد كرد اينگونه جشنواره ها از اين منظر كه گروه هاي فعال را دور هم جمع مي كند و جنب و جوشي در آنها ايجاد مي كند ارزشمند است اما نبايد به يك روال و دستورالعمل بلندمدت تبديل شود. او همچنين به كرات از حضور خود در لارستان اظهار خرسندي كرد و گفت هيچ نقطه تاريكي در برخورد مردم لارستان نديدم. لازم به ذكر است كه اين گفت و گو پيش از مراسم اختتاميه و در روز دوم جشنواره انجام شد.

***

آقاي شهرستاني! در حال ديدن آثار جشنواره «نمايشنامه خواني» هستيد؛ پرسش اول را بدون مقدمه مي پرسم؛ اساسا با نفس برگزاري اينگونه جشنواره ها موافقيد؟ عده اي اين گونه جشنواره ها را در هنر تئاتر، رويكردي انحرافي مي دانند؛ بعضي ها با عموميت بخشيدن به آن مخالفند اما با اجراي محدودش مشكلي ندارند و عده اي هم متناسب با جامعه امروز و مشكلات مالي حوزه هنر آنرا خلاقانه مي دانند. نظر شما در اين باره چيست؟

شما به خوبي رويكردهاي متفاوت به نمايشنامه خواني را عنوان كرديد. هر سه اينها مي تواند باشد. ممكن است تعميم دادن اين فعاليتها خيلي به نفع تئاتر نباشد. از طرفي اما در مقطعي شايد مصداق قول معروف «كاچي به از هيچي» باشد! زماني كه بودجه اي به هنر علي الخصوص به تئاتر اختصاص پيدا نمي كند و پشتيباني خاصي صورت نمي گيرد فكر كنم اين اتفاقات مي تواند ميمون و مبارك باشد. حداقلش اين است كه جوان ها دور هم جمع مي شوند. دركل معتقدم مي شود تا يك مقطعي اين تجربه را انجام داد اما نه براي هميشه. بعضي ها به نمايشنامه خواني مي گويند فرزند نامشروع تئاتر! خود من هم در مورد تئاترِ راديويي كه چند سالي راه افتاد خيلي نظر موافقي نداشتم. فراموش نكنيم دليل اصلي تولد نمايشنامه خواني ايجاد فضا براي نمايشنامه هايي بود كه امكان اجراي صحنه اي آنها به هر دليلي ممكن نبود.

IMG_333974

مواردي كه در نمايشنامه خواني برجسته سازي مي شود، «متن» و «بيان» است. اگر ملاك ما تئاتر امروز و پيشرو باشد شايد اين دو عنصر كافي نباشد؛ با اين وصف شما بفرماييد جايگاه متن در تئاتر امروز كجاست كه حالا ما داريم آن را در اينگونه جشنواره ها اينقدر برجسته مي كنيم؟

به هر صورت بستر اصلي هر نمايشي، متن است. شما بدون متن به خصوص در عرصه نمايشنامه خواني چيزي نداريد كه ارائه بدهيد.

ما داريم اَكت و پرفورمنس را در اينجا حذف مي كنيم و اين چقدر ما را از تئاتر دور مي كند؟

بله اينها در نمايشنامه خواني حذف شده و خيلي عوامل ديگر مثل لباس و گريم و ميزانسن و دكور. حالا البته بعضي ها از موسيقي و اِفِكت استفاده كرده اند كه خيلي ضرورت ندارد. بيشتر از هرچيز بايد روي بيان تاكيد شود و ميزانسن هم بايد با همين بيان ايجاد شود.

به نظر شما نمايشنامه خواني يك سير مستقل است يا اينكه مي تواند به عنوان يك تمرين براي اجرا عمل كند؟ گاهي گروه هايي مي خواهند كاري را به اجرا ببرند و مي آيند در نمايشنامه خواني شركت مي كنند و همان را بيان مي كنند!

اين كه اشاره مي كنيد در واقع «دورخواني» است كه ما در شروع هر كاري كه مي خواهيم روي صحنه ببريم تحليل مي كنيم، اكسيون گذاري مي كنيم، شخصيت هارا نقد مي كنيم و درگيري هايي كه كارگردان با نويسنده و بازيگر دارد اتفاق مي افتد؛ اما در نمايشنامه خواني بايد يك قدم جلوتر رفته باشيم چون در مرحله روخواني، بازيگر خام و ناپخته عمل مي كند و يك چيزهايي را نمي داند اما اينجا بايد متن تحليل شده باشد و همه چيز را بداند. اينجا با صدا و اندكي بدن و اكسيوني كه با چهره دارد بايد نقشها ارائه شود و قابل درك باشد. من بعضي كارها را كه در همين جشنواره ديدم بازيگر فقط متن را مي خواند بدون اينكه سكوتها و مكثها را رعايت كند. طبيعتا اين بيان نمي تواند تاثيرگذار باشد.

از اين گذشته ديالوگ ها در اكثر گروه ها غالبا به صورت مونولگ موازي ادا مي شود!

همينطور است؛ اين ديالوگ و ديالكتيك بايد مراعات شود. اين بده بستانها خُب خيلي بهتر است. مثلا در نمايش «گزينش» تقريبا اين اتفاق افتاده بود. اينگونه نمايشنامه ها ضرباهنگ و تمپوي جذاب تري خواهند داشت و مخاطب را با خود مي كشاند اما وقتي منولوگ هاي پيوسته بيايد هم كسالت بار خواهد شد و هم ارتباط مخاطب كمتر مي شود.

جناب شهرستاني! بفرماييد تفاوت تئاتر راديويي و نمايشنامه خواني دقيقا در چيست؟

در نمايش راديويي ما عناصر و عواملي داريم غير از نويسنده، بازيگر هست و كارگردان و تهيه كننده و صدابردار و افكتور همه هستند اما در نمايشنامه خواني اين سه عامل نهايي يعني صدابردار، تهيه كننده و افكتور را بايد حذف كنيد. نمايشنامه اگر درست تحليل و فهم شود و تمام آنچه كه به عنوان ايده، فكر و انديشه كار و پيچيدگي هايي كه در متن وجود دارد درست به بازيگر منتقل شود و او به مخاطب منتقل كند و به متن هويت ببخشد مي شود نمايشنامه خواني. به همين سادگي. بقيه حرف است.

هنوز خيلي از گروه ها با استانداردها و شاخصه هاي نمايشنامه خواني آشنا نيستند. عده اي فقط متن خواني و عده اي ديگر تقريبا دارند اجراي صحنه اي مي كنند. متر شما براي داوري نمايشنامه خواني چيست؟

فهم اثر خيلي مهم است. براي من، سلامتِ بيان بازيگر و فهم اثر و اينكه چقدر باور كرده باشد و چقدر اين باور را بتواند منتقل كند در آن زماني كه مديريت كرده اند خيلي مهم است.

يعني اَكت هاي بازيگران را در نمايشنامه خواني ضعف تلقي مي كنيد يا خير؟

نه؛ ضعف نيستند اما ملاك اصلي براي داوري نيستند. اكسيون هاي دوستان را در بدن و چهره دوست دارم ولي اگر متكي به صدا شوند و حس متن را با صدا و بيان منتقل كنند خيلي بهتر است. مثلا من اينجا شنيدم كه صداي پا را در مي آورند و اين، كار را به طرف اجراي راديويي مي برد. البته اين ضعف نيست و چون هنوز قانونمند نشده هركسي سليقه اي دارد. هيچ كدام بي ربط نيستند اما ضرورتي ندارند.

01_8545

در يك نگاه كلي كارهاي اين جشنواره را تا الان چطور ارزيابي كرده ايد؟ قابل قبول بود يا خير. از توقع شما چقدر فاصله دارند؟

من با توقعات خاصي وارد جشنواره نشدم. هر جشنواره اي را با خودش مي سنجم. با امكانات آن جشنواره و اگر بخواهم با ايده آلهاي خودم وارد شوم شايد هيچ يك از اين جشنواره ها را نپسندم و موافق نباشم. ترجيح مي دهم بودجه باشد و گروه ها بجاي ورود به اينگونه جشنواره ها كار صحنه اي توليد كنند. همه ما داريم ظاهرا زمان را مي كشيم كه آن اتفاقا مبارك در آينده بيفتد و به تئاتر نگاه شاخص، دقيق، با درايت و با دست و دل بازي شود؛ بودجه خودش را داشته باشد و آدمها بتوانند بعد از تحصيل و آموزش كار ارائه دهند و افكار و اعتقاداتشان را روي صحنه بياورند.

برگردم سراغ جشنواره لارستان؛ من ترجيح مي دادم نمايشنامه ها ايراني باشند كه خُب خوشبختانه منهاي روز اول، تك و توك كارها را نويسندگان خودمان نوشته اند. من فكر مي كنم يكي از رسالت هاي ما شناسايي اين نيروهاست و كار روي مسائل و معضلاتي كه مبتلابه اين استان و شهرستان است. من جاي خالي آثار فولكلوريك را به شدت احساس كردم و اميدوارم تا پايان جشنواره بتوانيم اينگونه آثار را هم ببينيم.

شما پيش از اين هم به لارستان آمده بوديد؟

خير.

از قبل با اين منطقه آشنايي داشتيد يا خير؟

خير نمي شناختم.

خُب حس و حالتان از چند روز حضور در اين شهرستان را بفرماييد.

سوال سختي است. در دو سه روز نمي شود به شناخت رسيد. يك روز سراغ برخي ابنيه هاي تاريخي رفتيم. راستش دلم شكست! اين اتفاق در خيلي از شهرهاي ما مي افتد. ظاهرا ميراث فرهنگي دارد حفاظت مي كند ولي خيلي از اينها دارند نابود و ويران مي شوند. اگر آگاهانه اين اتفاق مي افتد خيلي متاسفم. معتقدم اگر مسئولان نمي توانند، حفظ و نگهداري اينها را به مردم بسپارند؛ مثل خيلي از شهرهاي دنيا. به هر حال ديدن بناهاي تاريخي رو به نابودي لارستان برايم خيلي دردناك بود.

اگر بخواهم از مردم بگويم اينكه مردم لارستان خيلي خونگرم و آرام هستند. اين مردم به من خيلي انرژي دادند. من كوچكترين خدشه اي در ذهنم در مواجه با شماها برايم ايجاد نشد. من چند وقت پيش رفتم »اميديه« و ديگر آنجا نمي روم ولي در مورد لارستان با وجود اينكه راه طولاني دارد اما اگر قسمت باشد و دعوت كنند باز هم مي آيم.

به طور خاص سطح كيفي كارهاي لارستان در جشنواره را چطور ديديد؟

من شخصا همه كارها را با هم بدون اينكه بدانم مال كجاست نگاه مي كنم. مطمئنم ديگر آقايان داور هم بدون جانبداري قضاوت خودشان را خواهند كرد و ان شالله بگونه اي باشد كه داوري ها خوبي باشد. البته نارضايتي بي ترديد ايجاد مي شود و اميدوارم حتي المكان كم  و كمتر شود.

به عنوان پرسش آخر يك نقطه قوت و يك نقطه ضعف جشنواره را بگوييد.

خب اين جشنواره نوپا و جوان است و طبيعتا اشكالاتي وجود دارد. ولي من مي بينم از كارها تصويربرداري مي كنند و سوئيچ مي شود و اين خود مي تواند به گروه ها خيلي كمك كند. آنها بعدا مي توانند فيلم كار خود را ببينند و معايب كار خود را برطرف كنند. ديگر اينكه برخورد رئيس اداره ارشاد اينجا خيلي برايم جالب و خوشايند بود. فروتني و بزرگواري او من را تحت تاثير قرار داد. احساس مي كنم فرد دلسوزي است و فرهنگ برايش بجاي پست و موقعيت، يك دغدغه است.

 *اين گفت و گو پيش از اين در شماره هشت نشريه «بشارت نو» درج شده است.


6 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    با سلام اگر به مصاحبه فوق خوب دقت کرده باشید جناب شهرستانی رعایت قوائد دیالوگ و دیالکتیک را در نمایش ( گزینش)از لارستان را مثال زده و این نمایش را نمونه بارز از نمایشنامه خوانی صحیح و به قول ایشان دارای ضرب آهنگ مناسب و خوب دانسته ولی متاسفانه در زمان اعلام آرای داوران این نمایش و بازیگران مستعد آن مهجور واقع شده که این جای بسی تعجب دارد پس شاید بتوان نتیجه گرفت که در اعلام نتایج اعمال نظر از سوی بعضی صورت پذیرفته شده باشد که بازخورد آن را امروز شاهدیم

    • محسن پور گفت:

      0

      0

      دست بردار نیستید؟؟؟؟
      اعمال نظر در اعلام نتایج از سوی بعضی ها رو کاری ندارم اما شما شورش را در آوردید،

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    خیلی جالب است!!؛
    سوالها پخته تر و زیباتر از پاسخهاست

  3. سمیه طاهباز گفت:

    0

    0

    نمایشنامه خوانی درکل کارزیبا وجذابی است به شرطی که قواعد واصول آن رعایت شود
    به نظرمن سوالها به جا وزیبا اما جوابها چندان جالب نیستند ومخاطب را قانع نمی کنند ……

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    ایشون نگفتن نمایشنامه خوانی فرزند نامشروع تئاتر هست. گفتن عده ای عقیده شون اینه . توی انتخا تیتر خیلی بیشت از این حرفها دقت کنین لطفا!!!!

  5. 0

    0

    سلام.تشکرازاینکه درشهری مانندلارستان این حرکات خوب فرهنگی صورت میگیرد.ازجناب شهرستاتی هم تشکرمیکنم . ولی همانطورکه دوستان گفتند,کاش پاسخهایشان کمی روشن ترمیبود.من اهل مازندرانم ومدیریت آموزشگاه سینمایی جامعه امروز شاهی (قایمشهر) رابعهده دارم.ولی پیگیراخبارهنری کشورهستم.
    کاش بشودبهتروبیشتراین هنرنوپارا به همگان معرفی کردتاطبق گفته میکاییل عزیز, نمایشنامه خوانی شناخته شود و مردم وخود هنرمندان ,ابتدا اصل موضوع رابشناسندو بااین هنر, ماننداجرای صحنه ای استفاده نکنند… موفق باشید

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان