میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در3 نوامبر 2014 ساعت 8:45 ق.ظ سرویس:مطلب شما 4 دیدگاه 1,258 بازدید

نه براي عاشورا

نه براي عاشورا

تقديم به شهداي امر به معروف و نهي از منكر

behzad-(1)بهزاد قناعت پيشه: حسين (ع) را دوست دارم نه فقط براي عاشورايش كه اختتاميه اي بر شورانگيزترين هجرت حماسي تاريخ بود او را دوست دارم براي شيدايي ترين افتتاحيه حركتش. كاملترين حج ناتمام! من حسين ابن علي(ع) را سردار مبارزه با وارونگي زمانه خود مي دانم. آنجا كه مقدس ترين مناسك اسلام را نيمه تمام رها مي كند و تمام سرمايه اش يعني جان خود و خانواده اش را بهاي بيداري امتش قرار مي دهد. جان خود و خانواده اش را نثار مي كند تا بيداري بدهد و از وارونگي برهاند!
او امتش را متوجه مهمترين پيام دين جدش مي كند. او يادآور مي شود كه حج با تمام قداستي كه دارد اگر بيداربخش نباشد جز يك دور و تسلسل نيست و بايد هجرت كرد و از اين دايره تكرار جهالت خود را رها كرد! او طواف كعبه را رها مي كند چون طواف حسين (ع) ياراي بيداري بخشي امتش را ندارد! در قامت يك زمان شناس تيزبين نقطه كور امت را پيدا مي كند و از همان روزنه نوري تا ابديت بر دين جدش مي تابد. نوري كه هر چه زمان مي گذرد از درخشش آن نمي كاهد.
جهالت و فساد در امت محمد(ص) آنچنان گسترده است كه ديگر نصيحت حسين(ع) ياراي نفوذ در قلبهاي تاريك را ندارد. بايد چاره اي انديشيد وگرنه تمام تلاشها و مجاهدتهاي جدش محمد مصطفي(ص) و پدرش علي مرتضي (ع) و برادرش امام حسن مجتبي (ع) و مادرش فاطمه زهرا(س) از بين مي رود. حسين (ع) خود را در حساس ترين مقطع تاريخ اسلام پس از نبي مكرم (ص) مي بيند. او فرصتي براي سعي و خطاي امتش ندارد. وارونگي چنان سرعت گرفته است كه اگر در پيچ عاشورا و كربلا پرت نشود امت محمد(ص) را به مقصدي نامعلوم مي كشاند!
حسين(ع) پس از شهادت برادر خلوت شبهايش را به مرور تاريخ اسلام مي گذراند. مي انديشد و مي گريد. دلتنگ جد و پدر و مادر و برادرش مي شود. اما آنچه بيشتر و بيشتر او را رنج مي دهد وارونگي امت اسلام است. جهالت حاكم بر امت جدش دلتنگي او را دو چندان مي كند. او مي داند اين دلتنگيها و حتي بازگويي خاطرات و توصيه هاي نبي مكرم اسلام ديگر براي جامعه اسلامي جذابيتي ندارد! دنيا آنها را با خود برده است. وارونگي آنها را به قبل از زمان ظهور اسلام بازگردانده و ديگر تعاليم اسلام در زندگي مردم ساري و جاري نيست! مردم شبه مسلمان شده اند. اسلام واقعي به فراموشي سپرده شده است. هر كس اسلام را آنگونه كه راحتي بيشتري نصيبش كند تفسير مي كند. راحت طلبي محوريت دينداري شده است !
در دايره دينداري مردم تنها اموري مجوز ورود دارند كه راحت طلبي آنان را خدشه دار نكند! ديگر جهاد در راه خدا چنگي به دل نمي زند و زيبا نيست چون راحت نيست!
حسين(ع) تمام اين مولفه ها را در برابر خود مي بيند. ظرفيتهاي امتش را بررسي مي كند و از طرفي طوفان جهالتي كه از روبرو مي آيد را هم مي شناسد. زمان به سرعت مي گذرد  و حسين (ع) فرصت بازبيني همه وقايع را ندارد. او شيوه هاي تربيتي جدش را مروري سريع مي كند و راز معماي بيداري امت را در صدر اسلام مي يابد. او در فرصت كوتاهي كه دارد رفتارهاي رسول اكرم را زير ذره بين مي برد و بر موثرترين تاكتيك جهادي جدش متمركز مي شود. آري هجرت! او در مي يابد كه آنچه به اسلام در صدر پيدايشش جهت و حركتي پرشتاب مي دهد هجرت رسول الله (ص) است. محمد(ص) با هجرتش جان تازه اي به اسلام بخشيد. حسين(ع) معما را حل كرده است و بايد سريعا اقدام كند. او نقطه آغاز حركتش را مبدا هجرت جدش قرار مي دهد. مكه!
اما تفاوت او با جدش در اين است كه در آن زمان ذهن مردم همانند ظرفي خالي پذيراي هر انديشه اي بود و محمد(ص) با نفوذي كه در جزيره العرب پيدا كرده بود با آرامي توانست ذهن فرد فرد مردم را شكل دهد. اما حسين(ع) با سدي دشوار بنام وارونگي روبروست. وارونگي، اسلام مردم را در مسير راحت طلبي قرار داده است و تفسيري واژگونه از اسلام در ذهن مردم شكل گرفته است و قوام يافته است. اين ذهن نياز به پيرايش دارد. كار حسين به مراتب سخت تر از محمد(ص) است! آنچنان سخت كه ديگر مدينه النبي هم تاب نصايح نوه پيامبر را ندارد. بايد تغيير جهت داد. حسين از مدينه به مكه مي آيد و در مدت كوتاه چهار ماه ونيم تا مراسم حج استراتژي خود را پي ريزي مي كند و مقدمات هجرت تاريخ ساز خود را آماده مي كند. كوفه مهد علاقمندان به اهل بيت (سلام الله عليهم) است. سيل نامه هاي دعوت علويان از كوفه مقصد هجرت را براي امام مشخص مي كند. امام راهي كوفه ميشود. حسين(ع) راه سختي در پيش دارد!
سختي راه گامهاي حسين را سست نمي كند و تاثيري بر اراده اش ندارد. او براي نبرد با وارونگي دست به يك وارونگي مي زند! تابوشكني مي كند و يكي از دقيق ترين مناسك دين اسلام را نيمه تمام رها مي كند! او با اين خلاقيت بي نظير يك سوال بزرگ در ذهن امت ايجاد مي كند و با اين سوال اولين ضربه را بر وارونگي ذهني و ديني جامعه اسلامي وارد مي كند. چه چيزي مهمتر از حج است كه نوه پيامبر را به سوي خود كشانده است؟!
اين سوال بزرگ در نهايت ۷۲ سائل واقعي را به سوي جواب مي كشاند. حسين(ع) با تمام سرمايه اش به كدام سو مي رود كه از حج مهمتر است؟ او در آنسوي سرزمين مادري و فراتر از مكه و مدينه النبي در پي چيست؟! گمشده حسين چيست كه شوق وصال چنين شيدايش كرده است؟ اين سوالات و پرسشهايي از اين دست در فضاي ضعيف رسانه آن روز حكم ضربه هاي كوچكي دارد كه بر مغز پيكره جهان اسلام تلنگر مي زند اما هنوز بيداري آفرين نيست.
حسين (ع) مبداء و مقصد را مشخص كرده است. او عصر روز عرفه شيپور بيداري را به صدا در مي آورد. دعاي عرفه حسين(ع) در واپسين لحظات حضور در مكه آخرين نجواي حسين(ع) رو به كعبه است. حسين با خلق اين دعا شيدانامه اي را به يادگار مي گذارد كه سرآغاز بيداري است. عاشورا تفسير تصويري عرفه حسين(ع) است. هر آنچه حسين(ع) در عرفه زمزمه مي كند در عاشورا به تصوير مي كشد. حسين(ع) كارگردان شيدايي ترين نمايش تاريخ در عاشورايي است كه نمايشنامه اش در عرفه شكل گرفته است!
حتي اگر عاشورا رقم نمي خورد دعاي عرفه حسين(ع) براي بيداري جهان اسلام كفايت مي كرد اگرچه گوش شنوايي نبود! اما حسين(ع) مي دانست كه عاشورا گريزناپذير است پس مشتاقانه به قربانگاه رفت چون به نتيجه هجرتش ايمان داشت. عاشوراي حسين ميل به بيداري را در امت محمد(ص) تا ابد بيمه كرد! او با عاشورا سرمشقي به امت مسلمان داد كه ديگر بهانه اي براي سكوت در برابر وارونگي پيدا نكنند! او خون خود و يارانش را بهاي بيداري امتش قرار داد تا امر به معروف و نهي از منكر فراتر از فريضه حج قرار بگيرد.
بسيار شنيده ايم كه شرف مومن از كعبه بالاتر است پس فريضه اي كه بهايش خون پاكترين انسانها يعني حسين(ع) باشد به مراتب فراتر از حج قرار مي گيرد! حج مقدسترين و والاترين مناسك دين اسلام است. بزرگترين كنگره جهان اسلام است. اما اگر همين گردهم آيي برپاكننده معروفي نباشد و منكري را نزدايد جز انجام مراسمي نمادين چيزي نيست و حسين(ع) جانش را فدا كرد تا اين پيام را به گوش ما برساند. امر به معروف و نهي از منكر يك فريضه ديني است و شرافت يك فريضه ديني ايجاب مي كند تا ملعبه دعواي جناحي سياستمداران قرار نگيرد و دستاويزي براي تسويه حساب سياسي نباشد. فريضه يك امر واجب است و انجام واجبات زمان و مكان نمي شناسد .
در پايان نگاه شيدايي شهيد آويني به كربلا و امام حسين(ع) را حسن ختام اين يادداشت قرار مي دهم:
كربلا را تو مپندار شهري است ميان شهرها و نامي است در ميان نامها. كربلا حرم حق است و جز اهل حقيقت را در آن راهي نيست. كربلا! ما را نيز در حريمت پذيرا باش.

*۱۰ آبان ماه ۹۳ – ۷ محرم الحرام- پايتخت شور و شعور حسيني ايران (زنجان)


4 نظر

  1. محبوبه وحیدیان گفت:

    0

    0

    بسیار زیبا و پرمحتوا بود. احسنت بر شما

    • بهزاد قناعت پيشه گفت:

      0

      0

      با سلام
      متشكرم.برگ سبزي است تحفه درويش و تقديم به آستان مقدس ابا عبدالله

  2. م.ح گفت:

    0

    0

    احسنت
    بسیار زیبا بود

    • بهزاد قناعت پيشه گفت:

      0

      0

      با سلام
      از دلگرمي شما متشكرم و در اين روزهاي سرخ التماس دعا دارم

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان