نظرتان در مورد طراحی این سایت چیست؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۱ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۰۲ ب.ظ سرویس:اجتماعی, اندیشه 13 دیدگاه 1,277 بازدید

نويسنده كتاب «قفل بي كليد»: در تعاملات اجتماعي رفوزه ايم/ جدي ترين مشكل ما «فصل الخطاب» دانستن افراد بجاي معيار است

نويسنده كتاب «قفل بي كليد»: در تعاملات اجتماعي رفوزه ايم/ جدي ترين مشكل ما «فصل الخطاب» دانستن افراد بجاي معيار است

آفتاب لارستان: كتابخانه گنج شايگان لار، سه شنبه ۱۹ مرداد امسال ميزبان نشستي در معرفي و بررسي كتاب «قفل بي كليد» نوشته دكتر ابراهيم مهرابي بود. اين نشست با سخنراني نويسنده كتاب آغاز و با نقد و بررسي و اظهار نظر حاضران درباره اين كتاب ادامه يافت.

انگيزه نوشتن اين كتاب رفوزگي ما در تعاملات اجتماعي بود

دكتر ابراهيم مهرابي با بيان اينكه ايده آغازين نوشتن اين كتاب به سال ۸۹ بر مي گردد گفت: در سفري به كوهستان هاي ياسوج و در كنار اجاق دست ساخته اي به اين  فكر كردم كه چرا غرب در تعملات اجتماعي از ما موفق تر بوده است و چرا رفتارهاي اجتماعي مردم در غرب بسيار نزديك تر به توصيه هاي ديني ماست ولي ما با اينهمه مباني نظري، متاسفانه رفوزه ايم؟! به فكرم رسيد چرا شروع نكنم و تصميم گرفتم به اندازه توانم در اين باره بنويسم و آن شب نطفه نوشتن اين كتاب بسته شد.

2

نويسنده كتاب «قفل بي كليد» در ادامه ضمن اشاره به مميزي چندين باره كتاب و تراشيده و نحيف تر شدن آن پس از چاپ تاكيد كرد كه جنبه اخلاقي اين كتاب براي من مهم بود كه از «دل» من برخاسته نه جنبه سياسي كه معمولا به «ذهن» آدم ها بر مي گردد.

اين استاد بازنشسته دانشگاه سپس به بازخوردهاي اين كتاب پس از زمان چاپ تاكنون اشاره كرد و گفت: دوستان زيادي پس از چاپ كتاب پيام داده اند و گويا اين كتاب قابل استفاده است؛ بعضي ها هم اعلام كردند كه در اين كتاب درصدد برآمده ام خود را روشنِ روشن و ديگران را سياهِ سياه به تصوير بكشم. من البته از اين برداشت خوشحال شدم چراكه متوجه شدم بخشي از همين كتاب با عنوان «منطق صفر و صد» بلافاصله مصاديق خودش را پيدا كرده است!

در فرهنگ اسلامي «فرد» از ميانه برچيده مي شود

اين دانش آموخته مباني نظري اسلام، در ادامه ريشه و مبناي بسياري از گرفتاري هاي اجتماعي ما را در انديشه «فردمحوري» دانست و البته اين انديشه را نه اسلامي كه متاثر از يهوديت تحريف شده عنوان كرد. وي در اين باره چنين توضيح داد:

در فرهنگ اسلامي «فرد» از ميانه برچيده مي شود و نمونه هاي اين مدعا در قرآن و روايتهاي ما زياد است اما اين تفكر كه هميشه يك نفر در ميانه باشد و بقيه پيرامون وي بچرخند و فاقد هرگونه هويت و اراده اي باشند از كجا آمده است؟ اگر ريشه يابي مختصري كنيم و به واژه هاي «ژوپيتر، زئوس و فادر» يعني «خدايِ پدر» كه از تفكر اسطوره اي يونان آمده اما در تطور تاريخي وارد حوزه تفكري يهود شده دقت كنيم متوجه مي شويم كه خداي يهود تحريف شده، برخلاف خداي اسلام، خدايي منفرد، پدر مأب، بالانشين و كامل السيطره است.

اينكه «ببينيد چه حق است نه كه حق است» طلايي ترين جمله حاكميتي است

دكتر ابراهيم مهرابي سپس با بيان اينكه خداي اسلامي با اين خداي پدر تفاوت دارد و با اشاره به آيه معروفي از قرآن كه «خداوند از رگ گردن به انسان نزديك تر است» گفت: وقتي خداوند از خود انسان به او نزديك تر است دوئيتي وجود ندارد و اين خدا نمي تواند از درون انسان ممتاز باشد و خداي ممتاز خداي يهود است.

8

اين نويسنده سپس با نقل قول جمله اي از استاد خود آيت الله آشتياني گفت: وقتي خداوند پيغمبر محبوب خود را چهل روز تنبيه كرد يعني مي خواهد «موحد» را از بين ببرد تا «توحيد» به عنوان معيار حاكميت پيدا كند و اين كد مهمي است كه مي تواند در رفتار سياسي، حاكميتي و خانوادگي ما بكار گرفته شود. وي در توضيح بيشتر اين نكته به بيان روايت جنگ جمل پرداخت و گفت: وقتي علي (ع) براي جنگ جمل حركت كرد عبدالله بن عمر و سعد بن ابي وقاص نيامدند و گفتند نمي دانيم «كه» برحق است! يك طرف عايشه و طلحه و زبير و ديگر بزرگان و طرف ديگر هم علي و ديگر بزرگان و حضرت در پاسخ فرمودند: سوال را عوض كنيد و بپرسيد «چه حق است و نه كه حق است» و اين طلايي ترين سخن حاكميتي ممكن است يعني معيار را بشناسيد و افراد را با آن ارزش دهي كنيد و اين جمله اوج آزادگي و اوج احترام به انسان و قانون است.

3

دكتر مهرابي در پايان با جمع بندي سخنان خود تاكيد كرد: پس جدي ترين مشكلات اجتماعي ما متاثر از اين تفكر است كه يك فرد را بياوريم وسط و بگوييم فصل الخطاب است و اين تفكر از يهوديت تحريف شده نشأت گرفته كه مشكل ديني و عقلاني دارد.

***

فايل صوتي سخنراني دكتر ابراهيم محرابي در نشست بررسي كتاب «قفل بي كليد» در لار را از (اينجا) بشنويد و دانلود كنيد.

***

درباره نويسنده:

دكتر ابراهيم محرابي متولد ۱۳۴۱ در گراش و ساكن مشهد است. وي داراي مدرك دكتري مباني نظري اسلام (فلسفه و كلام) و بازنشسته هيئت علمي دانشگاه است. او پيش از كتاب «قفل بي كليد» كتب «سفر در تحیر»، «آسمانشهر، آنسوی سراب» و «انسان شناسی سکولار و سنتی» و تعداد زيادي مقاله تحقيقي نوشته است.

از ديگر سوابق اجرايي و علمي وي نيز مي توان به عضويت در اتاق فکر کمیته استراتژیک سازمان آموزش و پرورش خراسان بزرگ، دبیر و مدیر نمونه آموزش و پرورش، استاد نمونه دانشگاه، طرف مشورت طرح های آموزشی و فرهنگی کشور از جمله سند چشم انداز توسعه آموزش و پرورش و نیز سند راهبردی توسعه کمی و کیفی زیارت؛ نیز عضو کمیته برنامه ریزی سازمان پژوهشهای جوانان آستان قدس رضوی و مسئول مجتمع آموزشی ایران در آلمان اشاره كرد.

4 1 7 6 5

 


13 نظر

  1. دانشجوی لاری گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 3

    مشکل جامعه ما این است که هر کسی به خودش اجازه می دهد درباره اسلام نظریه پردازی کند بدون اینکه اطلاعاتش درباره اسلام کامل باشد. فرد گرایی در اسلام هم مطرح است؛ در قرآن می خوانیم: اطیعوا الله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم
    همه ما ملزم به اطاعت از انسان کامل شده ایم

    • محمد_ت گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      با سلام
      به نظر می رسد این سخنرانی یک مشکل اساسی داشته باشد و ان همانی است که برادران ایمانی ما اشاره کردن و نکته ای نیز باید اشاره کرد که در اسلام خداوند متعال برای وجود مقدس نبی اکرم اختیاراتی را قرار داده است و از جمله ان اختیار مقام تشریع و قانون گذاری برای عباد است و به همین خاطر ما فرض النبی را داریم مثل ۲ رکعت نمازی که به نمازهای ظهر اضافه شده که اینها جزو فرض النبی است ( رجوع کنید به علل الشرایع )

    • دانشجوی لاری گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      این نکته را تذکر می دهم که قصد بنده از نوشتن این جمله جسارت به آقای مهرابی نبوده، بلکه این را تحت تاثیر کتاب ایشان به صورت کلی و به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح کردم؛ چرا که در جامعه ما هرکسی مقداری اطلاعات دینی دارد سریع به خودش اجازه می دهد تصورات خودش را به عنوان یک نظر دینی مطرح کند.

    • ناشناس گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      البته شما توهین نکردید بنده به جای دکتر مهرابی از شما عذر خواهی می کنم ! جناب دانشجو حرف شما کاملا درسته و سخن ما کاملا غلط شما بهشتی هستید و ما جهنمی شما از عقل و نقل و قران و حدیث کاملا آگاهید و ما بی خبر اصلا اسلام یعنی شما و سخنان شما ! اما ما نمی خواهیم به بهشت برویم

  2. الف گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    خداوند نفرموده است که از شخصی بنام محمدبن عبدالله (ص) بعنوان فرد ، اطاعت کنید . بلکه به هویت حقوقی او اشاره دارد که مقام رسالت است. ماموریت های رسالت نیز در قرآن مشخص فرموده است، از جمله اینکه رسول در مقام رسالت ، براساس کتاب و حق ونه از پیش خودحکم میکنند و لا ینطق عن الهوی.

    • اردی گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      سلام محضرفرهیختگان عزیز شهرستان وهمکار فرهیخته نگارنده کتاب قفل بی کلید!!؟؟ آقای دکتر مهرابی عزیز
      هستی عرصه گشایش هاست وانتظارفرج انتظاربزرگترین گشایش درکونین به دست با کفایت قطب عالم امکان(عج) اسلام مکتب بین الامرین است سیاه وسفید صرفا درساحت مقدس آن موضوعیت ندارد ونفی فردیت واثبات جمعیت باروح اسلام ناسازگاراست نمی توان شخص وشخصیت خلیفه الله یکی را نفی تا دیگری اثبات شود این پارادایم را تامل کنیدکه : اگرشخص پیامبر(ص) جسم وروحش برازنده ی ردای بعثت پیش از مبعوث شدن نبود ظرف بعثت قرارنمی گرفت همانگونه فطمه(س) وعلی(ع) ودیگرانوارمقدس : اول من خلق الله نوری این انوارمقدس که از اسلاب شامخه هستند هویت حقیقی دارند وفریاد انا بشراز آنان است این بشر که فرستاده اوست وتاویل وترتیلش تاویل وترتیل خداوند است اسوه والگوی بشری است که عقل کل است البته مرادازعقل تنها عقل مصباحی نیست که منبعی نیز شمول آن است ومنبع متساطع عقل منبعی وجود انوارنورانی اهلبیت (علیهم السلام )اند که ۱۴ نفرند

  3. همشهری گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    در تایید کامنت دانشجوی لاری باید بگویم که پیامبر اسلام فرمود: من دو چیز گرانبها را در میان شما به امانت می گذارم؛ کتاب خدا و عترت و اهل بیتم؛ تا زمانی که به این دو تمسک جویید گمراه نمی شوید
    پس برای رهایی از گمراهی، قرآن و رسول خدا و ائمه معصومین علیهم السلام فصل الخطاب هستند و در زمان غیبت نیز امام زمان علیه السلام فرمودند فارجعوا الی رواه حدیثنا که به قول همه منظور فقها و در راس آنها ولی فقیه هست که باید به آنها مراجعه کرد و آنها را فصل الخطاب دانست

  4. ناشناس گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    تفاوت ما با اروپایی ها این است که آنها به اونچه می دانند عمل می کنند ولی ما به دستورات اجتماعی دینمان عمل نمی کنیم. ما می دانیم که دروغ حرام است، غیبت حرام است، تهمت و مسخره کردن حرام است، بد حجابی و شوخی با نامحرم حرام است ولی به آنها عمل نمی کنیم؛ مشکل از مسلمانی ماست که به قوانین اسلام کامل عمل نمی کنیم؛ چه به حرامهاش و چه به حلال هاش.

    • ناشناس گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      یعنی د رطول چهارده قرن هنوز کسی از شما پیدا نشده که به آنچه میداند عمل کند ؟ پس ممکن است تا پایان عالم هم هیچ کدام از شما به این ها عمل نکنید و ما نباید انتظار زیادی از شما داشته باشیم

  5. احمدرضا گفت:

    Thumb up 2 Thumb down 0

    سلام. فصل الخطاب بودن با معیار و ملاک بودن هیچ تعارضی ندارد. وقتی صحبت فردی به عنوان فصل الخطاب مورد پذیرش قلبی و عقلی قرار می گیرد که با سرشت و طبیعت شنونده مطابقت داشته باشد. برخی خیال می کنند با تاختن به تعبیرات و واژگان می توانتد جایگاه ارزشمند مصادیق آنها را بکاهند. زهی خیال باطل. اگر حرف کسی به عنوان فصل الخطاب نباشد، سنگ هم روی سنگ بند نمی شود.

  6. معلم گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    عجب قدرن بيان و كلامي دارند دكتر مهرابي. آدم را ياد سخنراني هاي آتشين دكتر شريعتي مي اندازند. كلا از شنيدن اين سخنراني كوتاه اما بسيار مهم لذت بردم. لطفا در آينده نيز از ايشان دعوت كنيد. راستي كتاب قفل بي كليد را از كجا ميشه تهيه كرد؟

  7. ناشناس گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    نگران نباشید برادرا تا وقتی مردم عاشق خرافات هستن حرف کسی مثل دکتر مهرابی به جایی نمی رسه

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان