میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۸ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۹:۱۱ ب.ظ سرویس:یادداشت 10 دیدگاه 2,516 بازدید

نيم قرن آرامش و طوفان

نيم قرن آرامش و طوفان

آفتاب لارستان: روزنامه «جمهوري اسلامي» در شماره ۹ بهمن ۹۳ خود مقاله اي از «احمد حسيني» نويسنده لاري و فرماندار اسبق لارستان درج كرد. در ادامه مي توانيد اين مقاله را بخوانيد:

***

hoseyniاحمد حسيني: شروع دهه پنجاه براي رژيم پهلوي خوشايند بود. چهار برابر شدن قيمت هر بشکه نفت اوپک، روابط استراتژيک با آمريکا و اسرائيل و متحدان اروپائي و منطقه‌اي آن، آرامش ظاهري سياسي و ثبات در کشور، همه نشانه‌هاي آينده‌اي روشن و دلخواه براي محمدرضاشاه به حساب مي‌آمدند. بويژه از جبهه مخالفين رژيم ديگر صدايي شنيده نمي‌شد. گروه‌هاي چريکي و مبارز فدائيان خلق يا مجاهدين خلق و امثال آن‌ها با دستگيري و اعدام رهبران، عملا فراموش شده بودند.

از جانب امام خميني(ره) که تهديد واقعي او در دهه پيش بود. گاهي پيامي، اعلاميه‌اي از نجف اشرف تبعيدگاهش، از موانع بي‌شمار و مرگ بار ساواک مي‌گذشت و به دست ياران او مي‌رسيد اما اين‌ها براي شاه که در اوج جنون قدرت بود خطري به حساب نمي‌آمد. روحانيون و شخصيت‌هاي برجسته سياسي مخالف در زندان و تبعيد بودند و البته کساني که براي رژيم پهلوي خطري نداشتند آزادانه و فارغ از آنچه جامعه را آزار مي‌داد مشغول کار خود بودند.

در حقيقت فضاي کشور از طبقه نخبگان تهي بود. بسياري از آنان که عناوين پرفسور و دکتر را يدک مي‌کشيدند و تحصيلات عاليه خود را در غرب سپري کرده و به کشور باز مي‌گشتند بلافاصله جذب هيات حاکمه و دربار مي‌شدند. روشنفکران و قلم بدستان متعهد روزبه روز اندک و اندک‌تر گشتند. هر صاحب انديشه‌اي به شرطي مجال بروز و ظهور مي‌يافت که آن را در خدمت قدرت حاکم قرار دهد وگرنه بايد به محاق فراموشي مي‌رفت.

در واقع جامعه آن روزها را اکثريت مطلق مردم فراموش شده و غرق در فقر و تهيدستي و اقليت بسيار محدود مرفه و برخوردار تشکيل مي‌داد. شاه با تکيه به ساواک و نيروهاي مسلح خود و حمايت روزافزون آمريکا، نقش ژاندارمي خود را به خوبي انجام مي‌داد و در منطقه‌اي که شکست‌هاي سنگين اعراب از اسرائيل اکثر کشورهاي منطقه را زمين گير کرده بود، رژيم پهلوي به تنهايي جولان مي‌داد و درآمد سرشار نفت گران شده را بي‌دريغ در راه خريد جنگ‌افزارهاي گران قيمت و در عين حال بي‌فايده براي ارتش ناکار آزموده خود هزينه مي‌کرد و دلارهاي نفتي که مي‌توانست بخشي از شکاف طبقاتي و فقر گسترده کشور را جبران نمايد. به جيب شرکت‌هاي تسليحاتي اروپا و آمريکا و واسطه‌ها و دلال‌ها سرازير مي‌شد. براي شاه حتي مهم نبود که هم پول مي‌دهد، هم سلاح بدرد نخور مي‌خرد و هم همراه اين تجهيزات، مستشاران آمريکايي نيز براي انحصاري نگه‌داشتن حق استفاده از جنگ‌افزارها و کاربرد آن، ‌گروه گروه به ايران اعزام شوند تا مبادا يک نظامي ايراني، بتواند از دانش ساخت و کاربرد آن‌ها سردربياورد!

مردم که طعم تلخ سرخوردگي‌هاي ۲۸ مرداد و روزگار مصدق و کشتار بي‌رحمانه ۱۵ خرداد سال ۴۲ را هنوز با خود داشتند، اميدي به اصلاح امور نداشتند و در زندگي روزمره و رنج‌هاي ناشي از آن، گرفتار بودند. در جهان آن روز هم اگر از چند حادثه کوچک بگذريم، همين آرامش در بعدي وسيع‌‌تر حاکم بود، در واقع هنوز دوران جنگ سرد ميان دو ابرقدرت غرب و شرق، موازنه قوا را به گونه‌اي رقم مي‌زد که همه دولت‌ها آسوده و بي‌دغدغه حکومت مي‌کردند. آمريکا هم از نظر قدرت پولي و هم نظامي با پيمان ناتو و کشورهاي نيرومند عضو آن، بر رقيب ديرين خود شوروي و کشورهاي پيمان ورشو، برتري داشت و حکومتي بلامنازع بود هر چند قدرت اتمي شوروي و دسترسي‌هاي بزرگ علمي آنها، موجب ترس و نگراني و احتياط مي‌شد.

اروپا دوران سازندگي پس از جنگ را به پايان رسانده بود. اسرائيل و رژيم غاصب آن، با شکست جبران‌ناپذيري که به اعراب وارد کرده بود، ‌ديگر در برابر خود حريفي نمي‌ديد. گاه از بعضي چهره‌هاي اصلاح‌طلب همچون گاندي و نهرو و سوکارنو و آلنده و سيدجمال و اقبال لاهوري و نلسون ماندلا و… برقي مي‌زد ولي گستره و حوزه نفوذي نداشتند. از همه مهم‌تر تجربه اروپا از قرون وسطي تا رنسانس و پيشرفت‌هاي متعاقب آن، براي انديشمندان و متفکران غربي و شرقي، شکي باقي نمي‌گذاشت که دين يک تجربه شخصي است و نه عامل تحولي براي جوامع و نظا‌م‌هاي حکومتي، آن‌ها کليسا و سردمدارانش را به حاشيه جامعه بردند آن گاه ديدند همه چيز رو به جلو رفت و فقدان مسيحيت و قدرت پاپ‌ها ور هبران مذهبي در اداره امور جامعه نه تنها مشکلي ايجاد نکرد بلکه مايه آرامش بيشتر گرديد. همين تجربه به جوامع اسلامي نيز روي آورد و يک اصل مسلم و تغييرناپذير تلقي شد. خلاصه آرامشي مطلق بر فضاي سياسي جهان و ايران خودمان حاکم بود و مردم خود را براي قرنها اينگونه زيستن آماده مي‌کردند و بي‌خبر از اين که طوفاني سهمگين در راه بود.

شايد هيچ تحليل‌گر تاريخي و اجتماعي در آن روزها نمي‌توانست پيش‌بيني کند که دو سه سال بعد امواج انقلابي بزرگ از راه مي‌رسد که نه تنها سرتاسر کشور ايران را در مي‌نوردد بلکه بر همه معادلات منطقه‌‌اي و بين‌المللي نيز تاثيري عميق مي‌گذارد و آن نظم و آرامش حاکم را بکلي به هم مي‌ريزد. کافي است شرايط اوايل دهه پنجاه با ۴۰ سال بعد از آن يعني امروز مقايسه شود. با نگاهي به اوضاع منطقه وجهان امروز مي‌‌توان عظمت انقلاب اسلامي را درک کرد. اين جهان پرآشوب که در همه جاي آن حتي در آمريکا و اروپاي باثبات و آرام،‌ بحران‌هاي بزرگ اقتصادي و سياسي در حال شکل‌گيري است و بعد از فروپاشي ابرقدرت شرق، حوزه نفوذ پيمان‌هاي ناتو و ورشو و جوامع تقسيم شده بين دو ابرقدرت سابق، را همه به روشني درگير آشفتگي‌هاي عميق، جابجايي اساسي قدرت سياسي، ظهور تروريسم دولتي، جنگ‌هاي مرگ‌بار مي‌بينند. نظام‌هاي حکومتي که بر مبناي دين و مذهب تشکيل مي‌شوند و تجربه انقلاب اسلامي که اصل بي‌ريشه و منطق جدايي دين از سياست را فاقد هرگونه ارزش و مشروعيتي ساخت. از ديگر آثار آن طوفان عظيم بود.

اما آن طوفان درست از متن آرامش شاه و حاميان او آغاز شد. همان عواملي که براي رژيم پهلوي امنيت و آسودگي را به همراه آورده بودند. در مدت زمان کوتاهي تبديل به ضد خود شدند. درآمد نفتي که چهار برابر شده بود به دليل عدم کشش اقتصاد کشور در جذب آن، صرف واردات گسترده اقلام و اجناسي شد که به اقرار عوامل همان رژيم کشتي کشتي به بندرعباس وارد مي‌شد و در انبارها آن قدر مي‌ماندو خاک مي‌خورد تا مي‌پوسيد و بعد با لودر آن‌ها را جابجا مي‌کردند. اصلا شبکه حمل و نقلي براي رساندن اين اجناس به مرکز کشور و استان‌ها وجود نداشت. واردات بي‌رويه و انباشت سرمايه اقتصاد را به جايي رساند که مسئولان سازمان برنامه راجع به بدهي ۱۲۰ ميليارد دلاري کشور هشدار دادند ولي گوش شنوايي وجود نداشت. قوه قهريه و سرکوب ساواک و خفه کردن صداي مخالفان نيز موقت بود. بوروکراسي گسترده و فساد اداري و حزب‌بازي‌هاي مسخره، ‌گره‌‌اي از مشکلات نمي‌گشود و نارضايتي مردم بيشتر مي‌شد. بيماري سرطان شاه ضربه ديگري بود که بر پيکر پهلوي دوم فرودآمد، افسردگي و رنج ناشي از اينکه بزودي خواهد مرد، باعث شد تا همانند ۲۸ مرداد به انزوا بخزد و نتواند درک کند در جامعه چه مي‌گذرد. او در قبال مخالفت‌هاي مردم با تعجب مي‌گفت: «آخر آنها چه مشکلي دارند ما که به آن‌ها همه چيز داده‌ايم؟! و آن همه چيز متعلق به هزار فاميل بود که رفته رفته از شاه دور مي‌شدند.

از طرف ديگر امام خميني(ره) با آن اراده استوار و خستگي‌ناپذير و قدرت درک شرايط کشور، حضور خود را آن چنان در جو سياسي و مردمي کشور پررنگ کردکه به معجزه بي‌شباهت نبود و جهانيان و در رأس آن‌ها آمريکا اين حامي هميشگي شاه که تا لحظه آخر براي نجات او ايستاد،‌ شاهد بودند که چگونه اين توده بزرگ سفيد که از دور صخره‌اي استوار مي‌نمود، همچون کوه برفي به سرعت آب شد و فرو پاشيد و نه تنها طراحي کودتاها، ۸ سال جنگ، آشوب و ناامني و… مانع ادامه اين انقلاب که معجزه بزرگ قرن بود و از قلب‌هاي يکايک مردم سرچشمه مي‌گرفت نشد بلکه بر قدرت آن افزود به گونه‌اي که امروز وقتي از يک نظام ۳۶ ساله سخن به ميان مي‌آيد ديگر حرف ايران تحقير شده و ذليل دنياي استکبار نيست، ‌بلکه بحث يک نظام مقتدر و استوار است که با تجربه درخشان خود، جهان را دگرگون ساخته است. در اين نوشتار مي‌شد به آسيب‌شناسي ۳۶ سال گذشته پرداخت که حتما جا دارد و بايد اين کار را کرد ولي بهتر است اين شيريني را با تلخي درهم نياميزيم و با خاطره زيباي آن،‌در ايام‌الله دهه فجر شاداب و بانشاط بمانيم.

 

 


10 نظر

  1. ایران گفت:

    0

    0

    چند جمله به عنوان شخصی که از نسل انقلاب بوده و از دوران قبل از انقلاب چیزی نمی داند در پاسخ به برادر ارجمند جناب آقای احمد حسینی :
    ا-اکنون نیز صدای مخالفی شنیده نمی شود.چون مخالفین یا فتنه گر یا بی بصیرت تلقی می گردند و اگر همین فضای مجازی نبود شاید همین چند کلمه حرف مخالف نیز به گوش نمی رسید.بماند که در همین فضای مجازی نیز منتقدینی مثل من از ترس […] ناچار به استفاده از نام مستعار هستند.
    ۲-فضای کنونی جامعه نیز تقریبا” از نخبگان خالی شده است.چون یا به دلیل شرایط داخلی مجبور به کوچ از مملکت شده اند(فرار مغزها) یا به دلیل تفکر و نوع نگاهشان رد صلاحیت و خانه نشین یا حتی در […] به سر می برند و صرفا” افرادی نظیر همین کسانی که اکنون با افتادن پرده ها اوج خیانت به بیت المال تنها یکی از مضررات استفاده از اینها به جای نخبگان واقعی می باشد باقی مانده اند.متاسفانه از این گونه افراد در دولت و مجلس و قوه قضائیه و حتی نهادهای امنیتی استفاده می شده است.
    ۳-اکنون نیز اکثریت مردم تهی دست و مخصوصا” نسل جوان فراموش شده اند و بیکاری و مشکلات اقتصادی ناشی از آن امید به آینده را از آنها سلب کرده است و در همین شرایط نه تنها آقا زاده ها بلکه خود آقایان مشغول سواستفاده و رانت خواری و انباشت داراییهای خود بوده و ارقام نجومی نظیر ۳۰۰۰میلیارد و ۱۲۰۰۰میلیارد که عقل از سر انسان می برد را خلق کرده اند.
    ۴-مردم امروز نیز طعم تلخ سرخوردگی ناشی از حوادث سال ۸۸ را خورده و چه آنهایی که معترض بوده اند و خس و خاشاک نامیده شدندو به اعتراضاتشان عادلانه رسیدگی نشد و چه جریانی که معترض نبوده و اتفاقا” حامی جریان پیروز با رای۶۳% بودند با عملکردی که از منتخبشان دیدند امیدشان نه به اصلاح امور بلکه فقط به جلوگیری از بدتر شدن اوضاع است و این کف مطالبات مردمی است که به دولت تدبیر و امید امیدوار شده اند که متاسفانه با کارشکنی های جریان مخالف باز هم از امید مردم کاسته شده است.
    ۵-در کشورهای اسلامی منطقه به دلیل وجود حکومتهای خودکامه و غیر دموکراتیک الان درگیریهای داخلی تبدیل به فاجعه انسانی شده است.این آخر و عاقبت هر نوع حکومت غیر مردمیست.که نه تنها حاکمان بلکه خود مردم را نیز تحدید می کند.امیدواریم کشور ما حداقل از این نوع فجایع دور بماند اما شما خوب می دانید سطح مطالبات عمومی و اختلاف سلیقه های موجود بین جریانات مختلف به گونه ای است که این خطر همیشه ایران را تحدید می کند.به همین دلیل لزوم دموکراتیزه شدن ایران و پاسخگویی به مطالبات همه اقشار در یک چهارچوب عادلانه بیش از پیش اهمیت می یابد.ولی متاسفانه شاهد این هستیم که در سالهای اخیر روز به روز جریانات سیاسی بیشتر از نظام خارج شده و تبدیل به اپوزوسیون می شوند.
    ۶-متاسفانه و با عرض پوزش از ارائه بقیه نظراتم چون می دانم توسط مدیریت سایت سانسور می شوند و حتی همین چند مورد را هم احتمال می دهم منتشر نکنند معذورم.
    به امید تحقق اصلاحات واقعی در ایران که تنها راه پیش روست.

    • حسینی گفت:

      0

      0

      سلام :جمله آخر مقاله را لطفا دوباره مطالعه فرمایید.من از گذشته ای نوشتم که هویتم است. انسان هایی که که قادر نباشند از گذشته خود دفاع کنند قطعا آینده ای نیز نخواهند داشت ولی خوشحال خواهم شد با جوانان خوب و دلسوزی مثل شما حرف بزنم.موفق باشید.

    • ایران گفت:

      0

      0

      جناب آقای حسینی عزیر.گذشته ای که هویت شماست باعث بی هویتی یک ملت شده.گدشته امثال شما قابل دفاع نیست.با این حال ما فقط می توانیم ببخشیم ولی فراموش نمی کنیم.اما در مورد آینده در صورتی که از گذشته پر اشتباه درس بگیریم شاید بتوان به آینده امیدوار بود.ولی اگر امثال شما هنوز فکر می کنید گذشته قابل دفاع است بایستی گفت آینده ای که شما متصورید بدتر از گذشته خواهد بود.

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    دوست عزیز مقاله به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب نوشته شده و شرایطی که منجر به سقوط یک رژیم دیکتا توری گردیده است. شاید اصلا منافاتی با نظرات شما هم نداشته باشد کمی بیشتر فکر کنید . هرچه می خواهید می گویید باز هم حرف سانسور را می زنید.انصاف هم خوب چیزیه!

    • ایران گفت:

      0

      0

      آقا یا خانم ناشناس اگر توجه کرده باشید با تمام تلاشی که کردم تا نظرم سانسور نشود باز هم مدیر سایت یکی از کلمات را با …جایگزین کرده است.این یکی از موارد سانسور است.فکر می کنید آن کلمه چه بوده که سانسور شده.؟
      “جان”
      فقط همین.
      از طرفی وقتی مطهری که نماینده مجلس است در سخنانش نسبت به حصر غیر قانونی کسانی که سران فتنه نامیده می شوند اعتراض می کند اما توسط همکارانش چنان مورد برخورد و حتی درگیری فیزیکی قرار می گیرید که انگار نه انگار آنجا مجلس شورای اسلامی است و هر نماینده حق دارد حرفش را بزند و حق پاسخگویی برای بقیه هم وجود دارد و رئیس مجلس کل جلسه را تعطیل می کند فکر می کنید با امثال من چه برخوردی می شود؟

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    جناب آقاي حسيني. اول از همه بايد به شما بابت اين قلم شيوا تبريك بگويم اما در مورد محتواي مقاله بايد عرض كنم واقعيت جامعه امروز ما چيزي جز آن است كه مرقوم كرده ايد. خودتان بفرماييد وضعيت موجود با آرمان هاي انقلاب چقدر متفاوت است؟ البته من هم موافقم كه عموم مردم دلشان با اتقلاب است و امنيت موجود در اين كشور را قدر مي دانند اما از طرف ديگر بايد بپذيريم شعارهاي انقلاب كجا و شرايط موجود كجا؟! اينهمه […]

  4. فامیل دور گفت:

    0

    0

    […] ما و فرزندانمان شما را نمیبخشیم خوب به یاد دارم کودکی بیش نبودم که شما و دوستان و همکلاسیهایتان خوشی زیر دلتان زد و […] و سپس به پست و مقامهای بالا رسیدید […] را بستید و نمیبینید که ثمره ی انقلاب شما جز […] نبوده است

  5. فامیل دور گفت:

    0

    0

    […] همین الان هم سما سوار ماشین لوکس میشوید و چند ویلا و آپارتمان اندوخته اید و فرزندتان در اروپا خوش میگذراند وبا خانواده برای تعطیلات به سفرهای اروپا و کانادا میروید اما اطرافیانتان فرزندان تحصیل کرده و بیکار دارند و حتی توانایی یک تفریح و سفر داخلی هم ندارند همین الان پس از سی و شش سال اقلیت ده میلیونی تریلیاردر هستنپ و اکثریت شصت میلیونی در فقر و بدبختی روزگار میگذرانند

  6. حامدپور گفت:

    0

    0

    جناب آقای حسینی با عرض سلام و ادب قلم شیوایی دارید.چند نکته در این متن توجه مرا جلب کرد.من از دوران پیش از انقلاب چیز زیادی یادم نمیاد فقط به یاد دارم که در آن زمان هیچ تفاوتی بین خودم و همکلاسیهای دوران دبستان حس نمی کردم. به این معنی که همه در یک سطح بودیم .فاصله طبقاتی معنی نداشت برایمان.چه پدر من که یک کاسب زحمت کش بود و شما او را به خوبی میشناسید و چه پدر همکلاسیم که مدیر کل فلان اداره بود. همه از سطح زندگی عابرومندانه ای برخوردار بودیم. ولی شما نوشته اید که در آن زمان اکثریت کردم در فقر زندگی میکردند .این جمله […] را بیشتر توصیف میکند .فرزندان من تفاوت بسیاری را بین خود و همکلاسیشان حس می کنند از مارک گران قیمت لباسها گرفته تا اتومبیل های خارجی . اشرافی والدینشان.آیا […] تا فاصله طبقاتی اینگونه شود؟! شما نوشته اید در آن زمان فضای کشور خالی از نخبگان بود مگر الان […]؟ اگر هم باشند در […] هستند. جناب حسینی دهه فجر برای ما مردم عادی جز […] چیزی ندارد. از شما هم که به نوعی در بوجود آمدن این فضای […] نقش داشته اید توقع داریم که با شهامت […]

  7. 0

    0

    سلام چه پر شور و نشاط است لارستان عزیز ما .باید به این سرمایه ارزشمند انسانی افتخار کرد همین یعنی خالی نبودن جامعه از نخبگان.دوست عزیز و خیلی خونگرمم -ایران بهمن-به راستی فکر کردید این مقاله همه اندیشه و باور های من است؟ هویت را چه خوب و چه بد نمی شود دور انداخت. آینده در دستان شماست آن را به گونه ای رقم بزنید که ۴۰ سال بعد قادر باشید از آن دفاع کنید—و فامیل دور که انشا الله روزی پسر خاله شوی!من همه ویلاها ی لوکس خود را ندیده به نام شما کردم.چند ماهی که در روزنامه جمهوری اسلامی قلم می زنم شاید بیش از ۸۰ مقاله نوشته ام در آسیب های جدی جامعه و از همه مهم تر شکاف طبقاتی رو به گسترش که حامد پور محترم از آن نوشته اند- با ادبیاتی صریح تر از شما جوانان خوب-وبا اسم خودم ونه مستعار-آن چه در مقاله من آمده واقعیات دوران هم سالی من با شماست -در مقام مقایسه با شرایط کنونی هرگز نبودم و قطعا حق مردم کشورم را خیلی بیشتر از آن چه هست می دانم.ولی ای کاش همه به دنبال راه حل های منطقی و واقع گرایانه باشیم. امروز کشور ما نیاز به یک آشتی ملی و یک تعامل عزت بخش با جهان دارد-همه ما اشتباه داشته ایم ولی فضای جامعه دارد پس از دوران پر درد افراط و تفریط بویژه آن چه در آن ۸سال تاریک گذشت به سوی تعادل و بازگشت عقلانیت و واقع گرایی پیش می رود.من در آستانه ۶۰ سالگی این را می گویم و هیچ آرزویی برایم بالاتراز تحقق آن نیست ودر این راه با همه توانم می کوشم.امید زیبا ترین سرمایه ماست آن راآسان از دست ندهیم-با حافظ اسطوره ای تمام می کنم:تایخ عیش ما شب دیدار دوست بود-عهد شباب و صحبت احباب یاد باد-حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد-جان ها فدای مردم نیکو نهاد باد.کوچک همه شما حسینی—

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان