میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در1 فوریه 2015 ساعت 9:12 ق.ظ سرویس:مطلب شما 4 دیدگاه 1,200 بازدید

همه امیدواری های مجموعه ای که عزت ساخت و سرافراز نمود

 یادداشتی در تحسین مجموعه «همه چیز آنجا است»

همه امیدواری های مجموعه ای که عزت ساخت و سرافراز نمود

آفتاب لارستان: يادداشت حاضر را يكي از هنرمندان لاري ارسال كرده است. از وي تاكنون چند يادداشت و نقد مثل «دماسنج غيرت»، «سنت، بانو، مدرنيسم و آقاي محمودي…» و… در اين سايت درج شده است اما همچنان درخواست كرده اند مطالبشان بدون ذكر نام نويسنده درج گردد. بارها و بارها از نويسندگان و ارسال كنندگان مطالب به سايت درخواست كرده ايم از نام خود استفاده كنند اما به همين اندازه هم تاكيد كرده ايم براي تصميم آنا كه اين كار را نمي كنند احترام قائليم.

يادداشت اين هنرمند درباره سريال «همه چيز آنجاست» را مي توانيد در ادامه بخوانيد:

***

Hame-Chiz-Anjastخیلی وقت بود‌ که دیگر انتظار نداشتم یکی از مجموعه های تلویزیونی صدا و سیما -حتی آن هایی که به فاخر بودن متصف می شدند- انگیزه ای برای دنبال کردن در من ایجاد کند ‌اما ناگهان «همه چیز آنجا است» خاموش آمد و نور امیدواری بر افروخت.

اوایل توجهی نشان نمی دادم. تلویزیون روشن بود و بعضی اعضای خانواده مثل همه سریال ها تماشایش می کردند و من سرگرم کاری دیگر شاید گهگاه بی هدف نگاهی می انداختم. رفته رفته اما تعداد دفعات نگاه ها زیادتر شد و هر بار با دقت بیشتری نیز همراه؛ و این روند تا جایی پیش رفته که امشب مثل آن زمان ها که پای کارتون «فوتبالیست ها» می نشستم آرزو می کردم فیلم جای حساسش تمام نشود.

بیش از همه، قدرت نویسنده –فیروزه قشقای- در داستان پردازی است که مرا مجذوب کار کرده و گمان می کنم در سطح مجموعه های تلویزیونی ما، این کیفیت نویسندگی کم نظیر و البته مایه امیدواری فراوان است.

از آن اوایل که من دنبال کرده ام کار بصورت چند داستان مجزا از هم و بی ارتباط با یکدیگر به نظر می رسید اما هر چه پیش تر می رود احساسی که از کشف ارتباط بین این داستان های به ظاهر مجزا از هم به من دست می دهد شبیه به همان حسی است که از تماشای نقاشی کردن «باب راس» در برنامه «لذت نقاشی» پیدا می کردم. همان حس خوب جور شدن تدریجی یک جورچین.

از آن گذشته ماجراهای داستان بر خلاف معمول، در فضاهای موهومی اتفاق نمی افتد همه چیز خیلی واقعی و نزدیک به محیط و جامعه ای به نظر می رسد که در آن زندگی می کنیم. خوشحالم که مسائل مبتلابه جامعه امروز ما ‌در این مجموعه به سادگی نادیده انگاشته نمی شود و یا وقتی دیده می شود به طرفه العینی با یک پند و موعظه ساده اخلاقی گره از کارش گشوده نمی شود. ندیده ام کسی در این مجموعه شعار بدهد، ژست بگیرد یا ادا در بیاورد. سرعت حرکت داستان بر خلاف حالت غالب، حلزونی نیست؛ جاده صاف و مستقیم نمی رود و هر از چند لحظه ای با رسیدن به یک پیچ یا سربالایی و سرازیری یک گردنه، هیجان سفر بیشتر می شود و همه این ها باعث تعجب و صد البته موجب خوشبختی است.

کار دشوار دیگر نویسنده از حیث پردازش تعداد زیادی شخصیت در داستان است که طیف مختلفی از تیپ های شخصیتی را شامل می شود. اگرچه «زیادی خوب و سفید بودن» بعضی شخصیت ها قدری آزار دهنده است اما این اشکال، خلل آن چنانی در کار برقرار کردن ارتباط شان با مخاطب ایجاد نمی کند.

کارگردانی مجموعه اما از نظر من با نویسندگی فاصله دارد و مخصوصاً بخاطر گنجاندن مقدار زیادی محتوای اضافه و به درد نخور در لابه لای فیلم، با اختلاف زیاد چند رده پایین تر می ایستد. بازی ها نسبتاً خوب و روان هستند که در این میان معتقدم بازی اندک بازیگر نقش «عمو حمید» (حمید فرهمند) که نامش را نمی دانم و ‌کار دیگری سابق بر این از او در ذهن ندارم «خیره کننده» است.

خلاصه کنم. شاید همین اندازه کفایت کند برای ابراز امیدواری نسبت به آینده مجموعه های تلویزیونی صدا و سیما که این روزها به سبب پخش سریال «همه چیز آنجا است» ‌در من ایجاد شده است.

عزت عزت الله زیاد. سر سرافراز بر فراز.

 


4 نظر

  1. اهورامزدا گفت:

    0

    0

    موافقم، البته در بعضی قسمت ها خوشبینی در داستان دیده می شود. بعضی بازی ها مصنوعی شده ولی در کل جزو کارهای خوب تلویزیون است

  2. 0

    0

    نقد خوبی بود البته به قول اهورامزدا خوشبینی در این داستان زیاد است و بعضی بازیها مصنوعی هستند.
    در مورد نحوه نگارش فیلمنامه توسط سرکار خانم “فیروزه قشقایی” بنظرم حضور این تعداد پرسوناژ به کار ضربه زده است.
    به قول ویلیام گلدمن: سینما اول یک رسانه تصویری و بعد یک رسانه صوتی است. دیالوگ لازم و حیاتی است اما نباید در دیالوگ کوچکترین احساسات را به تماشاگر گوشزد کرد. اگر فضاسازی ، بازی ها و فیلم نامه قوی باشد، تماشاگر به خوبی حس صحنه را درک می کند و دیگر نیازی به دیالوگ های کشدار و طولانی نیست. تا حد ممکن از دیالوگهای موجز و پر عمق استفاده کرد البته منظور ثقیل و سنگین نیست. بنابراین می توان سه ویژگی برای یک دیالوگ مناسب ذکر کرد : خلاصه گفتن ، صحیح گفتن و عدم توضیح واضحات.
    بنظرم در قسمت ۴۹ بود که فیلمنامه نویس برای برگشت آقای فانی به شرکتش و دیدن و غافلگیر شدن مهدی وبرادرش از ساده ترین و پیش پا افتاده ترین تکنیک یعنی جا گذاشتن کتاب بچه آقای فانی استفاده کرده بود. و چقدر برای اینکار زمینه سازی کرده بود!!
    نقش عمو حمید را بهرام ابراهیمی بازی میکند او از بازیگران موفق در تاتر است در سریال خواستگاران و فیلم سینمایی مارمولک و… بازی کرده است عمده فعالیت او بازی در نمایشهای رادیویی است. اوایل تاسیس شبکه آموزش مدرس یک برنامه آموزش فن بیان نیز بود و…

  3. سعید خوری گفت:

    0

    0

    البته وقتی اون خانم دکتر داره مصایب دنبال مد بودن رو برای بیتا خانم میگه و یا زن دوم فانی که میگه ماهواره چرت و پرت پخش میکنه شعارزدگی نیست! احتمالا اینها اسمش یه چیز دیگه ست که ما نمی دونیم!

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان