میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۷ دی ۱۳۹۵ ساعت ۲:۴۷ ق.ظ سرویس:اندیشه, برگزیده ها بدون دیدگاه 1,030 بازدید

همه در دفاع از ایران/جشنی برای فیلسوف ایران شناس

نشست «تأمل درباره ایران» با حضور اساتید برجسته فلسفه و علوم سیاسی

همه در دفاع از ایران؛ جشنی برای فیلسوف ایران شناس

636191598434360808_b

نشست «تامل درباره ایران» به مناسبت انتشار جشن نامه فیلسوف سیاست به سرویراستاری حامد زارع با عنوان «ایران همین‌جا است که ایستاده ایم»، عصر روز چهارشنبه ۱۵ دی ماه به همت نشر «فلات» و نشریه «سیاست نامه» در سالن فردوسیِ خانه اندیشمندان علوم انسانی با حضور اساتید برجسته این حوزه و همچنین استقبال کم نظیر دانشجویان و علاقمندان علوم سیاسی برگزار شد. حامد زارع دانش آموخته علوم سیاسی و یکی از روزنامه‌نگاران برجسته اهل لارستان است که چندین سال در نشریات سیاسی و روشنفکری کشور قلم زده و اکنون هم مدیر مسئول ماهنامه «سیاست نامه» در تهران است. این نویسنده حوزه فلسفه، حکمت و اندیشه سیاسی، به تازگی دو کتاب به نام‌های «فیلسوف سیاست» و «فلسفه و سیاست» درباره دکتر سید جواد طباطبایی ویراستاری و روانه بازار کرده است.

2328351طباطبائی راه و روش تفکر سیاسی را یاد می دهد

به گزارش خبرگزاری مهر، رئیس فرهنگستان علوم در ابتدای نشست گفت: سیدجواد طباطبایی، فیلسوف سیاست است ولی عضو یک حزب یا گروه سیاسی نیست؛ در واقع او راه و روش تفکر سیاسی یاد می دهد. رضا داوردی اردکانی رئیس فرهنگستان علوم و چهره ماندگار فلسفه گفت: آشنایی من با سید جواد طباطبایی به اوایل انقلاب بر می گردد، در آن زمان من کتابی به اسم فارابی نوشتم که در دانشکده ادبیات چندان مورد استقبال قرار نگرفت البته نوشتن این کتاب برای من به عنوان یک تکلیف و بخشی از رساله دکترایم بود. با این حال در همان زمان این کتاب در دانشکده حقوق بسیار مورد استقبال قرار گرفت و دکتر طباطبایی یک یادداشت آمیخته به لطف در یکی از مجلات درباره این کتاب برای من نوشتند. در همان زمان بنده احساس نوعی پیوند روحی با ایشان کردم. وی افزود: هم من و هم سیدجواد طباطبایی هر دو به سیاست می اندیشیم ولی هیچ کداممان از موضع و اندیشه سیاسی حکم نمی کنیم. برخی مرا ملامت می کنند که تو مدام می گویی آدم سیاسی نیستم ولی نوشته ها و حرفهایت سیاسی است. به عقیده من سیاسی نوشتن با سیاسی یا عضو یک حزب یا گروه بودن فرق دارد. آقای طباطبایی، فیلسوف سیاست است ولی عضو یک حزب یا گروه سیاسی نیست؛ در واقع او تفکر سیاسی یاد می دهد. داوری اردکانی ادامه داد: تنها قومی که بعد از یونان، فلسفه را فراگرفت ایران اسلامی بود، این در حالی است که سایر کشورهای اسلامی چنین توجهی به فلسفه نداشتند. ابن خلدون هم به وضوح به این موضوع اشاره کرده است. دلیل اینکه فارابی در ایران خیلی موفق نبود این است که نتوانست جایی در سیاست ایران باز
کند. بنده هم به همین دلیل نوشتن درباره او را رها کردم. اما کاری که دکتر طباطبایی در طول این سال ها کرد این بود که به تاریخ سیاست ایران نور انداخت. رئیس فرهنگستان علوم گفت: تأکید سید جواد طباطبایی بر ایران است. بنده نسبت به ایران پیشدادیان و کیانیان تحقیق نکرده ام و چیز زیادی نمی دانم اما  حرفهایم دربرابر ایران همگی برخاسته از تجربه ام درباره آن است. من ایرانی هستم و جدا از ایران نمی توانم زندگی کنم با اینکه شرایطش فراهم بوده که جای دیگری زندگی کنم، اما من ایران را دوست دارم و جای دیگری را برای زندگی انتخاب نکرده ام. برای من ایران یک مفهوم انتزاعی نیست؛ البته نمی گویم که عالَم ایرانی سراسر جمال و کمال بوده، می دانم که ایران دوران فلاکت بار و بدبختی هم داشته ولی با همه اینها ایستاده و مانده و نامش جاوید بوده است.

2328347طباطبائی ایران شناسی فانتزی را به ایران شناسی فلسفی تبدیل کرد

داود فیرحی، استاد دانشگاه تهران دراین نشست گفت: سید جواد طباطبائی مسائل امروز را به پرسش های فلسفی تبدیل کرد؛ به عنوان نمونه او ایران شناسی فانتزی را تبدیل به یک ایران شناسی فلسفی کرد. فیرحی دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران از سخنرانان این جلسه سخنان خود را با ذکر یک خاطره علمی آغاز کرد و گفت: یادم هست که در سال ۶۹ تا ۷۳ ایشان در دانشکده حضور داشتند و آن زمان ما دانشجوی لیسانس بودیم؛ در همان دوران آوازه سید جواد طباطبایی در دانشکده پیچیده بود و کتاب «درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» ایشان منتشر شده بود. انتشار این کتاب نشان از تولد یک اندیشه بزرگ داشت و معلوم بود که قرار است این راه ادامه پیدا کند. در همان دوران سه گانه اول دکتر طباطبایی به بازار پژوهش عرضه شد و نشان از آن داشت که قرار است به تدریج کتابهای دیگری از ایشان منتشر شود. وی افزود: یکی از انگیزه های من به عنوان طلبه که باعث شد رشته علوم سیاسی را ادامه بدهم حضور سید جواد در دانشکده بود. هم بودن ایشان در دانشکده فرصت و نعمت بود هم نبودنشان، چون فرصت پیدا می کردند که بنویسند. درهمان زمان در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران گرایش های مختلفی وجود داشت؛ یکی گرایش جامعه شناسی و دیگری گرایش تاریخ. در این میان شاخه اندیشه یتیم مانده بود و جهت خاصی نداشت. با حضور دکتر طباطبایی این گرایش تقویت و مطرح شد. هنوز هم که هنوز است سایه ایشان بر سر این رشته وجود دارد. این استاد دانشگاه تهران ادامه داد: حضور طباطبایی از چند جهت مهم بود؛ اول اینکه ایشان بحث بسیار مهمی را درون یک مثلث «ایران، اسلام و تجدد» مطرح کردند. علاوه بر این ایشان توانستند مسائل امروز را به پرسش های فلسفی تبدیل کنند. به عبارت
دیگر مسائلی را که از حالت ایدئولوژیک خارج شده بود به یک مسئله فلسفی تبدیل و قابل تأمل کردند. ویژگی دیگر استاد طباطبایی ادبیات شفاف و روشن ایشان بود. بنده همیشه از ادبیات تند و تیز و بی تعارف ایشان لذت می بردم و بسیار برایم جالب بود. فیرحی تصریح کرد: در مقابل این ادبیات صریح، کسانی که سخنان ایشان را می شنیدند دو دسته شدند: دسته اول افرادی که طرفدار تفسیرها و برداشت های ایشان بودند و سعی می کردند این ادبیات را بسط دهند؛ دسته دوم افرادی بودند که به تدریج به مخالفت با دیدگاه دکتر پرداختند. به هر حال حاکم شدن فضای اندیشه پژوهی در آن دوران از نعمت حضور استاد بود و جنب و جوش زیادی را در دانشگاه ایجاد می کرد. دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت: اینکه یک اندیشمند جریانهای موافق و مخالف را برانگیزاند و به تأمل فلسفی وادارد نعمت بزرگی است. به نظر می آید اندیشه ها و اندیشمندان بزرگ در عین حالی که اثرهای با اهمیتی تولید می کند با مشکلاتی هم مواجه می شود اما نکته ای که باید به آن توجه داشته باشیم این است که نباید اندیشه های یک اندیشمند را بریده بریده کنیم و با بخشی از آن موافقت و با بخشی از آن مخالفت کنیم. متأسفانه این اتفاق درباره ادبیات و ایده های دکتر طباطبائی رخ داده، به این معنا که برخی بخش
ایرانی گری صحبت های استاد را بسیار غلیظ می کنند ولی به بخش های دیگر آن توجه نمی کنند. این در حالی است که آثار استاد همگی شبیه یک پکیچ و حلقه های به هم پیوسته هستند و تقسیم کردن آنها اندیشه دکتر طباطبایی را با چالش مواجه می کند.

2328352ناسیونالیسم را به طباطبایی نچسبانیم

موسی غنی نژاد عضو هیئت علمی دانشگاه صنعت نفت و کارشناس حوزه اقتصاد به عنوان دیگر سخنران این مراسم گفت: درباره غرب، افراد مختلفی مثل مرحوم فروغی مطلب نوشته اند ولی کتابی که دکتر طباطبایی درباره تجربه‌ی غرب در ایران نوشته از جهت کامل بودن با هیچ کتاب دیگری قابل مقایسه نیست و من خیلی چیزها درباره‌ی اندیشه‌ی غربی را از این کتاب یاد گرفتم. سید جواد طباطبایی مفهومی طرح کرد که بسیار تازگی دارد، آن هم مفهوم جدید در قدیم است. ایشان آنچه که راجع به ملیت مطرح کرده اند مفهوم بسیار جدیدی است. ما در کتاب ایشان با نوع جدیدی از مفهوم ملیت سروکار داریم که در اندیشه‌ی غربی آن را پیدا نمی کنیم. چیزی که طباطبایی راجع به غرب می گوید با مفهوم ملیت متفاوت است. هیچ فردی بدون هویت
وجود ندارد. انسان بدون تعلقات اعتقادی و ارزشی، انسان نیست. توجه داشته باشید که ما ناسیونالیزم ایرانی نداریم، آنچه ما داریم ایرانیت و آگاهی ملّیت است. وی افزود: آزادی فردی بسیار مهم است ولی جهان‌وطنی هم اگر جایگاه داشته باشد به معنای اقتصادی و سیاسی خواهد بود نه معنای فرهنگی و هویتی. من فکر نمی‌کنم چیزهایی که تحت عنوان ناسیونالیزم ایرانی درست کرده اند ربطی به ما و آثار طباطبایی داشته باشد. ارزش کار ایشان فراتر از این حرف‌ها است. بنابراین خواهشمندم که چه طرفداران استاد و چه مخالفان او عنوان برچسب هایی مثل ناسیونالیزم را به ایشان نچسبانند.

2328343طباطبایی قلندر دو اقلیم است

ملاصالحی، استاد باستان شناسی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه در حال حاضر در یکی از خطرناک ترین ادوار تاریخ زندگی می کنیم گفت: زلزله های تاریخ از زلزله های طبیعی سهمگین تر است. وی گفت: موضوع سخن من درباره قلندر دو اقلیم که همان سیدجواد طباطبایی است، می باشد. وقتی نمی دانی در کجای تاریخ ایستاده ای، وقتی اراده و عزم و آگاهی در تو نیست که بدانی متعلق به چه تاریخ و فرهنگی هستی، وقتی نمی دانی در چه عصری زندگی می کنی، هر که می خواهی باش! در چنین وضعی تو چون یک خواب آلوده و خواب گرد خطرناک هستی که نمی داند کجای تاریخ ایستاده است. ما در هیچ دوره ای به اندازه الان شاهد شکستن اندیشه های کهنه در برابر اندیشه های نو  نبوده ایم. تا پیش از دوره جدید تمام تمدن ها و جوامع درون جغرافیای تاریخی خود زندگی می کردند و هر کسی در خانه تاریخ فرهنگ خودش سکنی داشت، اما وقتی زلزله مدرن شدن به پا شد، همه مرزها شکسته شدند و ما با تداخل‌های عجیبی مواجه شدیم. یکی از این تداخل ها این است که در یک آن در دو اقلیم زندگی کنیم. در چنین شرایطی فقط انسان های اندکی می مانند و مسیر را تغییر می دهند. تاریخ هم همیشه به دست این اندک ها ساخته شده است. سید جواد طباطبائی هم جزو این اندک هاست. وی افزود: طوفان به پا خواسته در غرب فرزندان ما را هم وارد آن کانون کرد. تصور کنید که در یک اقلیم و جغرافیا ریشه داریم و بعد قرار است که درون جغرافیای دیگری زندگی کنیم و از بسیاری از بزرگان فکر و فلسفه درس بگیریم؛ اینکه با آنها باشی ولی ستون فقرات تفکراتت نشکند و اصیل بمانی و بدانی کجای تاریخ ایستاده ای یعنی قلندر هستی و سیدجواد طباطبایی چنین قلندر و بزرگی است. در هیچ دوره ای، تاریخ زندگی بشر تا این حد شکننده نبوده است. ملاصالحی در پایان اضافه کرد: سیدجواد طباطبایی آتلانتیس به پا خواسته در غرب را رصد کرد ولی فراموش نکرد که متعلق به کدام عالم و اقلیم است. او وقتی از ایرانشهر سخن می گوید واقعا در درونش وجود دارد نه اینکه فقط بحث نظری بکند. توجه داشته باشید که اینجا مسئله ناسیونالیزم نیست بلکه مسئله گفتن واقعیت ها و دیدن خطرهاست. فیلسوف قلندر ما زیر دو آسمان زیسته و در دو سنت متفاوت زندگی کرده است، یکی را فهمیده و دیگری را عمیق درک کرده است.

636191598597328816_bطباطبایی متفکر استراتژیک زمانه ما است

حامد زارع سرویراستار جشن نامه «فیلسوف سیاست» در سخنان کوتاهی ضمن ارائه تقسیم‌بندی سه گانه از دوره های فکری طباطبایی، او را متفکر استراتژیک نامید و گفت: اگر سید جواد طباطبایی در دوره اول فکری خود تأمل فلسفی در متون سیاسی تمدن اسلامی را در دستور کار خود قرار داده و در دوره دوم به نسبت عمومی میان تاریخ و اندیشه سیاسی توجه کرده است، در دوره سوم تفکر خویش که با بیانیه ای درباره ایران در ویراست جدید دیباچه ای بر نظریه انحطاط ایران و همچنین مقاله هایش در مهرنامه و سیاست نامه آغاز شده است، به تفکر استراتژیک درباره ایران روی آورده است. زارع ضمن برشمردن شاخصه های این نوع تفکر افزود: جشن نامه این فیلسوف سیاسی نیز همانند دوره سوم تفکر او استراتژیک است و با همه جشن نامه ها و یادنامه هایی که تا کنون درباره متفکران و اندیشمندان ایرانی منتشر شده متفاوت است، چرا که انبوهی از مقالات نامربوط نیست، بلکه راهنامه و شناسنامه ای بر اندیشه سید جواد طباطبایی است. مدیرمسئول نشریه سیاست نامه در پایان درباره عنوان «ایران همین جا است که ایستاده ایم» گفت: عنوان برنامه را از یکی از گفتگوهای رضا داوری اردکانی درباره ملی گرایی اخذ کردیم تا به روشنفکرانی که نمی دانند ایران کجاست و یا تجاهل می ورزند این نکته را یادآور شویم که بدون داشتن پایه و مایه ای در میهن، نمی توان به نظریه پردازی پرداخت.

مطلب مرتبط

به کوشش «حامد زارع» دو کتاب درباره «سیدجواد طباطبایی» منتشر شد


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان