میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در5 آوریل 2021 ساعت 4:12 ق.ظ سرویس:برگزیده ها بدون دیدگاه 164 بازدید

هم‌نوایی شورانگیز در «قصه شهر سنگستان»

هم‌نوایی شورانگیز در «قصه شهر سنگستان»

نیم‌نگاهی به اجرای نمایشیِ اخیر «کوله کتاب» در «کافه پاراگراف»

منیره جهان‌بین: «قصه شهر سنگستان» برای ادب‌دوستان نیاز به معرفی ندارد؛ یکی از مفاخر ادبی معاصر ماست که اخوانِ نام‌آشنا به زیبایی طبع آن را آراسته، نقل ماهرانه‌ای از روزگاری نه‌چندان دور که روایی و تمثیلی بودن آن چنان حس حماسی و سلحشورانه‌ای در خواننده ایجاد می‌کند که ناخود‌آگاه همخوانی شورانگیزی را بوجود می‌آورد. حکایت پر طمطراق، اساطیری و درخور توجه و ماندگار«شهر سنگستان» چندی قبل توسط «محمدجعفر زرگری» از هنرمندان نام‌آشنای عرصه تئآتر لارستان کارگردانی شده و به اجرا درآمد.

آنچه در ادامه می‌خوانید برداشتی کوتاه از اجرای به‌یاد ماندنی«قصه شهر سنگستان» توسط گروه «کوله کتاب» است:

فروردین که نقاب از چهره برمی‌دارد مهر و ماه با هم روی می‌نمایانند تا نسیم، بهار جان را تسلی بخشد تا جان و جهان بگیرد آفاق از نغمه روح‌افزا و جان‌بخشش. هم‌آوایی بهار، نغمه‌خوانی آسمان و زمین، شکفتن و شورانگیزی طبیعت در دل هم، آن هنگام شعف را وصف ناشدنی در اذهان زنده می‌کند که شعر و شعور محفل عاشقانه هنر دوستان را گرمی می‌بخشد. و این بار در یکی از بهاری‌ترین شامگاه فروردین در «کافه پاراگراف» مهمان و میزبان «م . امید» هستیم.

همه چیز در یک نگاه حکایت از یک نگاه نوگرایانه دارد همانند خود شعر، گویی امشب همه و همه از فضای زیبای کافه پاراگراف گرفته تا صحنه‌ای که هنرمندانه آراسته شده دست به دست هم داده‌اند تا بیارایند و مزین کنند غوغایی را که اخوان در قصه شهر سنگستان به‌پا کرده است.

تصویرسازی فضا و شعر موازی با هم پیش می‌روند و آنچه باید رقم بخورد اتفاق می‌افتد. نخلهایی که استوار به آسمان سر برافراشته‌اند صلابت شعری اخوان را در نظر بیننده مجسم می‌کنند. آدم‌هایی که بر روی صندلی‌های قرمز میخکوب صحنه شده‌اند یادآور سرگذشت مردمانی است که به سرنوشت خود بی‌اعتنا گشته و دریافت لازم یک جماعت شعورمند را ازدست داده‌اند و در یک بلاتکلیفی مصلحت‌اندیشانه فردی خود را محبوس کرده‌اند.

درخت سدر کهنسالی که سایه با شکوهش را بر صحنه تابانده، به‌راستی نشان از قدرت و عظمت شعر اخوان است که در وزن مفاعیل خودنمایی می‌کند و طنین و پژواک کلام شاعر را در شاخ و برگش تداعی می‌کند، رنگ‌ها و نقش‌هایی از کبوتران که در کنار خستگی و ژولیدگی شهریار شهر سنگستان هارمونی مدهوش کننده‌ای ایجاد کرده، این کولاژ درهم تنیده بی‌اختیار مخاطب را به دل تاریخ می‌برد تا پارادوکس هنرمندانه‌ای برایش به تصویر بکشد.

سنگستان، حدیث نفس یک مبارز اجتماعی است که سالیان رویاهایی شگرفی را در سر پرورانده، حکایت دلواری‌هاست در تنگستان که یک تنه جان می‌بازند در مقابل یورش پرتغالی‌ها و انگلیسی‌ها، داستان پرغصه سرزمینی است که آماج گشتی‌ها و گزمه‌ها گشته و در تلاطم غارت‌های پی‌درپی در انتظار نجات‌بخش خود بهرام ورجاوند است.

جان کلام آنجا شکل می‌گیرد که اشارت‌ها یکی یکی در واژه‌‌های ناب اخوان سر بر می‌دارند، اساطیر ایران باستان که یادآور شکوه و تاریخ مردمی است که در مواجهه با جهان پیشرفته احساس ناامیدی می‌کنند و حال در زبان شاعر چیره‌دست ما قد برافراشته‌اند، از امشاسپندان گرفته تا کیخسرو همراه با یاران وفادارش هفت انوشه، که نوید از موعودی می‌دهند که در تفکر ایران باستان بارها تکرار شده، و این تحرک امیدوارانه است که مخاطب را واله و شیدا می‌کند و آن همنوایی شورانگیز که ناخودآگاه شکل می‌گیرد.

نقش آفرینان «قصه شهر سنگستان» در ۸ فروردین ماه ۱۴۰۰

محمدجعفر زرگری، اسماعیل انصاری لاری، مریم سرورام و سمیه باقری

مطلب مرتبط:

گزارش تصویری/ «کوله‌ کتابی‌ها» نخستین نشست خود در سال جدید را با رویکردی نو برگزار کردند


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان