میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در15 آوریل 2020 ساعت 2:06 ب.ظ سرویس:یادداشت 5 دیدگاه 570 بازدید

هیاهوی بسیار برای هیچ!

هیاهوی بسیار برای هیچ!

بحثی در باب جدال بی سرانجام اسم یک زبان (اچمی، لاری، لارستانی و یا…)

علی دادآفرید: تذکّری دوستانه به خوانندگان محترم: خواهشمند است متن را با دقّت و بدون تعصّب مطالعه فرمایید. سپاس.

دانش آموز دورۀ دبیرستان در شهرستان لار بودم که در کتابخانۀ مرحوم آیت الله شیخ محمّد حسن نخبه الفقهایی با دو کتاب وزین و منحصر به فرد مرحوم دکتر احمد اقتداری به نام «فرهنگ لارستانی» و «لارستان کهن» آشنا شدم.

مطالعۀ دو کتاب بسیار شیرین و دلچسب بود. گویی ذهن و زبان مرحوم استاد اقتداری به عنوان میزبانی مهربان، تمام لهجه ها و گویش های منطقۀ وسیع جغرافیایی یک زبان را دور هم جمع کرده، آنان را بر پشتی های نرم تکیه داده بود و گل می‌گفتند و گل می‌شنیدند؛ بدون هیچ درگیری و جدال لفظی.

کتب مذکور را مطالعه می‌کردم. تنها توجّهی که نداشتم نام زادگاهم بود و تنها غروری که به من دست می‌داد، شنیدن آهنگ و موسیقی گوشنواز و دلنواز تمام لهجه ها و گویش های خنج، اوز، گراش، لار، بستک، بندر لنگه، بندرعباس، اشکنان و … بود.

مقایسۀ کلمات، در لهجه ها و گویش ها، ظرفیّت های زبانی، بررسی وسعت جغرافیایی و… دغدغۀ اصلی نویسندۀ دانشمند آن کتب بود و دیگر هیچ. و نیز شور و شوق حاصل از مطالعۀ آن لهجه ها و گویش ها، بهره و حظّ این حقیر بود و دیگر هیچ.

ناگفته پیداست که: اطلاق نام لارستان بر کتب مذکور به دلیل مرکزیّت یک شهرستان وسیع از نظر جغرافیای سیاسی و اقتصادی و باز اطلاق نام لارستان بر فرهنگ و زبان به دلیل جغرافیای گستردۀ زبانی بوده است. در هر صورت نامگذاری یک زبان به نام مرکز شهرستان یا مرکز جغرافیایی یک زبان، ظلمی بر مناطق اطراف آن شهرستان نیست. ضمن اینکه آن نویسندۀ دانشمند اگر می‌خواست مثل امروز، ذهن خود را اسیر و درگیر نام کند؛ نمی‌توانست به تحقیقات گسترده و دامنه دار گویش ها و لهجه های مناطق مورد مطالعۀ خود بپردازد.

دوستان عزیز در هر ردۀ سنّی، تحصیلی و از هر شهر و دیاری از این منطقۀ وسیع زبانی، آگاه هستند که: جغرافیای زبانی از جغرافیای سیاسی و اقتصادی جداست. کما اینکه وقتی می‌گوییم: «زبان فارسی»، منظورمان، الزاماً و صرفاً، زبان یک استان به نام فارس نیست بلکه نام زبان چندین کشور از جمله ایران است.

اگر به فرض و به زعم عدّه ای از دوستان در برهه ای از تاریخ لارستان بر مناطقی از این شهرستان وسیع، ظلمی روا داشته شده باشد (صرفنظر از درست یا غلط یا اغراق آمیز بودن)، باز هم دلیل نمی‌شود که: نام زبان تغییر یابد. همچنان که در طول تاریخ پر فراز و نشیب ایران، ظلم ستیزی مردم در مقابل حکّام جور، همراه با تغییر نام ایران نبوده است.

این ها مقدّمه ای بود بر عرایض اصلی و اساسی ام.

بندۀ حقیر، معلّم بازنشستۀ آموزش و پرورش و در حال حاضر نیز به خدمت مشغولم. در طول دوران تحصیلی در لار و خدمت معلّمی در لامرد، اشکنان، لار و گراش، همکلاسی و دانش آموزان فراوانی از مناطق مختلف شهرستان با لهجه ها و گویش های متنوّع داشته‌ام. (قبل و بعد از جدایی چهار بخش: لامرد، خنج، گراش و اوز و تبدیل به شهرستان)

در تمام دوران تحصیلی و تدریسم به عنوان معلّم، موسیقی لهجه ها و گویش های مختلف شهرستان های مذکور گوشم را نوازش داده است. تمامی لهجه ها و گویش ها به منزلۀ قطعات موسیقی یک ارکستر برایم لذّت بخش بوده است و از «کثرت» لهجه ها و گویش ها، به «وحدتِ» لذّت حاصل از آهنگ زبان مشترک دست یافته ام.

به عنوان دانش آموز و معلّم (در طول دوران زندگی)، هر کدام از این گویش ها و لهجه ها را که می‌شنیدم و می‌شنوم، آرزو می‌کردم و می‌کنم که: ای کاش می‌توانستم به همۀ آنها تکلّم کنم. بیت حافظ در مورد عشق به همۀ لهجه ها و گویش ها در وجودم صادق می‌دانم. «شهری ست پر کرشمۀ حوران ز شش جهت/ چیزیم نیست ور نه خریدار هر ششم»

در هیچ زمانی مثل الآن (سالیان اخیر) این درگیری های بیهوده درمورد نام یک زبان را ندیده و نشنیده ام. تا کی باید شاهد «هیاهوی بسیار برای هیچ» باشیم؟!

اگر این جدال بر سر اسم تا دامنۀ قیامت هم ادامه داشته باشد، راه به جایی نمی‌برد حتّی «ره به ترکستان».

دوستان عزیز! (از هر کجای این جغرافیای زبانی)، اصل قضیّۀ زبان با هر اسمی (اچمی، لاری، لارستانی و …) این است که: این زبان در لیست زبان های قطعاً در خطر قرار دارد.

«رسمِ» دلسوزی باید نجات این زبان باشد؛ نه جدال بر سر «اسم». به نظرم بهتر است زبان شناسان این منطقۀ وسیع زبانی دور هم جمع شوند و صرفنظر از «اسم زبان»، وقت گرانمایۀ خود را صرف نجات «رسم زبان» نمایند.

شایسته است: دغدغۀ اصلی زبان شناسان، مورّخان، مردم شناسان و … مناطق خنج، اوز، گراش، لار، بندرعباس، بندر لنگه، اشکنان و… جهت جلوگیری و نابودی و انقراض زبان مشترک این باشد که با ارائۀ راهکارها و پیشنهادهای مناسب و جلب پشتیبانی و حمایت زبان شناسان برجستۀ کشور، از وزارت آموزش و پرورش، مجوز آموزش لهجه ها و گویش های بومی این زبان دریافت نمایند. در این صورت هر شهرستان از این جغرافیای وسیع زبانی می‌تواند فرهنگ و زبان خود را از خطر نابودی حفظ کند.

یکی از اهداف و شاید مهمترین هدف همایش بین المللی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان (سال ۸۷-۸۶) معرّفی زبانی بود که براساس تحقیقات سازمان یونسکو، در معرض خطر نابودی قرار داشت. اساتید برجستۀ حوزه های ایران شناسی، زبان شناسی و مردم‌شناسی سراسر کشور ایران و بخشی از کشورهای جهان، در این شهرستان گرد هم آمدند و به استعدادها، قابلیّت ها و ظرفیّت‌های این زبان پرداختند.

مطالعه و بررسی مقالات و سخنرانی های آن همایش نشان می‌دهد که غیر از دغدغۀ نجات یک زبان، هدف عمدۀ دیگر آن بود که: ثابت شود گفتگوها و تکلّم مردم این منطقۀ وسیع، «زبان» است. (ورای لهجه و گویش)

به نظر نمی‌رسد که در آن همایش، جدال لفظی برای نامگذاری اچمی، لارستانی و … صورت گرفته باشد و یا اگر صورت گرفته، گذرا بوده است.

نتیجه: دوستان عزیز بیایید:

اوّلاً، لهجه ها و گویش هایمان را به مثابه «لیلی» بدانیم و «مجنون وار» و عاشقانه، به جای مو، «پیچش مو» و به جای ابرو، «اشارت‌های ابرو» را ببینیم.

در این صورت اگر صادقانه و منصفانه به «لیلیِ زبان» خود بنگریم؛ غیر از خوبی چیز دیگری نخواهیم دید. آری جدل بر سر اسمِ زبان، سطحی نگریستن و ندیدن خوبی های مشترک زبانی ست.

ثانیاً، پیشنهاد می‌گردد: زبان شناسان، تاریخ دانان و … سراسر شهرستان ها و مناطق جغرافیای وسیع زبانی دور هم جمع شوند و برای نجات زبان از خطر زوال چاره اندیشی کنند.

همانطور که در سطور قبل ذکر گردید، مهم ترین راهکار، کسب مجوز آموزش این زبان از وزارت آموزش و پرورش است.

ثالثاً، تألیف کتب درسی مربوط به هر لهجه و گویش محلّی، با همّت زبان شناسان عملی گردد.

با توجّه به مطالب سه گانۀ فوق، وقتی خیالمان راحت شد که: زبان تحت مراقبت های ویژه، مصونیّت یافته و از لیست زبان های «قطعاً در خطر» خارج گردیده و به یک زبان فعّال تبدیل شده است؛ آنگاه تمام دوستان زبان شناس، مورّخ، مردم شناس و دیگر فرهیختگان شهرستان ها و مناطق جغرافیایی زبان می‌توانند دور هم جمع شوند و با برپایی همایشی کشوری و جهانی (شبیه به همایش بین المللی زبان شناسی سال ۸۷-۸۶ لارستان) و دعوت از زبان شناسان برجستۀ ایران و جهان به ابعاد مختلف زبان، لهجه و گویش و از جمله: نام مناقشه برانگیز زبان بپردازند.

دوستان عزیز بدانند و یقین داشته باشند که این جدال های لفظی و بیهوده، به قول معروف: «پوست تخمه ای را پر نمی‌کند.» مگر اینکه سازمان یونسکو وابسته به سازمان ملل در این امور دخالت کند وگرنه از نشریات و سایت های محلّی فراتر نمی‌رود.

در پایان، به همۀ دوستان عزیز از همۀ شهرستان ها و مناطق ذینفع جغرافیای زبانی اعم از: خنج، اوز، گراش، لار، بندرعباس، بندر لنگه، اشکنان و … مجدّداً پیشنهاد می‌گردد که: به جای حسّاسیّت روی نام، باید به فکر نجات زبان باشیم. «سرابِ اسم» را، «آبِ رسم»، نپنداریم.

به جای استحکام «پای بستِ ساختمان زبان» به دنبال «نقش ایوان» نباشیم و مخاطب مصداق عینی ضرب المثل «خانه از پای بست ویران است/ خواجه در بند نقش ایوان است» قرار نگیریم.

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.


5 نظر

  1. ص- کامجو گفت:

    2

    1

    جناب دادآفرید تغییر در فرهنگ هر قومی از تغییر نام شروع می شود.درست است حفظ زبان مهمتر از نامش است ولی هر اثری یک نام مشخص دارد.
    خلیج همیشه فارس هم کسی از نظر فیزیکی نمی تواند جابجا کند ولی چرا عرب ها در صدد هستند که نام خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر دهند؟.
    نام این زبان که از نظر سازمان جهانی یونسکو(لاری) لارستانی است چرا بعضی از این افراد شانتاژ در فضای مجازی براه انداخته اند که بتوانند نام این زبان را تغییر دهند؟

    زبان جزئی از فرهنگ هر جامعه ای محسوب می شودوبا هم اجنین شده است. نمی توانیم بگوییم زبانمان اچمی است ولی فرهنگمان مثلا خنجی و یا گراشی ویا بستکی ویا اوزی است.
    اگر قبول کردیم زبانمان اچمی است نام فرهنگمان نیز باید اچمی بگذاریم. آیا این تغییر نام فرهنگ وزبان شایسته ومعقول است؟
    پس همه مردم منطقه بدور از هرگونه تعصب، جهت حفظ هویت و نام این زبان کوشا باشیم.
    این اتفاق نمی افتد مگر هر کس از خودش وخانواده اش شروع کند و به فرزندانشان زبان مادری یاد دهیم.

  2. اوزی. معلم گفت:

    3

    0

    احسنت به. افکار. ونظر بلند. شما. جناب. نویسنده بنده. واکثریت قریب به اتفاق مردم شهرستان. اوز. نام این. زبان. تاریخی وکهن. را. زبان. لارستانی می دانیم وواژه نا مناسب اچمی. برازنده این زبان که مایه. وحدت. واشتراکات فرهنگی. همه ماست. نمی دانیم مطالب. ونظرات. شما. مورد. تایید همه. دلسوزان. وهمشهریان. در این. گستره. جغرافیایی. است این. هیاهو چون. پایه. واساس درستی. ندارد. دیر. ویا. زودفراموش. میشود. واین زبان لارستانی. با. گویشهای. شیرین. لاری. اوزی. گراشی. خنجی. بستکی. و…. پایدار وبرای نسالهای. اینده هم. بیادگار خواهد ماند.

  3. ناشناس گفت:

    3

    0

    زبان لارستان در اوز و بستک ا صالت ان به خوبی حفظ شده و زبان لارستان با لهجه اوزی و بستگی و گراشی بسیار شیرین است بیایید در حفظ زبان و لهجه های خود بکوشیم وآنرا برای آیندگان حفظ کنیم

  4. خنجی گفت:

    0

    0

    نمیدونم خبر دارین این نهضت مبارک اچمی که خنجیهای ما راه اندختن به ترک زبانها و فارسی زبانها و حتی انگلیسی زبانها هم سرایت کرده و شهرهای فارسی زبان که استان فارسی نیستن یا با شیراز اختلاف دازن میگن باافتخار ما زبانمون زبان فارسی نیست و اسمش از این به بعد (رفتنی)
    ترکهای غیر ترکیه و آدربایجان که مخالف ترکیه و آدربابجانن به این نهضت پیوستن و گفتن زبانمون اسمش با افتخار ( گلدی)
    انگلیسی زبان های غیر انگلیسی در اروپا و آمریکا و استرالیا هم به این نهضت پیوستند و میگن باافتخار زبانمون اسم زبانی (گویه)
    Go vi

  5. امین صمصامی گفت:

    0

    0

    دقیقا در این کتاب های که نامبرده شده نیزاسمی از زبان اچمی برده نشده است و لا اقل اسم منطقه بعنوان لهجه بکار برده شده است نه اچمی قابل توجه همه ای صاحب نظران

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان