میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در8 مارس 2020 ساعت 5:31 ق.ظ سرویس:مطلب شما یک دیدگاه 324 بازدید

«هیچ دوستی بجز کوهستان» رمانی سیاه در جستجوی رویاها

«هیچ دوستی بجز کوهستان» رمانی سیاه در جستجوی رویاها

معرفی رمان «هیچ دوستی به جز کوهستان» نوشته بهروز بوچانی

علیرضا رحیمی نژاد: انسان با درد متولد می شود، انسان با درد زندگی می کند، انسان با درد می میرد. انسان درد را می شناسد، انسان هر آن چه به درد مربوط می شود می فهمد. ناله ها، فریادها، ضجه ها، گریه ها؛ انسان همه این ها را حس و عمیقا درک می کند.

تکه ای از کتاب «هیچ دوستی به جز کوهستان»/ بهروز بوچانی

***

از زمانی که وارد ادبیات شدم و شروع کردم به خواندن رمان های مختلف و بعد از آن با زیست نویسنده هایشان آشنا شدم به این نتیجه رسیدم که هنر زایده ی رنج است. ادبیات ایران و جهان مملو از نویسندگانی است که آثار درخشان خود را در رنج و سختی خلق کرده اند.

به عنوان مثال داستایوفسکی رمان «قمار باز» را در شرایطی نوشت که رنج بی پولی امان او را بریده بود. حال می خواهم در این یادداشت به نمونه ایرانی آن اشاره کنم که به تازگی چاپ شده است؛ رمان، نان فیکشن «هیچ دوستی به جز کوهستان» بهروز بوچانی.

چاپ این کتاب یکی از اتفاق های مهم در عرصه ادبیات ایران بود. از زمان زمزمه چاپش بسیاری از اهالی ادبیات بی صبرانه منتظر بودند به بازار بیاید و بخوانند. بهروز بوچانی این کتاب را در شرایطی بسیار متفاوت نوشته است که به گمانم تمامی مخاطبان ادبیات شنیده باشند اما بازگو کردنش خالی از لطف نیست.

بهروز بوچانی نویسنده، مستندساز و روزنامه نگار ایرانی و از اهالی کردستان است. فعالیت های او در ایران بیشتر در زمینه مسائل محیط زیست و کردها بود و ناچار شد ایران را به مقصد استرالیا ترک کند، آن هم به صورت غیرقانونی.

او در طول این سفر اتفاقات هولناکی را از سر گذرانده است، از غرق شدن قایق در اقیانوس تا تبعیدش به جزیره خوفناک مانوس .بوچانی این کتاب را در شرایطی سخت و دشوار نوشت و از طریق پیام رسان «واتساپ» برای دوستش امید توفیقیان فرستاد. انتشار این کتاب با واکنش های فوق العاده نشریات معتبر همچون نیویورک تایمز، گاردین و واشنگتن پست مواجه شد که در آخر معتبرترین جایزه ادبی به نام «ویکتوریا» را از آن خود کرد. اینجاست که می توان به قدرت ادبیات و کلمه پی برد که چگونه توانست نویسنده ای رنج دیده را نجات دهد.

کتاب «هیچ دوستی به جز کوهستان» مرزی است باریک میان رمان و ادبیات غیر داستانی. این کتاب خاطرات بهروز بوچانی است از مهاجرت غیرقانونی اش. نویسنده از همان ابتدا شما را با خود همراه می کند و می برد به دل مرگ و وقایع هولناکی که از سر گذرانده.

رمان روایت انسان هایی است که برای یافتن خوشبختی و زندگی بهتر خود را به خطر انداخته اند و برای به دست آوردن و تحقق بخشیدن به رویاهایشان رنج و سختی و گاه مرگ را به جان خریده اند، انسان هایی که تمامی موقعیت ها و پل های پشت سرشان را تخریب کرده اند و حرکت کرده اند به سوی آینده ای مبهم و نا واضح. آن ها چیزی برای از دست دادن ندارند اما تمام و کمال می جنگند برای بقا، برای زنده ماندن.

بوچانی توانسته تک تک لحظه هایش را برایمان به تصویر بکشد، به گونه ای که درد و رنج ناشی از مهاجرت را به وضوح می توان لمس و عمیقا حس کرد. کلمه به کلمه اش مملو از خون، رنج، مرگ و غربت است. رمانی سیاه و تکان دهنده. بی هیچ تردیدی کتاب را تهیه کنید و غرق سیاهی اش شوید و در آخر زنده باد ادبیات …


1 نظر

  1. امیرحسین نوبهار گفت:

    0

    0

    قلم علیرضا را سالهاست دنبال می‌کنم. امیدوارم بیشتر و بیشتر از ایشان بخوانیم.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان