میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در27 ژانویه 2015 ساعت 7:25 ب.ظ سرویس:برگزیده ها, فرهنگ و هنر 9 دیدگاه 5,372 بازدید

وقتي ديوار فراموش شده شهرم از سرانگشتان خورشيد جان مي گيرد

وقتي ديوار فراموش شده شهرم از سرانگشتان خورشيد جان مي گيرد

222منيره جهان بين: رنگ از دور بر ديوار سفيدي خودنمايي مي كند، دوستان جواني قلم مو به دست پاي ديوار طراحي مي كنند. «گرامي» را قلم مو به دست از ميان بچه ها پيدا مي كنم. به زحمت مي شود تشخيص داد كه استاد بچه هاست! با او به گفت و گو می نشینم.

آسيه گرامی ابتداي سخن چنين مي گويد: «دانشجوياني كه در اين پروژه همكاري مي كنند، دانشجويان كارداني دانشگاه علمي كاربردی و لارستانی هستند در وهله اول هدف اين بوده است كه به فرهنگ منطقه لارستان خصوصا فراموش شده هایش توجه کنیم تا ارتباط ما با خیلی از مسایل قطع نشود. بنابراين بازي هاي لارستانی را به تصوير كشيديم.

این بازی ها نشاط و سرزندگی داشته اند و از واقعیات محیطی برآمده اند. بعد از اما و اگرهای فراوان و با توجه به تناسب موقع، این دیوار انتخاب شد و بازی ها با شوق، صفا، پاکی و بردباری دانشجویان روی آن آرام گرفت و دیگر این که می خواستم دانشجویان پروژه ای خارج از محیط دانشگاه را تجربه کنند. در این کار از مساعدت آقای زارع معاون محترم فرهنگی اجتماعی شهرداری لار بهره گرفتیم که از ایشان کمال تشکر را داریم.

اضافه مي كنم كه در مجموع  ۹ بازي از منطقه‌ لارستان را به تصوير كشيده ايم: شمشير بازي، بازي مُچ، هفت کل، آپي تتل، بازي مايه، دارچَكُل، داربازي، خروس لاري و كنتوپ در آب.»

666

 

رو به روی کار می ایستم. کودکی ام سر می خورد روی دیوار از صفا و صميميت حاج آقاي محل و برادرش (برادران محمودي راد) هر چه بگویم کم است كه با  اشتياق به بچه ها در جابه جايي وسايلشان كمك مي كند. دَرب خانه حاج آقا به روي بچه ها باز است و هر زمان اراده كنند مي توانند رفت و آمد كنند.

یکی روپوش سفيدش با رنگهاي قرمز و آبي و سبز، رنگين كماني شده و بازي آپي تتل را كه يادگار نياكانش هست بر روي ديوار سفيد نقش كرده.

دیگری با چه ذوقي خروس لاري را نقش مي زند و دانشجویی دیگر می گوید: «من لامردي هستم، و بازي مُچ را انتخاب كرده ام» مُچ پارچه اي است كه گره زده شده، افراد دو به دو وارد ميدان مي شوند و بايد تلاش كنند كه مُچ از دست آنها گرفته نشود.

111

 

دانشجویی با لهجه دوست داشتني از شمشير بازي خوري برايم مي گويد كه در عروسي ها و مراسم و اعياد اهالي خور اجرا مي شود. شير مرداني كه سنّت اجدادشان را در اين مبارزه زيبا روي صحنه مي آورند. در جريان اين مبارزه مولودي هايي در وصف پيامبر(ص) خوانده مي شود و بعد از هر بيت با گفتن «يا علي مدد» بازي ادامه پيدا مي كند.

چند نفری هم متمركز شده اند روي سفيدي ديوار و تأكيد مي كنند كه ۲۰ متر ديوار را سفيد كرده اند و خلوص و متانت هنرشان را تقدیم شهر می کنند.

برادران محمودي راد عجيب تحت تأثير طرح بچه ها قرار گرفته اند و با هيجان مراحل بازي ها را براي دوستان جوان تعريف مي كنند.

444

 

حاج آقا محمودي راد پيرمرد باصفايي است. روزگار محاسنش را سفيد كرده است. با لبخند مهربانش مرا دعوت به نشستن مي كند و از بچه ها مي گويد. از خاطرات كودكي، از نقش هاي زيبايي كه ديوار محله را جان بخشيده و زنده كرده است.

خاطرات و كودكي حاج آقا با قلم موي بچه ها به هم گره خورده ا ست. تصاوير زيبايي از كودكي حاج آقا را بچه هاي جوان بر روي ديوار آورده اند و عجيب اين نقش خاطره بر دلِ حاج آقا نشسته. حاج آقا كودكيش را به دست بچه ها سپرده تا يكي يكي نقش محبت بزنند. گويي زمان بين بچه ها و حاج آقا از بين رفته. حاج آقا از درد مفاصلش مي گويد كه اگر نبود جان را تقديم بچه ها مي كردم. برق چشمانش و لبخند زيبايي كه بر لب دارد همگي حكايت از خشنودي حاج آقا از اين تيم جوان دارد كه بار ديگر جان داده اند اين محله را.

حقيقتاً خود من هم بين بچه ها وُل مي خورم روي پاهايم بند نيستم، صفا و صميميت آنها جاني تازه به من بخشيده است .

روبروي ديوار كم كم شلوغ مي شود. ماشين هايي كه سرعت خود را كم مي كنند و روبروي ديوار مي ايستند. عابرين پياده اي كه كنجكاوانه به ديوار خيره شده اند و در دل خود مي گويند چقدر آشناست اين نقش ها.

پسر بچه ها كه با دوچرخه جلو ديوار ايستاده اند نظرم را جلب مي كنند. جلو مي روم خوش و بشي مي كنم و از آنها در مورد نقاشي ديوار مي پرسم، با هم شروع مي كنند به صحبت پر انرژي می گویند معلوم است كه خوشحاليم محلّه ما معروف شده است.

كنار من عكسي مي گيرند و خواهش مي كنند حتماً آن را در سايت بگذارم.

333

پسرها با ذوق و شوق از من خداحافظي مي كنند و چه ردّ زيبايي از حضورشان در كنار ديوار به جا گذاشته اند.

آسيه گرامي هنوز كنار ديوار ايستاده، آرام آرام كار مي كند به او نزديك مي شوم با صداي پاييني شروع مي كند به صحبت كردن از گرمي و صفاي دانشجويانش. از حس زيبايي مي گويد كه اين محله قديمي به او منتقل كرده و اين كه در تمام زندگيش آرزويش اين بود كه فرهنگ منطقه اش را حفظ كند و براي آن از هيچ كاري دريغ نمي كند. تحت تأثير احساسات زيباي اين خانوم جوان قرار گرفته ام. من كه روزي مي خواستم با تمام توان به مردم كهن ديارم لارستان اعلام كنم كه فرهنگ مرز ندارد.

حالا اين استاد جوان اين ‌آرزوي ديرينه ام را با سرانگشتان جادويي اش نقش مي كند بر روي ديوار شهرم.

***

محل اجرا: دیوار ضلع غربی استادیوم ورزشی تختی

اجرا: محمد فزونی، حامد محمودی، سعید سهرابی، فرزاد ظرافت، سعید کاوه، ساره شاکری، گلی برازنده، رویا حق پرست، افسانه قایدی و سودابه رخساری

555 777

 


9 نظر

  1. مرضیه شمس گفت:

    0

    0

    گزارش زیبایی بود ، ممنون منیره جان 🙂

  2. z گفت:

    0

    0

    سلام و خدا قوت به شما عزیزان . خانم گرامی عزیز بهتر نبود طرح زیباتری بر روی دیوار استادیوم نقش میبست . یکم دست و دل بیشتر میذاشتی واسه این کار . . . متاسفم

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    از z بهمن تشکر میکنیم که موجبات مسرت آفتاب رو فراهم کرده
    خوب عزیز من میخواستی واست پلی استیشن بکشن ؟؟؟
    همین ها بوده که کشیدن شما مرد باش بیا توی میدون همیشه کارت انتقاده
    من نهایت تشکر رو دارم از این جوونا
    و من الله توفيق

  4. نينا گفت:

    0

    0

    افرين خواهرزاده عزيز خيلي عالي موفق باشي

  5. 0

    0

    سلام
    مقاله زیبایی خواندم، به خوبی ماجرای یک روز پر کارهنری را به تصویر کشیدین.
    دست این هنرمندان گرامی هم درد نکند با این ذوق و سلیقه، هنوز این نقاشی ها را از نزدیک ندیده ام ولی هر چه باشد و با هر کیفیتی (در جواب آقا یا خانم z) حتما از دیوار رنگ و رو رفته زیباتر و خاطره انگیز تر خواهد بود. حتما نگاه عابرانی که از آنجا عبور میکنند را برای لحظه ای به گذشته خواهد برد.

  6. عبدالرضا گفت:

    0

    0

    متاسفانه سایت شده خودنمایی وگذاشتن عکس های شخصی برادرجان دقت کن توانتخاب عسهات این جاآتیله عکاسی نیستا راست میگم خوددانی

  7. محسن پور گفت:

    0

    0

    منیره جان احسنت چیزی بیشتر از یک گزارش بود. با تصویر هایی ک کشیده شده زیاد حال نکردم اما متنت براوو داره!

  8. ناشناس گفت:

    0

    0

    کاش دیوار سفید شه!

  9. ناشناس گفت:

    0

    0

    کاش خاطرات ذهنم از اون شهر سفید شه نه دیوار

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان