میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۸ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱:۳۴ ق.ظ سرویس:شهر و شهروند 8 دیدگاه 441 بازدید

پایان تابستانِ سینمایی لار با «تابستان داغ»

پایان تابستانِ سینمایی لار با «تابستان داغ»

گزارش فصل اول نشست های سینمایی هنرسرای شهروند

منیره جهان بین: آهنگ جوانی که وزیدن می گیرد چونان چشمه ای تو را با خود همراه می سازد. بی تکلف و رها که باشی روحت را همراهی می کند برای شادمانی، از برای جرعه ای فرونشاندنِ عطش دل در کنار آنهایی که فارغ از هیاهوی این گیتی حاشیه امنی جسته اند برای وصال آنچه که سالهاست در پی اش هستند و بی محابا می جویند آنچه را که دیگران بی تفاوت از کنارش گذشته اند.

نوستالژی «سینمای جوانِ» جوان مرگ!

همیشه به یاد ایام که می رسیم وادی اهل هنر جایگاه سترگی دارد؛ چرا که اهل دل و دل ستاندن هستند. اما به رسم یاد آوری های نوستالژیک که می اندیشم آنچه که همیشه در ذهنم می درخشد و با خود زمزمه می کنم یاد آدینه های «سینمای جوان» است که فراموش نشدنی های لطیفی را برایمان رقم زد.

نقد و بررسی فیلم «استراحت مطلق»، پاییز ۹۴

روحم که در آسمان خیال به پرواز در می آید، می پندارم گفتن و نوشتن از دوستانی که نقطه عطف یک جریان می شوند مصداق همان همگام شدن با آهنگ گوش نواز جوانی است. «پیام سبحانی» و «محسن زارع» همان اهالی اهلِ دلی بودند که به رسم یاد ایام، این نوشتار را برای آنها می نویسم.

پلان یک داستان سینمای جوان به همت زارع و سبحانی زده شد. آدینه های خاطره انگیز ما یکی پس از دیگری فرا می رسید، «آینه های روبرو» را به خاطر می آورم  که شخصیت اصلی داستان با نمونه عینی که به سالن فردوسی آمده بود گره خورد و صحنه ای بس دلنواز و شور انگیز را برایمان رقم زد.

حال که خوب مرور می کنم می اندیشم به راستی آن غروبهای زیبا برای ساعتی مرز بین خیال و واقعیت را در می نوردیدیم و سبکبال از نردبان اندیشه مان بالا می رفتیم این میان با «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران…» همراه می شدیم تا یک عصر پاییزی رنگارنگ را کنار آنهایی که به راستی حال دلمان در کنارشان خوب می شد بگذرانیم. تا بدان جا که بیست و هفت جمعه رنگین کمانی را در کنار هم به تصور کشیدیم.

تقدیر از منتقد و فیلمساز مدعو محمدهادی سبحانیان توسط برگزارکنندگان جلسات نقد و بررسی، پاییز ۹۴

 

آغاز تب سینما با «در دنیای تو ساعت چند است؟»

از آن روزها مدتها گذشته؛ موتور حرکت سینمای جوان ما در نقطه ای متوقف شد و آن فضای رویایی از دست رفت. افسوس ها و حسرت هایمان گمان می کنم قریب سه سال طول کشید. تا بدانجا که در مردادی ترین روزهای سال به یکباره در فضای آکنده از همان آهنگ جوانی به دست متولیانی از جنس اشتیاق و شعف کلید خورد.

هنرسرای شهروند لار/ عکس: محمد پاسیار

«در دنیای تو ساعت چند است؟». این بار میزبان آدینه های پرنقش و نگار ما «هنرسرای شهروند» است. و به راستی چه معجزه آسا حال دلمان خوب شد از تماشای بازی زوج هنری و بی بدلیل سینما «علی مصفا» و «لیلا حاتمی».

در گیر و دار تماشای فیلم در گرگ و میش هنرسرایی که گروه جوان «محسن زارع» آن را با ظرافت خاص خودشان اداره می کنند، مخاطبین جوانی که به پرده فیلم زل زده اند را از نظر می گذرانم با خود زمزمه می کنم که به راستی این از اعجاز هنر است که مخاطبینی از هر طیف و گروهی را چنین میخکوب می کند.

بارها گفته ام به خیال که می رسد، دنیا همیشه جای لذت بخشی است برای زیستن، نگریستن، اوقاتی را بی دغدغه و فارغ از هیاهو میان انسانهایی گذراندن که همفکرند و هم نظر با علایق یکسان.

و این پیدا کردن آدمهایی با دغدغه های مشترک از آن رو دلنشین است که ساعاتی را با آرامش در کنارشان سپری می کنیم با حسی مشترک. این همان جاست که نامش را عده ای نقطه عطف می گذارند.

و حال نقطه عطف این روزهای من فضایی سینمایی و صمیمی است با آدمهایی که شفاف تر بگویم ته دلشان پیداست، چرا که علایق مشترکمان، ما را در این مکان از شهر بهم پیوند می دهد که ببینیم، که بشنویم و در آخر در موردش به بحث و گفتگو بنشینیم.

نشست اول، بررسی فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»/ عکس: محمد پاسیار

 

مالاریا، روایت عشقی آتشین و غریب

هفته دوم با «مالاریا» شروع می شود فیلمی که فرسنگها با ما و جوانی کردن هایمان فاصله دارد و ناملموس است برای من و هم نسلانم، حکایتی از جسارتها و بی پروایی های نسلی که کمتر به آنها پرداخته ایم ولی خود آنها، داستان فیلم را می پذیرند، نقدش می کنند، عکس العملهای بازیگران فیلم را مناسب با حال و هوای جوانی توصیف می کنند و جان کلام این که اگر چه علایقی مشترک در فیلم دیدن با این دوستان اهلِ دل داریم ولی در مورد این فیلم به یک نظر واحد و مشترک نرسیدم.

ساده و بی پیرایه برایتان واگویه می کنم، این روزهای من پر شده از هنرسرای شهروند، از نوجوانان و جوانان شاد و با مسئولیتش گرفته تا صندلی های قرمزش، پوسترهای آویز بر دیوارها که هر کدام دنیایی را به تصویر نشسته است. و دست آخر پرده ی سفید آویخته، که قرار است هرهفته ما را برای ساعاتی میخکوب کند. و من در طول این هفته ها عاشقانه های فراموش شده ام را در تار و پودش به جستجو نشسته ام چرا که لحظاتی را با تمام وجودم زندگی می کنم.

نشست دوم، نقد و بررسی فیلم «مالاریا»/ عکس: سپیده صیادی

 

غافلگیری با «مادر قلب اتمی»

حال جمعه سوم از آنِ «مادر قلب اتمی» است. فیلمی که به گفته «حمید منشی» (منتقد تند و تیز انجمن شعر آفتاب و حال که همراه برخی جمعه های ما شده است): «در قد و قواره مفاهیم پست مدرن، ظاهر شده است، هرچند که منتقدان در برابر آن موضع گرفتند و البته  آسیب هایی نیز  به لحاظ محتوایی و ساختاری به آن وارد است اما مستحق این همه انتقاد هم نبوده چرا که هر کار متفاوتی فی نفسه قابل تحسین هست و افرادی که مرزها را جابه جا می کنند و ریسک انجام و تولید کار متفاوت را می پذیرند، قطعا آدمهای قابل احترامی هستند. این فیلم آگاهانه یک سری از مرزهای سینمای کلاسیک را تغییر می دهد. بنابراین باید با عینک های متفاوتی به تماشای این فیلم بنشینیم و در مورد آن بحث کنیم هم به لحاظ تماتیک هم فرمیک و هم ژنریک و…

این که ما یک فیلم با ادعای پست مدرن ببینیم و حالمان خوب بشود به نظر من نقض غرض هست. چرا که اینگونه فیلم ها وضعیت انسانهای متشتت و متوهم و دور مانده از اصل دنیای امروز ما را به تصویر می کشند».

همین تعریف منشی باعث شد علیرغم گاردی که قبل از اتمام فیلم داشتیم کمی شمشیرها را غلاف کرده و متعادل تر به فیلم بنگریم.

در ادامه محسن زارع هم خطاب به دوستان هم نسل ما که هنوز آثاری از بهت و ناباوری را یدک می کشیدند اضافه کرد که نمونه های این نوع سینما در دنیا بسیار است. از سینمای دیوید لینچ گرفته تا کوئنتین تارانتینو. او از سینمای خودمان میگوید و نمونه های ایرانی این نوع سینما و کارگردان هایی با اثاری از این دست را مثال میزند. کارگردانهایی مانند «کاهانی» با فیلمی مثل«اسب حیوان نجیبی است» که کمی قبل تر اقدام به ساخت و تولید اینگونه فیلمها کرده اند. این مهم را می پذیرم که این گونه روایت ها گوشه ای از حقایق جامعه را به تصویر می کشد؛ هر چند مفاهیم ان برای ما دیرهضم باشد.

نشست سوم، نقد و بررسی فیلم «مادر قلب اتمی»/ عکس: فاطمه شیردم

 

آخر تابستان با «تابستان داغ»

و این جمعه چهارمین هفته از روزگاران خوش ما تکرار می شود. من نیز از اندیشه هایم فاصله می گیرم، همگام می شوم با جوانانی از جنس بلور، آنهایی که به راستی نماد صداقت و پویایی هستند، هنر را می جویند بی حب و بغض. با همتی بلند؛ کاری را که باید قطعا متولیان هنر در سطح شهرستان دنبال می کردند را بی حاشیه و با انرژی هر هفته اجرا می کنند. این هفته استقبال چشمگیر است. همه صندلی ها پر است از مشتاقان سینما. از جوانان اندیشمند شهر گرفته تا پیشکسوت تئاتر. مهمانانی صاحب رای که با انگیزه از فیلم  می گویند و تحلیل های جالبی دارند.

این بار در داغ ترین شهریور سال ۹۷ به استقبال «تابستان داغ» می رویم. فیلمی در گونه درام اجتماعی؛ داستان زن جوانی که در استانه جدایی با  دختر ۶ ساله اش بدون اطلاع شوهرش در گوشه ای از شهر زندگی می کند.

«تابستان داغ» نمونه ای است از فیلم های ساخته شده ده سال گذشته که ظاهرا به هر کدام سری زده و چیزی را برای سرپا نگه داشتن خود وام گرفته است. با دیدن آن ناخودآگاه به یاد «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی میفتیم و چند فیلم دیگر. البته چند سکانس خوب و تکان دهنده هم دارد که تا چندی در ذهن مخاطب می نشیند. نظرات حول فیلم سیاه و سفید نیست و غالبا خاکستری است. هم نقطه ضعف دارد و هم نقاط قوت. کارگردان ان فیلم اولی است و باید برای ماندن و پذیرفته شدن راه زیادی را برود.

نشست چهارم، نقد و بررسی فیلم «تابستان داغ»/ عکس: محمد پاسیار

محسن زارع که جمع را اداره می کند پس از شنیدن نظرات همه، نقد فنی را از محتوا اغاز می کند. از ورود پدیده های مدرن به جوامع شهری میگوید. طبقات اجتماعی جامعه در دوره گذار را همسنجی می کند و به نکاتی کلیدی از فیلم اشاره می کند که پیشتر و در حین دیدن فیلم به ان دقت نکرده ایم. پس از تحلیل مفصل محتوایی به سراغ بررسی فرم و سر و شکل فیلم میرود. نظرات همه را در باب بازی ها، فیلمبرداری، موسیقی، تدوین، طراحی های صحنه و لباس و گریم و ….. می شنود و سپس هر کدام را به صورت جداگانه و به شکلی فنی برای مخاطبین توضیح می دهد. ساختار چند پاره فیلمنامه و اغاز دیرهنگام اتفاقات فیلم و طولانی شدن بیش از حد استاندارد پرده اول را نقطه ضعف فیلم عنوان می کند و در مقابل از فیلمبرداری هومن بهمنش تمجید می کند. از بازی های کلیشه ای فیلم که بارها مشابه ان را در اثار مشابه سینمایی دیده ایم میگوید و تدوین را نجات دهنده فیلم معرفی میکند. از رها شدن پرده سوم فیلم و نبود نقطه عطف دوم در ساختار فیلمنامه انتقاد می کند و کارگردانی صحنه اتفاق اصلی فیلم را مثال زدنی عنوان می کند. در ادامه هر کدام از اجزاء سینمایی فیلم را به بیانی فنی برای حاضران توضیح می دهد.

در نهایت به اذعان زارع آخرین جلسه اکران و نقد و بررسی تابستانه نیز با فیلم «تابستان داغ» پایان می یابد. بنا بر آن می شود که جلسه بعدی پس از دهه محرم و در اولین جمعه مهرماه و فصل پاییز از سر گرفته شود. و ما مغموم از تعطیلی دو هفته ای این مجال دل انگیز، به امید استانه پاییز طلایی و اکران های بعدی با جمع خداحافظی می کنیم.

کمی درد دل!

و این گونه است که بعد از شرح مفصلی از چهار هفته ی سینمایی باز هم می نویسیم، تقاضا می کنیم، نقد می کنیم، به گفتگو و تبادل نظر می نشینیم. تنها برای بدست آوردن حداقل هایی که حق مسلم ماست و آزردگی خیالمان از آنجا نشات می گیرد که وقعی به آن نمی نهند، بی شک داشتن سینمایی کوچک آن هم به معنی واقعی سینما برای مردم این شهر خواسته عجیب و غریبی نیست اما این که مسئولین ما چه وقت از  این دنیای غریب به این اندیشه ایمان پیدا کنند تنها خدا می داند.

آخرین جمعه را با همان خیال خوش داشتن سینمایی دنج در کنار یاران سپری می کنیم تا در پاییزی دیگر از سال ۹۷ از سر بگیرم جادوی هنر هفتم را.

اما در حاشیه این نوشتار نه چندان کوتاه گذری کوتاه می زنیم بر گذشته چرا که این روزها گویی تمام درها به خاطرات باز می شود «زارع» هنوز اندکی اندوهگین است به خاطر فرصت های از دست رفته، ما نیز حسرت سالهای بدون سینما را در ذهنمان مرور می کنیم، دورانی که علاقه مندان این عرصه باشعف و مستمر جلسات فیلم را منظم دنبال می کردند.

بگذریم غصه و قصه ها دراز است و در این مجال نمی گنجد. اکنون یاران دیرین علاقه مند هنر سینما یکی پس از دیگری با همان ذوق همیشگی به این مجال ملحق می شوند. همه آنهایی که بارقه های امید چشمانشان مرا نیز به وجد آورده و اکنون آنچه که باز هم جای گفتن، نوشتن و شنیدن دارد همان است که در روزگار آشفته ای که هنر جایی برای عرض اندام ندارد خودمان آستین های همت را بالا بزنیم و به رسم ایام گذشته آدینه هایمان را با نوشیدن جرعه ای از هنر هفتم سرزمینمان سیراب می کنیم.

نشست پخش فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»/ عکس: محمد پاسیار

نشست نقد و بررسی فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»/ عکس: محمد پاسیار

نشست نقد و بررسی فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»/ عکس: محمد پاسیار

نشست نقد و بررسی فیلم «مالاریا»/ عکس: سپیده صیادی

نشست نقد و بررسی فیلم «مالاریا»/ عکس: سپیده صیادی

نشست نقد و بررسی فیلم «مالاریا»/ عکس: سپیده صیادی

نشست نقد و بررسی فیلم «مادر قلب اتمی»/ عکس: فاطمه شیردم

نشست نقد و بررسی فیلم «تابستان داغ»/ عکس: محمد پاسیار

نشست نقد و بررسی فیلم «تابستان داغ»/ عکس: محمد پاسیار

نشست نقد و بررسی فیلم «تابستان داغ»/ عکس: محمد پاسیار

نشست نقد و بررسی فیلم «تابستان داغ»/ عکس: محمد پاسیار


8 نظر

  1. ناشناس گفت:

    3

    0

    عالی👌🏻

  2. ناشناس گفت:

    3

    0

    واقعا عالى بود خانم جهانبين،ممنون بخاطر متن زيباتون وتشكر ميكنم بخاطر حضورتون درتمامى جلسات، از مردم هم تشكر ميكنم بخاطر حضورشون💙

  3. ناشناس گفت:

    2

    0

    بسیار عالی👌👏👏

  4. بسیار عالی گفت:

    2

    0

    ممنون از حضورتون و دلگرمیتون ک مطمعنا باعث پیشرفت هرچه بهتر این عزیزان خواهد شد

  5. Fatemeh گفت:

    1

    0

    ما منتظر تما شا فیام و جلسه نقد و برسی فیلم بعدی هر چه زود تر هستیم خسته نباشید بچه های هنرسرای شهروند 💐💐💐

  6. ناشناس گفت:

    0

    0

    خسته نباشید خانم جهانبین بابت گزارش کاملتون👌🏻🌹

  7. ناشناس گفت:

    0

    0

    امیدوارم جلسه نقد و بررسی فیلم همیشه ادامه داشته باشه🙏🏻

  8. ناشناس گفت:

    0

    0

    خسته نباشید میگم به همه کسانی که برای این برنامه زحمت کشیدن👌🏻🌹

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان