میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۴ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۳:۴۳ ب.ظ سرویس:یادداشت بدون دیدگاه 110 بازدید

پای «اصالتِ ما» در گِلِ «بازی تاج و تخت»!

پای «اصالتِ ما» در گِلِ «بازی تاج و تخت»!

حامد مقدم*: قومیت، نژاد و زبان، بخش مهمی از مفهوم «اصالت» را تشکیل می دهند. در برنامه ریزی منطقه ای، یکی از مؤلفه های تعیین پهنه های همگن، و در نتیجه، برنامه ریزی برای «آیندۀ مشترکِ» یک منطقه، موضوع زبانِ مشترک است. کما اینکه مهمترین پهنه های همگن در کشور، که همانا «استانها» هستند، اغلب بر اساس زبان و قومیّت تفکیک شده اند. لذا مؤلفۀ زبانِ مشترک، یکی از مهمترین دارائی ها و برتریهای ما نسبت به سایر مناطق همجوار می باشد. از سوی دیگر، «هم زبانی» یک ارزشِ مَوَدّت آفرین و یکی از عوامل وحدت بخش نیز هست.

«زبان لاری» در زمرۀ زبانهای در معرض خطر نابودی و انقراض معرفی شده است و لذا اهمیت ثبت آن بعنوان یکی از راههای حفظ و نگهداری اش، امری اجتناب ناپذیر می نماید.

تا آنجائی که اطلاع دارم، از اولین و آخرین تلاش صورت گرفته در بابِ این مؤلفۀ مهمِ منطقه ای، قریب ۱۱ سال می گذرد. تلاشی که در قالب «همایش بین المللی زبان شناسی و قوم شناسی لارستان» و به همّت «دکتر بهزاد مریدی» و همکاری شهردار وقت صورت گرفت و پس از آن، اقداماتی برای ثبت «زبان لاری» در «یونسکو» انجام شد که از نتیجۀ آن اطلاعی ندارم؛ اما ظاهراً بی نتیجه ماند.

لیکن در این سالها علیرغم آنکه در فضای مجازی و حقیقی دربارۀ اهمیت حفظ این زبان بسیار سخن گفته شده، اما اندک تلاشی در باب ثبت آن صورت نگرفته است.

ما:

– نه از ظرفیت نماینده مان به عنوان ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس و عضو مؤثّر در شورایعالی انقلاب فرهنگی و ذی نفوذ در نهادهای فرهنگی مرتبط با یونسکو بهره گرفته ایم؛

– نه از ظرفیت و توان و نفوذ اساتید شهیرِ تاریخ و زبان شناسی و قوم شناسی منطقه مان برای تأمین مقدمات ثبت بهره گرفته ایم؛

– نه شعرا و نویسندگان و فعالان حوزۀ رسانه و NGO های منطقه به آن پرداخته اند و برای پیگیری این مهم، تلاشِ جدی معطوف داشته اند تا به مطالبۀ عمومی بدل گردد؛

– نه از نفوذ و موقعیتِ فعلیِ کسانی همچون «دکتر جباری؛ نماینده پیشین بستک، بندرلنگه و پارسیان» بعنوان همزبان، در سازمان میراث فرهنگی کشور بهره گرفته ایم؛

– نه لارستانیهای مقیم خارج برای ثبت این زبان بعنوان زبان دوم یا لااقل زبان سوم کشورهای عرب حوزه خلیج فارس (خصوصاً در دوره ای که غلبۀ جمعیتی بر هندیها و فیلیپینی ها و… داشتیم) اقدامی کرده اند تا امروز دستمایه ای برای پیگیری ثبت باشد؛

– نه از روابط خارجی مان برای پیگیری در یونسکو استفاده کرده ایم؛

– نه به نزدیکیِ زبانیِ بندریها با خودمان توجه داشته ایم تا با بهره گیری از تعدّد نمایندگان همزبانمان در مجلس، برای ثبت آن، امکان فشار و پیگیری بیشتری داشته باشیم؛

– نه از ظرفیتهای فعالان میراث فرهنگی در این حوزه کمک گرفته ایم؛

سایر شهرها و روستاهای منطقه نیز همانند لار، نسبت به این مقوله بی توجه بوده اند. وقتی ادعای داشتنِ چیزی را داریم (چه لاری و چه غیر لاری)، قاعدتاً باید برای حفظ آن بکوشیم و این وظیفه ای همگانی است. متأسفانه همواره راه ساده تر و بی زحمت تر را انتخاب می کنیم. یعنی در خانه می نشینیم و اغلب، بی اطلاع از مقولاتِ تاریخی و زبان شناسی، تنها وظیفۀ خود را در قبالِ نامِ این زبان، تو دهنی زدن به همدیگر و پیروزی در یک مشاجرۀ لفظیِ بی فایده می دانیم که گاهاً اهدافی بجز «اهمیتِ مقولۀ زبان» را در پسِ پرده دنبال می کند و اینجا «زبان» فقط یک «قربانی» است!

غافل از آنیم که آنچه ما را به «آیندۀ مشترکِ ناگزیر» محکوم کرده است، جغرافیا و موقعیت قرارگیری یکسان و قرارگیری در دشت لار است که لااقل این یکی را نمی شود تغییر داد و اگر سیل ببارد، همه را می بَرَد و اگر رحمت ببارد، همه را بهره مند خواهد ساخت و لذا از بین بردنِ مزیّتهای منطقه ای چیزی بجز خسران «برای همه» در پی نخواهد داشت.

اگر بناست این زبان تا ۵۰ سال آینده نابود شود و ما با گناهِ بی توجهی و رخوت و بی تحرکیِ حاکم در «کلِ منطقه»، در زوالش نقش داشته باشیم، چه باک که نامش را فلان بگذارید؟! اگر بناست زبانمان به تاریخ بپیوندد، حتم بدانید که نامش را از اوراق تاریخ خواهند خواند؛ نه از اظهار نظرهای شخصی در صفحاتِ رسانه های محلی…

لیکن اگر وظیفۀ خود می دانیم که برای حفظش قدمی برداریم و «تاریخ ساز» شویم، فرقی بین ما نخواهد بود و پیگیری، وظیفۀ همۀ ماست؛ چون این زبان متعلق به همۀ ماست؛ و اگر حتی یک نفر در این راه قدمِ درستی بردارد، بهره اش، نصیب همۀ ما خواهد شد و نامِ خود را به نیکی در تاریخِ این سرزمین ثبت خواهد کرد. (و چه کارِ خیری برای خیّرین منطقه، از این بالاتر وجود خواهد داشت؟)

اما ظاهراً بناست تا در این ایّامِ خاص، همۀ مقولاتِ مشترک و برتری دهندۀ منطقه را به دست خودمان و طی اختلافاتِ داخلی از دست بدهیم؛ آن هم بر سرِ «بازیِ تاج و تخت» و ایضاً شاید، «شیطنت هایِ مداخله گرانِ بیرونی»!

*دکترای شهرسازی و مدرس دانشگاه

مطالب مرتبط:

هویت یابی «نومتعصبان» با حمله به «زبان لارستانی»!

پاسخ دوم «حامد توانا» به «امیرحسین نوبهار» در مناقشه «زبان لارستانی»

نگاهی نابخردانه به عنوان یک «کهن زبان»

هضم واقعیت زبان اچمی سخت است، درک می‌کنم!

اَچُمی یا لاری؛ زبان شناسی و فراتر از زبان شناسی

قلم را قلم نکنیم!

زبان «لارستانی» هیچگاه «بی عنوان» نبوده است!

چرا و چرا و چرا، وارث «تعصب» باشیم

صداهای دیگر را تاب بیاوریم

«زبان لاری» یک عنوان پذیرفته شده بین المللی است/ عبارت «زبان اچمي» كاملا اشتباه است

زبان شیرین مادری و «لارستانی» خود را «اچُمی» نخوانیم!

زبان «شیرازی» و زبان «لارستانی» بازماندگان زبان پارسی هخامنشی و اشکانی


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان