میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۸ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۷:۰۰ ب.ظ سرویس:اجتماعی, مطلب شما 3 دیدگاه 673 بازدید

پیشنهادهای «گراشی از دوبی» برای بهره‌وری منطقه از محل نذورات محرمی و به نام سیدالشهدا

پیشنهادات «گراشی از دوبی» برای بهره وری منطقه از محل نذورات محرمی و به نام سیدالشهدا

چهارمین یادداشت با موضوع آب و برق

آفتاب لارستان: اگر همچنان سلسله یادداشت های حوزه توسعه «گراشی از دوبی» را پیگیری می کنید حتما می دانید که وی طی چند یادداشت اخیر خود روی تقویت و توسعه منابع آب و برق منطقه تاکید کرده است. (اینجا)، (اینجا) و (اینجا)

وی در یادداشت تازه خود و در حال و هوای دهه اول محرم و ایام عزاداری سیدالشهدا و با توجه به هزینه های زیادی که برای نذورات دراین ایام صرف می شود پیشنهاداتی را مطرح می کند که طی آن می توان ضمن تقویت منابع آب و انرژی به اهداف امام حسین(ع) نیز نزدیکتر شد. کاری که در چندین هیئت عزاداری در کشور نیز دیده شده و بازتاب آن در شبکه های اجتماعی نیز بسیار مورد توجه بوده است.

گراشی از دوبی همچنین پیشنهاد جالبی در حوزه موقوفات و آب انبارهای منطقه دارد که می تواند باعث شکوفایی و زایش و تحقق نیت واقف شود.

این یادداشت را در ادامه بخوانید:

***

تشنه کامان از عطش در التهاب

جانشان در انتظار آب بود

آب می گوید حسین، بی تاب می گوید حسین

دشتها می سوزد از فرط عطش

گوئیا افروخته در سینه تش

دشت می گوید حسین، بی آب می گوید حسین

دشتبانان یا حسین

***

ما و عقلانیت عاشورایی

حماسه با صلابت و جاودانی وارستگان و اسوه های ابدی شعور و آگاهی در واقعه کربلا هر انسانی را از لاک غفلت و عافیت طلبی بیرون می آورد و با ایجاد تحرک در انگیزها، مقصدها و اهداف آنان را به تکاپو و کوشایی به گذشتن از پل خود و تغییر توصیه می کند.

با ارج نهادن و احیای یاد والای شهیدان راه آزادی و آزادگی و بهره مندی از پرتوهای پر فروغ این آزادگان دلها طراوت می یابند و قلبها از جرعه های جاوید معرفت سرشار می شوند. امید است که ما هم بتوانیم به استعانت از این ایام توشه ای برداریم و فیضی ببریم. طفیلی هستی عشق اند آدمی و پری/ ارادتی بنما تا سعادتی ببری

با چشم پوشی از مفروضات ایمانی و اعتقادی و تعلقات عاطفی دیرین که هر ساله در این ایام بیشتر در وجودم پدیدار می گردد قصد دارم در ادامه نوشتن سلسله موضوعات مرتبط به آب و برق در منطقه، در این یادداشت به مناسبت ایام عاشورای حسینی با نگاهی گذرا و کوتاه درباره نقش آب، تشنگی و بی آبی در صحرای کربلا و با اشاره به حماسه سرایی ها و صحنه پردازی های دراماتیک مقتل نویسان عاشورایی در بکارگیری عنصر تآثیرگذار آب و تشنگی در مرثیه سرایی و نوحه گریی این واقعه تاریخی برای تآثیرگذاری حداکثری بر احساسات و عاطفه ها، عشق و مهربانی ها و الم و حرمان های مردمانی همواره عطشان و ساکن در جغرافیای سرزمینهای خشک و برشته از کم آبی و استفاده از این عنصر حیاتی در بوجود آوردن شور و غلیان احساسی در آنها، به این موضوع بپردازم که امروزه ما چگونه می توانیم از این موضوع عشق و علاقه مردمان مان به شهیدان کربلا و باورهای ایمانی نهادینه شده آنها به واقعه عاشورا و عاشوراییان که در ماهها و روزهای مختلف سوگواری هر ساله به جنبش می آیند و به شکلها مختلف و سنن و آداب گوناگون خود مثل روضه خوانی، عزاداری، سینه زنی، نذورات، خیرات و اطعام های گوناگون در حسینه ها، تکایا، مساجد و غیره به یاد لب تشنه امام حسین(ع) و اولاد و اصحاب با وفایش به سوگ می نشینند بیشتر استفاده کنیم و فیض ببریم و همچنین بتوانیم با ایجاد نوآوری، خلاقیت و ابتکار در بهینه سازی و بکارگیری احسن هزینه های مادی دراین گونه مراسم به دانایی و آگاهی بهتری برسیم و بجای شور و غلیان صرف احساسات زودگذر به شعور و عقلانیت پایدار و سازگارتر به مرام و مسلک حسینی دست یابیم.

این نوشته فقط پیشنهاد و نظری است در این راستا. که چگونه می توان از این رویداد استفاده کنیم و به نام و به یاد لب تشنگان صحرای کربلا، سرزمین و دشتهای تشنه خودرا سیراب سازیم؟

قابل ذکر است که اگر برخی عبارات و یا پیشنهادات نویسنده مطلوب برخی افراد نیست و احتمالاً موجب رنجش شان می شود (شاید بشود) با اطمینان بگویم و به شفاعت حضرت سید الشهدا متوسل شوم که هیچ قصد و انگیزه ای نادرستی در کار نیست و فقط تلاش کرده ام که دید و بینشی نو در اینجا مطرح کنم که می شود بدون اینکه ذره ای در بزرگداشت و عظمت عزاداری ها و مراسم سنتی این ایام کاسته و یا تغییر دهیم به برکت و یاری خون این ثارالله الاعظم از مانده سفره برکتش طرحی نو بکار گیریم و اقدامی خداپسندانه انجام دهیم که هر روز و هر لحظه عظمت و بزرگواری و جانفشانی های لب تشنگان صحرای کربلا در جلوی چشم و آینه دیدمان هویدا باشد و تنها به  این ده روزه عزاداری و اربعین حسینی منحصر و ختم نگردد.

کلیدواژه معنادار «تشنگی» در کربلا

آنچه در باره شهادت امام حسین(ع) امام سوّم شیعیان در واقعه دهم محرم سال شصت هجری قمری روایت شده تا چه حد واقعیت تاریخی است و آیا آنچه در روضه و عزاداری ها تبلیغ و گفته می شود و یا مقتل نویسان و نوحه سرایان برای لحظه لحظه های این واقعه تاریخی بیان کرده اند و هر روز هم شاخ و برگی به آنها می افزایند واقعیت تاریخی است و یا تا چه حد افسانه و داستانهای غیر واقع و خرافه های مذهبی است؟

پاسخ گویی به انبوه داده های تاریخی و روایی آشفته و متناقض خرافه آمیز مورد بحث و کنکاش نویسنده نیست و به آن وارد نمی شوم فراوان صاحب نظران اهل ایمان و تحقیق در باره نوشته اند و جایی برای نویسنده بی بضاعتی چون من در این وادی نیست، فقط در اینجا برای روشن شدن پیشنهادم مجبورم کمی در مورد آب و تشنگی در صحرای کربلا اشاره ای داشته باشم که خوانندگان و مخاطبان هوشمند خود را متوجه سازم که اگر پیشنهادی در تغییر کاربری بخش کوچکی از هزینه های مراسم و عزاداری های امروزمان مطرح می کنم ذره ای از عظمت محرم و عاشورا و قیام امام حسین(ع) نمی کاهد که درخشش این خورشید از نوع دیگری است.

واقعیت امر این است که یکی از داستان های بسیار مهم و پیچیده و همراه با خرافه و اسطوره همین داستان تشنگی و آب در کربلاست که اتفاقاً دست مایه اصلی روضه خوانی و تعزیه خوانی و امثال این حرفها است، اگر از دولت صفویه به بعد تا همین امروز داستان تشنگی امام حسین(ع)، تشنگی نوزادش علی اصغر و تیر سه شعبه حرمله بر حلقوم او و رفتن عباس به شریعه فرات و آب آوردنش و قطع شدن دست را از داستان کربلا بگیرند دیگر داستان از آن حالت حماسی و عاطفی و دراماتیک برانگیزاننده و گریه آور خارج می شود.

اگر از کربلا و عاشورا داستان هایش را بگیریم آن لب لباب تاریخ و قیام امام حسین(ع) آنچنان که گفته شده است خیلی به درد کسانی که می خواهند از این طریق استفاده ابزاری بکنند و عواطف را برانگیزانند حال روحانیت است، روضه خوان است و یا مداحان و تعزیه خوان ها و کسانی که در این بازار منافعی دارند نمی خورد.

اگر اینها حذف شود علی القاعده این منافع از بین می رود برای همین است که حقیقت رویداد تاریخی و جوهره قیام انسان ساز حسینی را با شگردی منفعت طلبانه از دسترس عاشقان و علاقمندان حضرتش پنهان داشته شده و بجایش دیگ ها، دسته ها و علم و کتلها و کارناوال های مختلف عزاداری را هر روز  بزرگ و پررنگتر می کنند و غیرمستقیم و نانوشته رقابتی پنهان در بین هیئت ها، مساجد و حسینه ها را بوجود می آورند که هر ساله بر تعداد دیگها افزوده شود و نوشیدنی ها و خوردنی ها متنوعتر و بیشتر گردد.

تناقض همدلی با یاران کربلا با خوردن و نوشیدن و خوابیدن!

یکی از سنت هایی که امروزه در محرم و دیگر ایام سوگواری خیلی چشمگیر شده و زیاد به آن دامن می زنند، سنت خیرات و نذورات وپخت و پزهای فراوان و گوناگون برای اطعام سوگواران است تا جایی که دولت و حکومت هم در این امر برای تبلیغ بیشتر به این گونه فعالیتها کمکهای نقدی یا غیرنقدی می رساند.

نذر و نذری دادن و اطعام مساکین و توسل جستن برای رفع بلا، دفع مصیبت ویا جلب منفعت در میان همه اقوام وجود داشته و هر کسی می کوشد تا فضل و رحمت و محبت الهی را به شکلی به سوی خود و جامعه ای جلب کند و در قرآن کریم هم به این مسائل اشاره شده است. بعضی نماز و عبادات دیگر انجام می دهند و بعضی هم سفره طعام می گسترانند، بحثی در این گونه موضوعات نیست. شاید ابتدا و آغاز پخت و پزها و اطعام در این گونه مراسم همین اعتقادات بوده حال کی و چگونه بصورت جزو لاینفک در مراسم عزا شده من نمی دانم و موضوع بحث این نوشته هم نیست فقط می دانم ربطی به اصول و فروع دین ندارد و کم و یا زیاد شدن آنها و حتی تغییر نرم و شکل آن نیز مشکلی در ایمان و عقیده باورمندان نخواهد داشت.

امروز در سراسر ایران در عاشورا پخت می کنند در منطقه خودمان کمیت و کیفت و دفعات بیشتری دارد. ما سوگواران حسین(ع) بعد از ده روز و ده شب فعالیت های مختلف عزاداری در ظهر عاشورا بعد از ختم مراسم با خوردن پلو و خورشت های خوش مزه و چرب و نوشیدن چند لیوانی شربت خنک و گوارا به یاد لب تشنگان روز واقعه برای استراحت و خواب بعد ظهر عاشور به منازل خنک و راحت خود می رویم و با شکمی پر تا غروب استراحت می کنیم! (می خوابیم) و شبش هم به یاد شام غریبان بازماندگان حسین(ع) در مراسم شام غریبان شرکت کرده و پس از شمارش پس انداز اجراهای جمع آوری کرده در ده روز گذشته فایل امسال محرم خود را می بندیم و می رویم تا سال آینده که محرم از راه برسد و همین تکرار را تکرار کنیم!

سئوال این است که آیا آموزش و یادگیری از این دانشگاه نور و روشنایی و یا همدردی و همراهی با واقعه کربلا بخصوص بازماندگان آن قافله نور و ایمان پس ظهر و پایان معرکه خونین عشورا با شکمی پر و جای خنک و رفتن به خواب ناز همخوانی و یا سنخیتی دارد؟ که خود را عزادار بنامیم یا نه، در همان بعد از ظهر ما کجا و پیرو و عزادار حسین بودن کجا؟!

قضاوتی نیست فقط پرسش از خودم است،  الاعمال بالنیّات. آیا فکر نمی توان کرد که اگر ما در همان ظهر عاشورا گشنه و تشنه برای استراحت رجوع کنیم و نان خشکی و ته مانده غذای از قبل مانده در خانه را برای رفع جوع بخوریم بیشتر به یاد تشنگان وگرسنگان ظهر عاشورا خواهیم بود که بعد از معرکه در دشتهای سوزان کربلا تنها و گرسنه مانده اند. مگر سیر می تواند احساس انسان گرسنه ای را درک کند و عزادار آنها باشد؟! این فقط یک سئوال از خودم است. جواب هم ندارم و نه می خواهم غیرضروری وارد بحث و گفتگو با دیگر باورمندان درباره سنن و رسوم عزاداری و اطعام روز عاشورا شوم چون اصولاً اعتقاد دارم بحث تاریخی-علمی درباره عاشورا برای شیعیان باورمند بسیار بحث کم حاصلی است. آنها دنبال کالای دیگری هستند فقط می خواهم در اینجا بگویم که اگر هزینه های این دیگ های رنگارنگ روز عاشورا را فقط برای چند سال به سمت سرمایه گذاری برای تهیه آب منطقه سوق دهیم آنگاه هر لیوان آبی که از ثمره سرمایه گذاری از سفره های روز عاشورا بنوشیم و یا هر گیاهی که از این آب سبز شود همواره یاد لب تشنگان ظهر عاشورا در روح و جانمان تداعی خواهد شد و برکات بیشتری از انفاس مسیحایی آنها نصیب خواهیم برد.

هدف مند کردن هزینه نذورات محرمی با چند پیشنهاد

در نوشته های چندگانه در موضوع آب و برق در چند مورد اشاره کرده ام که در حال حاضر یکی از بهترین سرمایه گذاری های جمعی و مشارکتی در منطقه ایجاد نیروگاه قابلی است که توان تولید آب و برق ارزانتری از دیگر نیروگاه ها و یا آب شیرین کن های مشابه در کشور داشته باشد.

فروش تولید برقش به دولت برای سود و تجارت انتظار داشته در سرمایه گذاری فرض کنیم و تولید آبش بنام نامی لب تشنگان صحرای کربلا برای سیرابی شهرها و روستاهای منطقه استفاده کنیم. بر همگان پر واضح و روشن است که برای اقدام و انجام این مهم به سرمایه قابل توجه و نیمه کلانی نیاز است. جمع کردن این نیمه کلان سرمایه مسیر نیست مگر اینکه به تمامی پتانسیلها و امکانات مالی منطقه فکر و توجه شود.

راقم که از سالهای پیش در این موضوع مطالعه و با اصحاب فکر و درایت در منطقه مشورت می کنم به دو منبع مالی بسیار با برکت و افضل سرمایه های مادی موجود در منطقه یقین حاصل کرده ام که اگر بزرگان و صاحبان خرد و ایمان نظری کنند و همتی بکار گیرند درهای رحمت الهی از این دو منبع بر منطقه فرو خواهد بارید و سرمایه های پراکنده و سرگردان دیگر موجود در منطقه را چون کهربا و مغناطیس قوی به محوریت خود جذب می کند و به گردش  در خواهد آورد و مشکل بی آبی منطقه را حل خواهد کرد.

اینجا به مناسبت ایام عزاداری سید الشهدا باید بگویم هر دو این منبع به حضرتش وابسته و وصل می باشد و برکاتش نیز ابدی خواهد بود. این دو منبع مورد نظر عبارتند از:

یک: جمع آوری نقدی هزینه های پخت روز عاشورا برای چند سال.

دو: درآمد و یا بهینه سازی موقوفه های کوچک و فراوان حضرتش در منطقه جهت تجمع سرمایه.

تحقیق و پژوهشی که در محرم سال گذشته و ایام عاشورا در گراش انجام شده، ( طبق جدول ذیل)  نشان می دهد که مقدار کمیت پخت ها و اطعام عزاداران حسینی در ایام عاشورا درحسینه ها، تکایا، مساجد و هیئت های گراش در مجموع ۶۶۰ دیگ برنج پخت شده است (خواننده آگاه خوب می دانند که واحد پخت فقط دیگ برنج می گویند و دیگ پخت خورشت همراهش را به حساب نمی آورند چون بستگی دارد به مقدار گوشت و مخلفات دیگر در پخت خورشت همراه با برنج، لذا نسبتها دیگ برنج به خورشت متغیر است).

این جدول آماری شامل پخت نذورات در منازل شخصی نمی شود، در این رابطه آماری موجود نیست ولی همگان می دانیم در تعداد قابل شمارشی از منازل شخصی  نیز پخت برنج، حلیم و یا نان انجام می شود و بسیار متداول است.

درآماری دیگری (جدول ذیل) نشان می دهد که گراشی ها در عاشورای پارسال  نیز مجموع حدود ۱۳۰ دیگ برنج در شهرها و روستاهای اطراف و نزدیک گراش پخت کرده اند و هر سال هم بر کمیت دیگها و تعداد روستاها افزوده می شود. قیمت و هزینه های پخت هر دیگ از منابع و دست اندر کاران پخت در مکانها مختلف که پرسیده بودند متفاوت بوده ولی پژوهشگران میدانی متوسط هزینه پخت یک دیگ در محرم پارسال در قیمت حدالاقلی محاسبه و با در نظر گرفتن تمامی مخارج  پخت  (غیر از نیروهای انسانی داوطلب) برای یک دیگ برنج حدود ۸۵۰ هزار تومان بر آورده کرده بودند. البته بررسی کنندگان خرجی ها و هزینه های دیگری که در ایام عزا متداول است مثل پختن دیگ های حلیم، هزینه صبحانه دادن به عزادارن در بضی هیئت ها و یا هزینه انواع نوشیدنی ها و پلاستیک های مصرفی را حساب نکرده اند.

در مجموع و با تخمین هزینه های در نظر گرفته نشده و پخت در منازل شخصی، گروه تحقیق کمترین هزینه اطعام عزادارن ایام تاسوا و عاشورای حسینی را در گراش کمی بیشتر از یک میلیارد تومان در محاسبه بدست آورده بودند. اگر نرخ معادل ارزی آن روز که یک درهم برابر حدود ۹۵۰ تومان بوده را در نظر بگیریم می توان گفت می شود حدود یک میلیون و ۵۰ هزار درهم. حال چرا به درهم تبدیل کرده ام برای این است که به یک حساب تخمینی نسبتاً ثابت برسیم که تغییرات نرخ تورم و ارز کمتر در آن دخیل باشد.

اگر فقط خود شهر گراش برای تاسوعا و عشورا یک میلیون و ۵۰ هزار درهم پخت می کند قدر مسلم و به یقین شهر لار و توابع آن که جمعیتی بیشتر از ۲/۵ برابری شهر گراش هستند اگر بیشتر از ۲/۵ میلیون درهم در این  ایام پخت نکنند به یقین کمتر از ۲میلیون درهم نخواهند کرد. (سه سال قبل در مطلبی در یکی از رسانه های شهر لار خواندم که در این شهر ۲۱۰ تن مواد غذایی در ده روز اول محرم مصرف شده بود، از پیش از همه خوانندگان پوزش می خواهم اگر حافظه من در ۲۱۰ تن اشتباه کرده باشد).

نتیجه گیری

نتیجه؛ حال اگر بزرگان دینی ما که صاحبان ایمان و خردند و الگوهای مردم در عزاداری مراسم حسینی هستند همراه با عاشقان و محبّان سیدالشهدا که در حسینه ها و هیئت ها کارگزار و یا خدمتگزار و فعال هستند تدبیری بیندیشند و راهی پیدا کنند که بتوانند تنها برای چند سال بجای پخت و اطعام در تاسوعا و عاشورا حسینی هزینه مالی و نقدینگی معادل آنرا بنام نامی سرور آزدگان برای آب منطقه و بنام همان حسینیه و هیئت خود سرمایه گذاری کنند یقیناً سرمایه پایه و بزرگی بدست خواهد آمد و علاوه بر جمع شدن سرمایه سبب می شود که دیگران از آنها یاد بگیرند و در این کار خیر و خدا پسندانه بیشتر شرکت کنند و سرمایه گذاری نمایند.

حتی برادران شافعی مذهب ما در منطقه وقتی ببینند که روحانیت و عاشقان حسین(ع) این کار را کرده اند آنها هم به تآسی از روحانیت آگاه و روشن شیعه مذهب منطقه، تمامی خیرات و مبرات خود را به عشق سبط پیامبر و سید جوانان اهل بهشت در این راه بکار خواهند گرفت و سنگ تمام خواهند گداشت. اگر این تغییرات در مصرف همه نذرها، خرجی های عزاداری و دیگر خیرات مبرات منطقه را بصورت سرمایه اولیه و برکت سرمایه گذاری برای آب و برق منطقه بکار گیریم بعد از چند سال دیگر علاوه برآب آوری به منطقه می توان از درآمد این سرمایه گذاری برای هزینه های سالیانه حسینه ها  و هیئت ها استفاده کرد. باور بفرمایند که اگر فقط برای پنچ سال این کار انجام گیرد سرمایه ای بزرگ و با برکتی بعنوان سرمایه پایه جمع خواهد شد که هم کمکی به برق کشور می شود و هم آب منطقه تآمین می گردد.

استفاده از درآمد و بهینه سازی از موقوفات منطقه در سرمایه گذاری برای آب و برق برای منطقه کمی بیشتر احتیاج به بررسی و مطالعه دارد. راقم نه متخصص فقه وقف هستم و نه بخود اجازه می دهم وارد مقولاتی بشوم که چندان اطلاعاتی از آن ندارم و شاید هم خیلی حساسیت برانگیز برای منتفعان حالیه این ثروت باشد و بد برداشت کنند. لذا بحث در این موضوع را می گذارم به عهده علاقمندانی که در منطقه هستند و اطلاعات کافی از چگونگی این ثروت در منطقه را دارند و هم شناخت از کنترل کنندگان و منتفعان این ثروت.

در اینجا فقط می خواهم از آنها خواهش کنم یک بررسی و تحقیقی انجام گیرد که آیا مثلا برکه ها (آب انبارها) کوچک و بزرگ و یا بخشی از زمین های زراعی و نخیلاتی که به هر عنوان از گذشتگان بصورت خیرات و یا وقف بجا مانده ولی امروز به هر دلیلی از انتفاع عموم خارج شده اند، مثل برکه ها و ممرها و زمین های اطراف آنها و یا زمینهای زراعی و نخلستهای که بایر شده اند ولی با قرار گرفتن در مکان و جای مناسب سبب شده ارزش افزوده زیادی پیدا کنند، آیا می شود آنها را بفروش رسانیده و از پول فروش آنها مثلا برای آب و برق منطقه سرمایه گذاری شود و بنام سهم واقف در گذشته آنها که امروز هم مردم از آن منتفع شوند و هم نیت واقف که همان آب رسانیدن به خلق الله بوده در امروز هم ادامه پیدا کند.

همچنین می شود از تجمع سود حاصله در آینده بنام همان واقف اولیه کار خیری دیگری برای روح آن مرحوم خیر اندیش انجام گیرد و یا درآمد حاصله برای امام مصرف کنند. امروز در جهان شرکتهای صنعتی و تجاری بزرگ و معروفی هستند که با بهینه کردن موقوفه کوچکی قرار گرفته درمکانی مناسب در اثر رشد و توسعه شهری و تبدیل آن به احسن بوجود آمده اند و هزاران نفر دارند از آنها نفع می برند و با تغییر کاربری و بهینه کردن موقوفه ای خارج شده از انتفاع اولیه نیت واقف در کاری سرمایه گذاری کرده اند که در آمد بسیار خوبی دارد و همه نیت واقف بخوبی پیش می برند.

نمونه معروف این نوع سرمایه گذاری بهینه شده وقفی شرکت معروف لویدز در انگلستان است که غولی در صنعت بیمه، بانک داری و خدمات دریایی و کشتیرانی در جهان شناخته می شود.  من فکر می کنم  اگر مسئولین اداره اوقاف و خوشفکران منطقه بتوانند موقوفات راکد و بی در آمد را که در خود شهر و روستاهای منطقه  در مکانی خوب و با ارزشی قرار گرفته اند تبدیل به احسن کرده و عوض اجاره دادن به بهای ناچیز ویا مثل برکه ها بدون فایده افتاده با بهترین قیمت ممکنه بفروش رسانند و پول حاصله از آن برای تولید آب و برق منطقه سرمایه گذاری کنند در آینده کوتاه ارواح تمامی خیرین و وقف کننده درگذشته دور و نزدیک از آنها راضی خواهد شد و نیت آنها که همان آب رسانی به مردم بوده بهتر برآورده می شود. چون می توان سهم سرمایه گذاری بنام برکه ویا واقف موقوفه تبدیل به احسن کرده بشود. البته اگر سرمایه گذاری در این ارتباط درست انجام گیرد علاوه بر مردم منطقه و سهام داران دیگر و بیشمار آن قطعاً تیول داران فعلی اوقاف هم بیشتراز وضعیت قبلی آن منتفع خواهند شد.


3 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    واقعا درسته. من تمام مطالب این نویسنده گراشی از دوبی را می خونم. روی نکات درستی دست میگذارند. امیدوارم گوش شنوایی هم وجود داشته باشه

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    اتفاقا در خبرها خوندم شهردار یه شهر معروف و فکر کنم شهر یزد از هییتها خواسته هزینه نذورات رو به خرید لوازم التحریر برای کودکان بی بضاعت اختصاص بدن. با باز هم جایی خوندم بعضی هیبت ها داوطلبانه هزینه نذری شون رو باتوجه به مشکلات جدید اقتصادی کشور صرف امور خیر کردن. الان که این پیشنهاد گراشی رو خوندم واقعا باید گفت بهتر از تمام اینهاست و باعث میشه همه مردم خیرش رو ببینند

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    برخی از این پخت ها وقفی است یعنی هزینه آن وقف اطعام عزاداران حسینی شده نمی شود کاری کرد برای آنها که وقف نشده که کم هم نیستند باید کاری کرد

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان