میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در2 جولای 2015 ساعت 11:45 ب.ظ سرویس:مطلب شما 4 دیدگاه 1,096 بازدید

چرا توليدكنندگان منطقه عطاي دولتمردان را به لقايشان بخشيده اند؟!

چرا توليدكنندگان منطقه عطاي دولتمردان را به لقايشان بخشيده اند؟!

faghihiحسين فقيهي*:‌ زمانی که ندای رهبر فرزانه در سال ۸۴ مبنی بر انسجام اقتصاد مقاومتی و تاکید در مباحث اقتصادی را شنیدم و به عنوان یک سرباز تحت امر قصد اجابت دستور ایشان كردم زمانی بود که خود در اریکه مدیریت شرکت تارمین با پرسنلی حدود ۳۰ نفر بودم و تولیدات گُل نرده در اقصی نقاط ایران با نام «تارمین گراش» افتخار می آفرید.

بعد از بررسی و مطالعه دقیق به اولویتها و پتانسیل های شهرستان پرداخته و همه اینها را به مراکز دولتی و بخشداری وقت ارائه داده و منتظر سرمایه گذار ماندیم که متاسفانه هیچ فرد یا افرادی اعلام آمادگی نکردند و بنده به صرف انجام واجب کفایی، خود به میدان آمدم.

مقوله درختان نخل که از محصولات استراتژیک شهرستان و منطقه جنوب فارس محسوب می شود و متاسفانه  به علت عدم مدیریت صحیح در ورطه نابودی بود کمر همت را با تعدادی از دوستان بسته و قصد نجات درخت مظلوم خرما را کرده با هماهنگی سازمان بازرگانی مسئولیت خرید کل خرمای منطقه را به عهده گرفته و حدود هزار تن خرما را خریداری و با رویکرد و تجربه تولید که داشتیم بسته بندی کرده و به عنوان اولین صادرکننده رسمی با کارت بازرگانی خودم مبادرت به صادرات به امارات و از آنجا به هند و سنگاپور و مالزی كرديم و در همان زمان حدود ۶۰ نفر به کار گماشته و چنان خرماداران مسرور و خرسند شدند که رئیس جهاد کشاورزی وقت جناب حاج اسدی اعلام کردند بیش از ۴هزار اصله نخل به فروش رساندیم و این دلیلی جز احداث شرکت گلت نبود و کماکان تمام خرماهای منطقه را خریداری و بسته بندی و صادر می کردیم و ممنون دوستان در امارات می شدیم که نسبت به فروش آن همت می کردند و هنوز هر وقت مرا می بینند یاد بسته بندی خرما می کنند و حتی در آن زمان ۵ کارگاه شیره پزی سنتی در طول سال برایشان خرماي کم کیفیت می بردیم تا شیره آن را بگیرند و توسط شرکتهای بسته بندی مواد غذایی در شیراز بسته بندی در قوطی کرده و باز خودمان صادر می کردیم و پویایی و سرزندگی و در واقع مصداق اقتصاد مقاومتی به دستور رهبر عظیم انقلاب به منصه ظهور گذاشته بودیم…

طبعا وضعیت اقتصادی تمام مرتبطین با خرما را روز به روز بالاتر می رفت و نیز خود شرکت هم با مدیریت هرچه تمام دامنه فعالیت خود را گسترش می داد و حتی اقدام به خرید زمین جهت کارخانه وسیع تر نمودیم و در کنار بسته بندی و ساخت شیره خرما مبادرت به تولید حلواي خرما و حبه قند خرمایی کرده که احتمالا مخاطبان نيز یادشان باشد.

… اما در سال دوم فعاليت، در حالی که  رئیس سازمان بازرگانی فارس شخصا از بنده تشکر و مرا ناجی خرماي جنوب اعلام کرد و خواست فعالیت این شرکت را ادامه بدهم و قول داد شرایط پرداخت وام نیز مانند سال قبل که همان ۱۲ درصد بود ادامه يابد. بنده نیز خوشحال بودم که مورد رضایت مسئولین قرار گرفته ام و همچنین خرمای شاهانی سری تو سرها پیدا کرده و به عینه وظیفه ام را در قبال این موضوع به نحو احسن انجام داده ام…

سال جدید نيز با همت و تلاش، بیشتر خرماي توليدي را از کشاورزان خریداری کرده و در ظروف ظریف تر و در اندازه نیم کیلویی و در پاکت و کارتن های رنگی و قطعا با هزینه بیشتر خود را با استانداردهای اروپایی هماهنگ می کردیم و در حالی که بیش از ۱۵۰۰ تن خرما حتی از استانهای همجوار و خود جهرم نیز خریداری کرده به بهترین وجه بسته بندی و مطابق استاندارد انبار داری می کردیم تا قبل از ماه رمضان به بازار عرضه کنیم…

اما متاسفانه برخورد کردیم با چالش اقتصاد جهانی سال ۸۷ که آسیا دچار مشکل عدیده مالی شده بود و به قولی فقط پول برای خرید نان شب داشتند و یقینا قادر به خرید خرما نبودند و این ریشه مشکلات شرکت گلت بود. از اینجا به اصطلاح بد بیاری ما شروع شد!

قول رئیس بازرگانی عملي نشد و چون سال قبل ما وام با سود ۱۲ درصد گرفته بودیم و الان می گفتند با سود ۲۷ درصد و ما به خاطر بدهی به کشاورز مجبور بودیم بگیریم که بدهی این افراد زحمتکش را پرداخت کنیم و دیگر مسئولین امر نيز چه بازرگانی چه جهاد کشاورزی و چه استانداری زیر بار نمی رفتند. حتی درب اتاقشان را برای ما باز هم  نمی کردند. به خود استاندار هم رجوع کرده و هیچ کمکی نمی کردند. به نماینده مجلس رجوع کرده ایشان نیز هیچ و طبیعی هست که نتوانند. وقتی نماینده از تولید هیچ نداند و این بانک بود که از این زمان حداکثر استفاده را می برد تا جایی که همه چیزمان را مصادره کردند و هنوز هم درگیر این بانک هستيم که گويا سیری ناپذیر شده اند…

عرصه برايمان بسيار تنگ شده بود؛ خرماها را به هرجا می بردیم خریداری نمی کردند؛ حتی به اداره هلال احمر فارس پيشنهاد كرديم براي سیل زدگان خرید کنند حتی به ثمن بخس ولی هیچ و هیچ!

با توجه به اینکه وام مضاربه ای بود و بانك شریک ما بود به آنها پیشنهاد دادیم که خرماها را براي کارمندانشان خریداري کنند که متاسفانه حتی فرصت بيان پیشنهاد هم به ما ندادند! به فرمانداری و استانداری و کمیته امداد و نماینده مردم لارستان و گراش و خنج در مجلس و خلاصه به همه كس رو زدیم اما کسی خرماهای ما را خریداری نکرد.

در جایی که اگر یک نفر و فقط یک نفر از الفبای تولید اطلاع داشت ما همچنان سرپا بودیم. واقعا کسی را پیدا نکردیم و این را با قطع و یقین می گویم.

القصه عرصه تولید هم مانند عرصه جنگ و جهاد، کشته و جانباز می دهد ولی این کجا و آن کجا…

البته هنوز همان  زمین شهرک صنعتی که آن زمان خریداری کرده و حدود ۴۰ درصد کار فیزیکی هم انجام دادیم و کل خط تولید هم داریم و هنوز بستر تولید فراهم هست ولی دیگر قصد ندارم با طناب پوسیده دولتمردان به چاه بروم و هر زمان خودم سرمایه کافی داشتم می سازم و این کار را به سرانجام می رسانم و بدهی خود را به این درختان همیشه سرسبز که متاسفانه در افول و اضمحلال هست می پردازم و کاش فرد یا افرادی جهت کمک به این امر مرا یاری می کردند…

هدف از این نوشتار فقط بررسی مقوله اقتصاد مقاومتی است که اگر به خود باوری برسیم می توان چه حرکتهای بزرگ و ماندگاری انجام داد…

به درستی ما به سهم خودمان به عنوان یک ایرانی چه وظیفه ای داریم؟ در این وانفسای اقتصادی که فشار اقتصادی دمار مردم را درآورده چه کارهایی می توان انجام داد: بهتر است یک بار فرمان چند ماده ای رهبر فرزانه درباره اقتصاد مقاومتی را مرور کنیم.

یقینا ما نمی توانیم بنشینیم که دولتمردان بیایند و ما را نجات دهند که کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. باید فعالیت های اقتصادی را پویا کرد. بايد در قوانین دست و پا گیر ادارات از جمله شهرک صنعتی، اداره دارایی، اداره بهداشت، اداره بازرگانی، اداره آب و اداره برق که واقعا یکطرفه و فقط و فقط به فکر سود خود هستند و مطابق همین قوانین اعمال می کنند تجدید نظر کرد و به فکر تولید کننده بود و مباحث تشویقی را بیشتر لحاظ كرد.

همچنين نمایندگان مجلس نسبت به مشکلات تولید کننده ها اشراف بیشتر داشته باشند که نماینده اگر تولید کننده نباشند هیچ وقت نخواهد فهمید که درد تولید کننده چیست.

همچنين بايد کارگروه تسهیل تولید در هر فرمانداری فراهم شود و هر شهر بنا به پتانسیل اقتصادی خودش تصمیماتی در جهت مرتفع کردن مشکلات فعالین اقتصادی انجام دهد.

عوارض و مالیات تا مدت معینی از تولید کننده با کارمندان فراوان، حذف شود. بانکها موظف به پرداخت وامهای مناسب به تولید کننده های مزبور باشند و همچنین هر شهروندی نسبت به تولیدات بومی خویش غیرت به خرج دهد و در مصرف تولید داخلی همیت به خرج دهد و در وضع قوانین از تولید کننده ها نيز استفاده شود نه صرفا قانون گذاران.

* رئیس هیات مدیره شرکت بسته بندی و فراوری خرماي «گلت»


4 نظر

  1. لاری گفت:

    0

    0

    به سمع شه نرسانند حاسدان قوی تظلمی که ضعیفان داد خواه کنند

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    آقاي فقيهي شما رئيس ستاد تبليغاتي محمود احمدي نژاد در گراش بوديد. اگر نگوييم تمام اين بلايا و گرفتاري هاي مملكت بي شك سهم عمده اي از آنها ب دليل سياستهاي اشتباه دولت مورد حمايت شما است. خودكرده را تدبير نيست. حالا الحمدالله وضع شما كه بد نيست اما كم نيستند آدم هايي كه به دليل سياستهاي محمودخان شما زمين خوردند و بلند نشدند.

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    سیاستهای […] دولت قبل که خود شما حامی او بودید تمام امکانات کشور را نابود کرد و کشور را به ویرانه ای تبدیل کرد از هشت سال جنگ بدتر. و ساخت آن به بیست سال زمان نیاز است.

  4. حسین فقیهی گفت:

    0

    0

    با سلام
    ممنون از اظهار نظر دوستان
    بنده سال ۸۳ مسولیت ستاد اقای احمدی نراد به عهده گرفتم یک ستاد مردمی و با هدف کمک به مملکت و یقینا در اوون سال همگان به ایشان رای دادند .
    واین دلیلی نداره از من گله کنین ….به عنوان یک ایرانی وظیفه ام در قبال خرما و سروسامان دادن این درخت اقدام کردم و مسایل پیرامونش خدمتتان عرض کردم فقط همین ….

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان