میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در20 آگوست 2014 ساعت 11:44 ق.ظ سرویس:یادداشت 7 دیدگاه 2,333 بازدید

چرا شهروندان لار افسرده مي شوند؟!

نسبت شهر من با شادی(۴)

چرا شهروندان لار افسرده مي شوند؟!

  deedمرتضي رستم پور: در سه یادداشت گذشته باعنوان «نسبت شهر من با شادی» در سایت «آفتاب لارستان» و در شماره قبل نشریه «بشارت نو» به موضوع شادی از سه زاویه پرداخته شد. نکته حائز اهمیت در این یادداشت ها تمركز روي این معضل به عنوان مهمترین مشکل فضای شهری لار است هر چند عدم تعریف صحیح از موضوع شادی و متولی آن، دو نقطه نامشخص این دیدگاه ها بودند.

عده ای از صاحب نظران، مفهوم شادی را هیجان انبساطی و زود گذر با نمود بیرونی تعریف کرده اند همچون شادی پس از مسابقات ورزشی. شادی می تواند جنبه مثبت و منفی داشته باشد در حالی که نشاط را شادی از نوع مثبت و حالتی درونی و پایدار می دانند که احساس رضایت و لذت را بدنبال دارد. مباحث مطرح شده هرچند اشارات درستی به این مقوله دارد اما متولی دانستن چند سازمان برای ایجاد نشاط اجتماعی آن هم در شرایطی که اغلب در تامین بودجه جاری خود مانده اند و یا سازمان هایی که فلسفه ی وجودی شان با شادی در تضاد است! انتظاری دست نیافتی است. ایجاد محیطی سرزنده با بخشنامه و اجرای چند نمایش و موسیقی، درمانی مسکن گونه است و از سوی دیگر همه مردم نشاط را در محیط فرهنگی و هنری جستجو نمی کنند. مسایل یاد شده خود جزیی از کلیتی بنام پدیده شهرنشینی است که به نظر می آید راه حل ایجاد نشاط اجتماعی را باید در محیط شهر و نوع مدیریت آن جستجو کرد.

***

در پايان يك روز كاري با اصرار خانواده كه تمام ساعات روز را در منزل سپري كرده اند براي تفريح و تمدد اعصاب با بي ميلي تمام به خيابان مي رويد و سر گشته و درمانده از اینکه به کجا بروید دقايقي را با خودرو خود در خيابان گشتي مي زنيد. شبيه خيلي هاي ديگر كه آرام و قرار ندارند و از سكون فراري اند و فلكه هاي شهر را نه يك بار و دو بار،  بلكه بارها و بارها دور مي زنند شما نيز به قول معروف خيابان را گز مي كنيد و در نهايت خسته و دلزده تر به خانه باز مي گرديد. اين حس ناخوشايند و عدم رضايت و سرگرداني فارغ از مشكلات زندگي و افسردگي شايع در بين مردم، ناشي عدم نشاط در محیط اجتماعی و در راس آن محیط شهری است.

محیط شهری به عنوان محل فیزیکی تعاملات روزمره در حوزه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… بزرگترین نقش را در ایجاد فضای آرامش و هویت بخشی برای ساکنانش دارد. توجه به فضای شهری به عنوان محیط و بستری که قرار است نشاط در آن رخ دهد را می توان گره گشای این دغدغه اجتماعی دانست.

در بحث لار به دلایلی که در مقالات مختلف بیان شده و بصورت خلاصه مرور خواهیم کرد عوامل متضاد با نشاط اجتماعی در فضای شهری در بالا ترین حد خود قرار دارد از جمله بافت شهری ساکن و یکنواخت ناشی از خیابان کشی شطرنجی شکل و بدون منحنی، چند پاره گی بافت شهری، ساختمان های هم شکل بخصوص مجتمع های مسکن مهر، آشفتگی در تابلوهای شهری و به تبع آن وجود آلودگی تصویری و ایجاد آلودگی صوتی ناشی از مشاغل مزاحم شهری، نمای زمخت و فلزی ساختمانها و عدم خلاقیت در طراحی شهری و… است.

در چنین شرایطی فضای شهر خود مهمترین عامل خستگی ذهنی و عدم نشاط اجتماعی است و در این بین مردم به فضاهای سبز و پارک به عنوان اثر گذار ترین عاملی که در کاهش خستگی ذهنی و افزایش نشاط اجتماعی نقش دارد روی می آورند. فضای سبز و پارک ها مظهر عدالت در امکانات خدمات شهری است جایی که از هر قشر و گروه و سنی می توانند از امکانات آن به شکل برابر و آزاد بهره گیرند و مرکز مهمی در تعاملات اجتماعی و گسترش و ایجاد همبستگی و مشارکت جویی شهروندان است. در شرایطی که  لار در منطقه گرم و خشک قراردارد و روند بدون برنامه پروژه های عمرانی جای طبیعت را پر کرده  و ساخت و سازها و ساختمان هایی با نماهای سنگ و فلز و شیشه و مجتمع ها و شهرک های بدون فضای سبز و پارک و… بیش از هرعامل دیگری در طرد ساکنان از فضای شهری نقش داشته و مردم را در چهار دیواری خود محبوس کرده است و یا برای جبران این نقیصه به پدیده باغ شهری روی آورده اند که خود عاملی است در کاهش تعاملات اجتماعی و درون گرایی.

در واقع مدیریت صحیح شهری که هدفش رضایت، آرامش و مشارکت جویی شهروندان در مسائل شهری و اجتماعی و… است بدلیل عدم اتخاذ سیاست های درست موجب به انزوا فرستادن شهروندان گشته است. همین گسترش روحیه ی فردگرایی و عدم تعاملات اجتماعی باعث بی تفاوتی و عدم همبستگی مردم در فعالیت های اجتماعی و سیاسی در حوزه ی منطقه ای شده است.

مطالب ذکر شده مبین این مطلب است كه شهر پدیده ای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و… است که توسعه عمرانی و فیزیکی شهر می بایست بر اساس مولفه های توسعه ی فراگیر و مرتبط با نیازهای شهروندان در حوزه های مختلف صورت گیرد. از این رو در مدیریت شهری در کنار اصل عدالت بحث سهولت دسترسی مردم به خدمات و زیر ساخت های شهری نیز اهمیت دارد. وجود پارکینگ و فضای نشیمن گاهی در بخش های از شهر که کارکرد اقتصادی دارند همچون بازارها و وجود مجتمع های تفریحی، اداری، تعمیرگاهی و کارگاهی و… از آن جمله است.

ایجاد رضایت یکی از مهمترین بازخوردهای نشاط اجتماعی در بین شهروندان است. اما اینکه چرا با وجود هزینه کرد چند برابری شهرداری در مقایسه با گذشته رضایت چندانی حاصل نشده است و اکثر کارشناسان و اهل قلم از نبود شادی و به بیان صحیح تر نشاط اجتماعی می گویند را از چند منظر مورد بررسی قرار خواهیم داد.

عدم تدوین و یا تبیین استراتژی مشخص برای اداره ی شهر علیرغم مصاحبه های مختلف مدیریت شهری اعم از شهردار و شورا باعث شده شهروندان برداشت مشخصی از برنامه ی شورا و شهرداری در توسعه شهر نداشته باشند. پیش از این نیز در مقالات گذشته عنوان شد که آگاهی مردم از راهبرد اجرایی باعث مشارکت جویی شهروندان و همچنین انطباق خواسته هایشان در چهارچوب برنامه های تدوین واعلام شده ی مدیریت شهری می شود.

نداشتن استراتژی مشخص و منطبق با نیازهای شهروندان باعث شده است که عمده ی بودجه عمرانی صرف دم دست ترین مشکل شهر یعنی آسفالت خیابان ها گردد. صرف رقم ۵ میلیارد تومان طی چند ماه و عدم توجه كافي به دیگر نیازهای شهر و شهروندان نشان می دهد که نخست؛ به شهر بعنوان یک مقوله فیزیکی نگاه می شود. شهر پدیده ای پویا و چند وجهی است که ابنیه و خیابان و بلوار و… یک وجه آن است و آن هم باید در هماهنگی و هارمونی با جنبه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و… شهر و ساکنانش باشد.

دوم، توسعه فراگیر و همه جانبه در سیاست های شورا به چشم نمی خورد. وقتی عمده بودجه ی شهر صرف یک نیاز می شود نشانگر عدم شناخت كافي از مشکلات و فقدان استراتژی و در پیش گرفتن سیاست اقناع فوری و آسان افکار عمومی است تا راهبردی بلند مدت و سنجیده.

سوم مسئله نظرسنجی است؛ رضایت سنجی و از همه مهم تر نیاز سنجی است. فلسفه وجودی شورا در واقع به مشارکت گرفتن دموکراتیک مردم در اداره ی شهر است. بنا براین علم، عقل و مصلحت ایجاب می کند بهترین راه برای کسب رضایت و علمی ترین روش برای آگاهی از نیازها رجوع به خود مردم است. گاهي برای یک منطقه از شهر میلیاردها تومان هزینه می گردد اما بدلیل اینکه در اولویت اول نیاز و خواسته ی ساکنان قرار ندارد رضایت واقعی بدست نمی آید در حالی که تامین نیازهای واقعی بر اساس نیاز سنجی و رضایت سنجی و البته مصلحت مدیریت شهری می تواند با هزینه به مراتب کمتر رضایت مندی بیشتری را در پی داشته باشد.

چهارم؛ با توجه به اینکه اعضای شورا در مقوله مدیریت شهری متخصص نیستند استفاده از نقطه نظرات کارشناسان و مشاوران از ملزومات اداره ی شهر است. براین اساس عدم توجه و اعتقاد به نظرات مردم و کارشناسان از یک سو عامل از دست رفتن سرمایه های فکری و مشورتی شده و از سوی دیگر منجر به بی تفاوتی نسبت به مسائل شهری و امید بستن به انتخاب چهره های تازه در دوره های بعدی می گردد. مسئله ای که موجب گشته شورای شهر در هر دوره دچار خانه تکانی اساسی شود.

بی گمان توجه به موارد یاد شده می توانست از بیان این دیدگاه رئیس شورای شهر در مورد اهمیت کشتارگاه و ترمینال! به عنوان عمده ترین مشکل شهر لار که با واکنش کاربران فضای مجازی و افکار عمومی  همراه بود جلوگیری و تصحیح کند و یا نظریه ی ساخت فرهنگسرا در میدان بار قدیمی! در منطقه ای که کارکرد غالب اقتصادی آن به عنوان یکی از مهمترین حوزه های نفوذ شهر مستلزم ایجاد فضای مناسب برای مراجعه کنندگان به بازار اصلی شهر است نشان می دهد مبحث پژوهش و جامعه شناسی حلقه ی مفقوده تصمیم گیری مدیریت شهری است.

شهر محل ارتباط مردم و محیط و عرصه ی بروز افکار و تعاملات مدنی و اجتماعی است و نمی توان برای توسعه آن خود را محدود به کارشناسان شهرسازی و معماری کرد. توسعه واقعی ایجاب می کند برای هر پروژه ی شهری حتی پروژه های عمرانی در تقابل با حوزه ی اجتماعی به مقوله ی پژوهش و جامعه شناسی روی آورد که در بسیاری از موارد در کنار تحلیل های آماری می توان با تحقیقات میدانی نیز به نتایج قابل توجهی دست یافت. برای تشریح اهمیت این موضوع و جمع بندی از بحث نشاط اجتماعی به ذکر چند مصداق عینی بسنده می کنیم.

همان گونه که اشاره شد توسعه کنترل نشده در شهر لار باعث از دست رفتن منابع و فضای طبیعی بسیاری شده و کمبود و بی توجهی در ساخت فضاهای باز و سبز و پارک ها که عامل مهمی در تحکیم روابط همسایگی و شهروندی است و همچنین عدم آراستگی و زیبایی شهر باعث به انزوا فرستادن مردم گشته است. افزایش نشاط اجتماعی نیازمند بازنگری در ساختار و فیزیک محیط شهری است. نگاهی به رفتارهای فردی و اجتماعی مردم در محیط شهری بیان کننده بسیاری از مسایل و نیازهای آنان است.

همین که مردم تمایل دارند در مکانی همچون بازار امام قدم بزنند یا هنگام بروز یک تصادف وحتی درگیری خیابانی مجالی می یابند تا باب گفتگو با کسانی که حتی یک بار هم همکلام نشده اند باز کنند و یا استقبال از نمایشگاه های عرضه ی کالا که شاید خرید چندانی از آن  نکنند و بسیاری از اجتماعات دیگر و گرایش به سمت شبکه های اجتماعی همچون وات ساپ و لاین و… نشان از میل مردم به تعامل و کمبود نشاط اجتماعی است اما فضا و بستر لازم ایجاد نشده است.

در واقع بسیاری از نیازهای جامعه شهری و مردم آن قدر واضح است که شاید از دید مدیریت شهری به عنوان یک مساله عادی و روزمره در آمده است. هر شب همه ما شاهدیم که افراد زیادی حد فاصل فلکه (میدان) امام تا قبله را به عنوان مسیر پیاده روی انتخاب کرده اما تاکنون اقدامی برای ساخت مسیری اختصاصی و ایمن اندیشیده نشده است و یا ساخت فضاهای سبز، پارکها که در یک دهه ی اخیر در مقایسه با هزینه کرد در دیگر بخشها رقم ناچیزی بوده و همچنین فضاهای باز برای برپایی مراسم و اعیاد و جشن ها و نمایشگاه ها و…

همین که یک یا چند خانواده به بهانه صرف شام در فضای سبز دور هم گرد آیند و یا همکاران و دوستان و هم صنفی ها برای بازدید از یک نمایشگاه، پیاده روی و دوچرخه سواری با هم قرار می گذارند و با افراد جدیدی آشنا می شوند یا دوستان و همکاران قدیمی تجدید دیداری می کنند و در این رهگذر ضمن ایجاد فضای نشاط که در سلامت روحی و روانی شهروندان نقش داشته موجب افزایش تعاملات اجتماعی می گردد و در مواقعی جرقه ای بوده است برای آغاز یک فعالیت گروهی، عام المنفعه و مدنی، همه و همه نشانگر اهمیت و لزوم توجه به این مسئله است.

در بسیاری از موارد با کمترین هزینه (که همواره کمبود بودجه بهانه خوبی است برای توجیه کارهای نکرده) می توان اقدامات مناسبی در جهت افزایش نشاط اجتماعی انجام داد همانند مراسم چهارشنبه سوری که چند سالی است در پارک جنگلی با حضور بسیاری از شهروندان برگزار می گردد. اگر موارد ذکر شده و نمونه هایی از این قبیل را در محیط شهری مد نظر قرار دهیم و زیر ساخت های لازم بوجود آید با تامین نیاز مردم به نشاط اجتماعی می توان ضمن تحکیم روابط و همبستگی اجتماعی از این ظرفیت حضور اجتماعی و پشتوانه مردمی در جهت پیشبرد ارتقای مطالبات شهری و منطقه ای بهره گرفت.


7 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    کو گوش شنوا و چشم بینا؟؟؟…
    دم آقا مرتضی هم گرم

  2. رضا گفت:

    0

    0

    ازاینکه یادداشت بدورازحاشیه داشتیدتشکر

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    آخ که گل گلفتین
    بعضی وقتا برای تنوع هم که شده با خانواده میریم گراش باور کنین مثل شیرازه برامون اصلا انگار یه استان دیگست، چقدر سلیقه و تنوع در مبلمان شهری، زیبایی های مجتمع ها و اماکن تجاریشون، پارک شهر بزرگ و زیباش، دکوراسیون فروشگاه ها شون، واقعا آدم لذت می بره از دیدن این همه ذوق و سلیقه و خلاقیت.
    هم برا مسئولینشون و هم برا مردم آرزوی موفقیت می کنم و واقعا شهرستانی حقشون بود.
    و در مقابل برای خودم و همه همشهریانم تاسف می خورم.

  4. دلواپس گفت:

    0

    0

    گل گفتی. راستش منم همین جورم. وقتی به اصرار خانواده میخوام چند ساعتی برم بیرون
    انگار میخوام به قتلگاه برم. آخه شهر من چی داره برای دیدن؟ برای دلخوشی؟ برای تنوع؟
    از بس مردم شهرم بیکار تشریف دارن یکریز به پر و پای این و اون می پیچند. غیبت میکنند
    تهمت میزنند. البته حق دارن سرگرمی دیگه ندارن. از ما بهترون هم که شیراز و تهرون تشریف
    دارن. ترجیح میدم اوقات فراغتمو پای واتساپ باشم و ساعتها چت کنم ولی حاضر نیستم
    برم بیرون تفریح کنم.

  5. رضا گفت:

    0

    0

    با سلام مشتی ادمهای بدبخت و کارگر تو لار موندیم بولدارا بیشترشون هم تو این شهر خراب شده داره همش واسشون کارگر کار می کنه فقط اینجا دارن بول جمع می کنن به خدا تو شهری که نه اب و هوا داره نه امکانات داره نه تفریح داره به خدا قسم انصاف این قذر اجاره خونه این قدر مسکن گرون باشه ارزشش داره اینجا تو این لار گرفتاری ما از بولهای انگفتی هستش که دارن از خلیج میارن بولدارا غصشون چیه بدبختیش مال ما کارگر ماهی چنذ غاز حقوق بگیر نمیر داریم

  6. رضا گفت:

    0

    0

    هر کس بول داشته و دل خوش همه جا براش بهشت می خواد لار باشه یا هر کجای دنیا یه مثل قدیمی هستش که میگن بی چادری بیرزن از بی بولی البته توهین به همه نکرده باشم مشتی ادم های حسود فضول چابلوس تو این شهر تا دلت می خواد هست به جای امکانات لار تا اینا باشه ۱۰۰ سال دیگه هم لار تغییر نمیکنه خدا کنه فرهنگ عوض بشه اقای نزاالقطری که برای بار اول اومده بود لار تو مساحبش گفت من ۳۰ سال قبل که اومده بودم لار همینجوری بوده الان هم همینجوری فقط و شهر جدید طرف فلکه طاووس ۴ تا خونه بود هالا شده ۴ تا مغازه کامبیوتری البته این شهرذار جدید الحق خدا بدرو مادرش بیامرزه که یه دست به سر و روی لار کشید

  7. هادی زارع گفت:

    0

    0

    فقظ میتونم بگم به همه اینا فکر کرده بودم اما حس گردآوریش رو نداشتم. مرسی از همتت. ای کاش این مطلب جای یه نامه سرگشاده هدفمند به شورا و شهرداری هم فرستاده شه. به شخصه فکر نمیکنم دوستان شورا و شهرداری اهل مطالعه و اینترنت باشن و ببینن. مرسی بازم

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان