میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۴ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۲۵ ق.ظ سرویس:عناوین اصلی 2 دیدگاه 425 بازدید

کنار ناز «شب بو» بغض بلبل راه می افتد/ دو شعر فاطمی از «خلیل روئینا»

Rooeenaکنار ناز «شب بو» بغض بلبل راه می افتد/ دو شعر فاطمی از «خلیل روئینا»

خلیل روئینا شاعر شناخته شده موسوم به آئینی و دبیر انجمن شعر آفتاب لار هر ساله در مناسبت های مختلف شعر سرایی می کند. اشعار فاطمی او در سال های پیش را (اینجا) و (اینجا) خواندید.

گفتنی است از خلیل روئینا تاکنون سه مجموعه شعر با نام های «فواره های بی برگشت»، «گل های ماهتاب گردان» و «کربلا زخمی ترین جای زمین» منتشر شده است.

در این پست می توانید دو شعر فاطمی تازه از وی را بخوانید:

***

قدم تا شعر بردارد تغزل راه می افتد

قلم، کاغذ، غزل، مستی، تسلسل راه می افتد

 

چنان من مبتدی در شعر اگر باشی در این خانه

روی از پله اش بالا، تکامل راه می افتد

 

از اینجا پله پله نردبان تا عرش خواهد رفت

به دست فاطمه تا آسمان پل راه می افتد

 

تماما نور و نور و نور تشکیلات این خانه است

به دست ماه و خورشیدش تشکل راه می افتد

 

چه میلی بهتر از صرف شفاعت بذل استغفار

زدی یکبار اگر این در تمایل راه می افتد

 

محبت، مهربانی، یکدلی، لبخند، زیبایی

در این خانه بدینگونه تجمل راه می افتد

 

الا یا ایها الساقی به مشکل بر نخواهد خورد

اگر لب تر کند شعری تناول راه می افتد

 

سخن از کوه گفتن زیر بار زندگی سخت است

بزن این در که از این در تحمل راه می افتد

 

 گلوی زخم دیده از سکوتش دست بردارد

کنار ناز شب بو بغض بلبل راه می افتد

 

در این خانه جراحت مستجاب الدعوه خواهد شد

به نام فاطمه رود توسل راه می افتد

 

بدون فاطمه افتان و خیزان چرخ می گردد

ولی با گوشه ی چشمش تعادل راه می افتد

 

بزن این در دری را که به خاکستر مبدل شد

بگو یا فاطمه از پشت در گل راه می افتد

***

بی تو تفسیر زخم بی معنی است، بی تو آتشفشان کجا برود

هر چه شعله مقابل دل توست، آ ینه، شمعدان کجا برود

 

گرچه هجده بهار عمرت بود، کمتر از انتظار عمرت بود

ریخت وقتی جوانی ات بر خاک، برگ زرد خزان کجا برود

 

هر زمان آفتاب و باران است، اوج زیبای ات نمایان است

یاد نیلی زخمهای تو از، دل رنگین کمان کجا برود

 

هر چه پروانه ها به دنبالت، تا بپرسند حال و احوالت

از تو وقتی نشانه نیست بگو، واژه ی بی نشان کجا برود

 

حرمتت سوخت بعد پیغمبر، یار تنهایی ات فقط حیدر

تا که تنها میان جمعیتی، تیغ زخم زبان کجا برود

 

دکمه ها را چگونه باز کنند، بی نسیمت چگونه ناز کنند

بی نوازش، نیاز، هر غنچه، روز جامه دران کجا برود

 

شد علی بر لبت ولی الله، حجت الله هر شبت مولا

فاطمه می روی بگو بی تو، افتخار اذان کجا برود

 

هر حسودی است فکر صیادی، فکر ویرانی تو آبادی

در، چو تیری شکافت پهلویت، با تو تیر از کمان کجا برود

 

رفتنت چاه را کند آباد، تا که فریاد را کند آزاد

جز کنار کبوتر چاهی، بی تو صاحب زمان کجا برود

 

جانشین تو پنج سالش هست، شوق پرواز در دو بالش هست

بهتر از زینب تو مادر نیست، او از این آشیان کجا برود


2 نظر

  1. لارستانی گفت:

    0

    0

    اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
    خیلی جالب بود ممنون استاد توانا

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    جان جان
    خلیل اقا دست مریزاد

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان