میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۲ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۷:۰۴ ب.ظ سرویس:برگزیده ها, شهر و شهروند 5 دیدگاه 681 بازدید

کنکاشی در تاریخ/ نوشتار پایانی درباره چهاربرکه و مسجد بازار قیصریه لار

کنکاشی در تاریخ/ نوشتار پایانی درباره چهاربرکه و مسجد بازار قیصریه لار

آفتاب لارستان: بحث درباره قدمت و کاربری چهاربرکه و مسجد قیصریه لار مدتی است در این سایت همچنین تعدادی از گروه های مجازی داغ شده است. تاکنون سه یادداشت (اینجا)، (اینجا) و (اینجا) در این باره به قلم تعدادی از نویسندگان و دانش آموختگان لاری منتشر شده است. در این بخش مهندسان فائزه اردشیری و بهزاد بی غرض تکمله ای بر یادداشت های قبلی و برخی مدعیات نوشته اند که می خوانید:
***

عرض ادب و احترام خدمت تمامی خوانندگان سایت پر بار آفتاب لارستان

همانگونه که خوانندگان فرهیخته ی آفتاب لارستان واقفند، چند متن نوشتاری، اخیرا، حول یکی از ابنیه تاریخی لارستان –چهاربرکه و مسجد آن- صورت گرفته است. نگارنندگان، چنین نوشتارهایی را اگر در مسیری منطقی و به شیوه ای صحیح، ادامه یابند و اگر به گفتارهای علمی بدل شوند، برای پیشرفت مباحث لارشناسی و معرفت عمومی، درباره ی بناهای تاریخی مفید می دانند، سابقه ی نگارندگان این سطور نشاندهنده ی تلاش خستگی ناپذیر و بی مزد و منتی در راه شناخت بناهای تاریخی لارستان بوده است. لذا نگارندگان، ضمن احترام به پژوهشگران دیگر حوزه ها و یافته های مردم محلی، هدف خود را از نگارش مقالاتی که پیشتر به طبع رسیده اند و هم مقالاتی که در آینده منتشر خواهند گردید، افزایش آشنایی جامعه‎ی دانشگاهی، با ارزش های نهفته در معماری بناهای تاریخی لار و بررسی علمی این بناها می دانند. چنین نگاهی، واقعیات را چنان که هست می نمایاند و خواننده و نویسنده را، مطابق با ارزش های علمی، از دیگر ارزش ها، بَری می سازد. ماکسیم گورکی میگوید:”من از بیماری خاک و خون پرستی مصونم” و راقمان این سطور نیز، با همه ی ارادتی که به شهر و دیار خود داشته و با همه ی تلاش هایی که در حوزه ی معماری و شهرسازی لار انجام داده اند برآنند که در علم چنین باید بود. لذا پس از ذکر دلایل علمی در سطور آتی، نگارندگان، پی گرفتن و ادامه دادن به چنین مشاجراتی را بیهوده دانسته و در پی پاسخ، بر نمی آیند.

۱- به زعم نگارندگانِ متن کوتاه “تاملی بر ساخت چهاربرکه و مسجد بازار قیصریه لار”، ارتباط نوشتار اینجانبان با سایر نوشته های درج شده در روزهای اخیر، اگر چه از لحاظ بحث پیرامون تک بنا(آب انبار بازار قیصری و مجموعه وابسته به آن)، نزدیکی در نوشتار دارد لیکن نگاه ما از منظر کالبدی، با کنکاشی تحلیلی صورت گرفته و سایر نگاه ها از دید تاریخی در متن لحاظ شده است. بنابراین اولین نکته آن است که این متون ن قرابت مقصدی ندارند! تردید در پژوهش نخستین گام ها برای حرکت به سوی پیروزی است. در متون تخصصی پژوهشی لا اقل در شاخه ی تخصصی علم بنا، بکاربردن واژه هایی چون اولین، قدیمی ترین، بزرگترین، کهنتری و بطور کلی “ترین ها”، با احتیاط همراه است. چرا که علم هر لحظه در حال تکوین است و هیچ بعید نیست به ناگاه، اولین های دیروز، از قرار گیری در دسته ی متوسط های امروز نیز عاجز بمانند!

۲- در متن اولیه نگاشته شده اخیر این چنین آمده است که : ” «سيلويا فگوئرا سفير اسپانيا در دربار صفوي در سال ١٦١٤ ميلادي برابر با ١٠٢٣ هجري قمري يعني حدود چهارصد سال قبل این بنا را ديده و به دليل اینکه این بنا چهار طاقي بوده و كوران هواي روي آب و خنكای آن، میز غذایش را آنجا چیدند و در این مکان غذا را میل می کرده است….». (تاریخ مفصل لارستان)”

گمان می شود شما متن، خود پاسخ به فرضیات احتمالی اش را با رجوع به کتاب تاریخ مفصل لار داده است!

طبق این کتاب آقای دن گارسیا دوسیلوا در زمان عباس شاهِ صفوی از طرف دولت اسپانیا مامور سفارت ایران شد. تاریخ این اتفاق به سال ۱۶۱۴ میلادی باز می گردد. در بخشی از متن سفرنامه آمده است که:

سفیر غذای ظهر خود را زیر چهار طاق کوچکی که در چهار دیواری آب انباری بزرگ و زیبا ساخته شده بود و جای گذاشتن میزی و تختی داشت، با لذت بسیار صرف کرد. این آب انبار به شکل صلیب ساخته شده و چهار طاق کوچکی که از آن یاد کردیم، در تقاطع اضلاع چهارگانه ی آن واقع است. چنانکه بال های آب انبار و باالنتیجه آب های درون آنها در زیر ان به  یکدیگر می پیوندند. هر یک از بال های آب انبار بدون احتساب فضایی که اطاقک در آن تعبیه گردیده و مرکز و محل تقاطع بال هاست

و در ادامه گفته شده:

در هر طرف این طاق نما یک نیمکت سنگی به ارتفاع ۲ پا قرار داشت.اطراف طاق نما کاملا باز بود و بطوری که از هر ۴ دری که مقابل بال های آب انبار برای برداشتن آب ساخته شده بود، هر عابری می توانست درون طاق نما را ببیند. به همین سبب سفیر در تمام مدتی که غذا می خورد، از نگاه گدایان در عذاب بود زیرا با اینکه فاصله ی درها از طاق نماها زیاد بود، آنها با صدای بلند و آه و ناله از او صدقه خواستند و از سر باز کردنشان نیز دشوار بود.

برای ورود به طاق نما، از خارج دری کوچک در چهار دیواری وجود داشت که سفیر بر آن یک دربان و دو غلام گماشته بود تا کسی از ان وارد نشود. و به دستور وی چتر آفتابی بزرگی نیز بر این در نصب شده بود. طاقی که بال های آب انبار را می پوشاند، تقریبا ۱٫۵ذراع ، -معادل ۱۵۶سانتی متر- ارتفاع داشت بطوری که این گنبد کوچک از همه ی ساختمان بلند تر بود. از آنجا که با وجودِ هوای گرم بیرون، هوای این اطاقک بسیار خنک و مطبوع و آب انبار نیز حقیقتا زیبا و بزرگ و شبیه رواق یک کلیسا بود، فکر کردیم که بهتر است توصیف کاملی از آن بدست دهیم.

جهت دریافت اطلاعات تکمیلی به صفحه ی ۶۶۰ کتاب مراجعه کنید.

۲۶۷ سال بعد از نگارش این سفرنامه، یعنی در سال ۱۸۸۱ میلادی، آقای استاک در سفرنامه خود می نویسد:

بازار اکنون به کلی خالی از سکنه است. چون بخشی از سقف چهار سوق فرو ریخته است. همان حوالی آب انباری به شکل صلیب وجود دارد. توده مردم به این عمارت افتخار می کنند و معتقدند در انتهای هر چهار سوق در حیاط ها آب انبارهای مشابهی وجود داشته که شتر ها در آنجا بارشان را به زمین می گذاشته اند. تکمیل این طرح محل شک است.

پر واضح است حتی در این تاریخ نیز آب انبار به شکل اولیه ساخت به حیات خود ادامه می‌داده است. (برای کسب اطلاعات بیشتر به صفحه ۹۵۶ کتاب تاریخ مفصل لار رجوع کنید. )

وضوح متن به قدری است که نیازی به تحلیل و جستجو ندارد. پر واضح است کف کنونی مسجد که سقف چهارسو ها را تشکیل داده است، مکانی برای استراحت درباریان و لذت بردن از خنکای نسیم و صرف وعده غذایی بوده است. (این مسئله که چرا این مکان را به جهت آساییدن برگزیده اند به قدری مفصل است که صلاح بر آن است در نوشتارهایی تخصصی تر بدان پرداخته شود) به وفور می توان یافت ابنیه قدیم در ایران زمین که قبل از اسلام بعنوان محل پرستش و عبادت مورد توجه عوام و خواص بوده اما پس از اسلام تغییری کاربری این ساختارها با انجام تغییراتی در کالبد صورت می گرفته است. شایعترین مثال برای شفافیت این استناد چهارطاقی هاست که به محض تغییر عملکرد، سه جهت از چهارجهت طاقی ها به دلیل مشخص نمودن و برجسته کردن جهت قبله مسدود می شده است. در مجموعه چهاربرکه، پس از جاری شدن صیغه مسجد در استراحتگاه آن، نه تنها تغییر ساختاری مشاهده نمی‌شود بلکه کالبد مجموعه به شکل اولیه به قوت خود باقی می ماند. به این ترتیب گمان می شود برجسته کردن عنوان “مسجدی روی آب” در این نوشتار به قدر کافی دارای اهمیت نباشد. نمونه ی بی نظیر دیگری از قرار گیری مسجد روی مخزن که با طرح زیری قبلی صورت گرفته است،  متعلق به اب انبار میرزا مقیم (قرن ۱۲) در دروازه اصفهان به کاشان است، خزانه آن زیر تمام مسجد را قرار گرفته است.

افزون بر آن تغییر کاربری بر خزانه آب انبار تنها مختص به منطقه لارستان نیست. طبق گفتار دکتر پیرنیا –بعنوان پدر پژوهش ایرانی اسلامی در کشور- خزانه برخی آب انبارها انقدر بزرگ است که برای مثال آب انبار حاج آقا علی در کرمان، زیر کاروانسرای ان تماما خالی است و خزانه آب انبار قرار دارد.

۴- شایان ذکر است شباهت عنوان نوشتار چاپی نگارندگان حاضر با متن درج شده در روزهای اخیر در سایت وزین آفتاب، تنها یک شباهت تصادفی است و نه عمدی و مغرضانه و آن به دلیل خطای انسانی پژوهشگران در هنگام ویرایش متن، به صورتی سهوی صورت گرفته است. لازم به توضیح است که متن کوتاه حاضر مستخرج از پروژه تحقیقاتی است که سه سال از شروع کار آن می گذرد. این متن در پیش نویس اول با نام “مسجدی روی آب” مکتوب شد لیکن به دلیل تخصصی نبودن عنوان، این مسئله به کرات مورد بازبینی قرار گرفت. اما به سبب باقی ماندن این نام بر فایل اصلی، در هنگام چاپ خطایی قابل اغماض صورت گرفته است. شایان ذکر است نه کپی برداری از تیتر و عنوان متن شما در صلاحیت پژوهشگرانی است که بطور مداوم دستی بر قلم دارند و نه گزینش مطلوبی به عنوانی برای یک متن مستخرج از یک نوشته ی پژوهشی.

۵- پلان مسجد و در واقع آب انبار در محل تقاطع بازوها مدور نیست. مقطع افقی مسجد صورتی هشت ضلعی دارد.

۶- هیچ منبع و متن مستند مبنی بر هم دوره بودن ساخت بازار قیصریه لار و چهاربرکه وجود ندارد. پژوهشگران تجربی لار، معتقدند کالبد چهاربرکه نمونکی از ساختار بازار قیصریه است. از آنجا که بازار قیصریه لار در زمان شاه عباس صفوی تعمیری بنیادین شده است، هیچ بعید نیست که فرضیه بالا صحیح باشد و در آن زمان اقدام به ساخت چهاربرکه شده باشد. همانطور که مستحضرید در زمان صفویه بناهای عام المنفعه به وفور احداث می شدند. لار بعنوان شاهراه ارتباطی مرکز به جنوب کشور، حتما و قطعا در راسته ی این فراوانیِ در ساخت، قرار گرفته است.

۷- در خصوص مساجد ساخته شده بر آب نیز از این نگاه که ساخت مسجد با قصد و نقشه ای قبلی بر آب احداث شده یا بطرز اتفاقی و طی تغیییر عملکرد، در یک فضای الحاقی صیغه مسجد جاری شده، جای تامل فراوان است! در ادامه ذکر نموده اید که مسجد حاج عبدالله در هندوستان قدمتی ۵۰۰ ساله دارد اما به قدمت مسجد چهاربرکه نمی رسد! حال آنکه در متن اخیر خود ذکر شده که قدمت تغییر کاربری به مسجد، به  ۳۵۰ سال می رسد!

این خود مثال نقضی بر ادعای حاضر است! با این دید، قدمت آب انبار با قدمت مسجد هند قیاس شده و این قیاسی مع الفارق است!

در شهر یزد نیز حتی اگر قدمت آب انبارها به ۴۵۰ سال پیش برسد، نهایتا منظور از قیاس متن اخیر، تطبیق قدمت کدام دو بنا بر هم است؟ موکدا تاکید می نماییم که در بالا بودن زمان ساخت آب انبار شاید شبهه ای نباشد اما در تغییر عملکرد به بیانی روشن این تردید وجود دارد. مستندات و سایر ادله نگاشته شده نیز از اصولی مشابه آن چه در بالاتر ذکر شد دلالت دارد.

۸- اگر باز هم ادعا بر اولین و قدیمیترین بودن هست،  بهتر است چشمی آن را نبیند و گوشی نشنود که کهن ترین مسجد ادعا شده که از قضا بر روی آب واقع است، این چنین گمنام و بی اسم است. لا اقل تیم پژوهشی ما سهم خود را در شناخت این کهن بنا به جای آورد و با مستند نمودن مدارک و انتشار آن، اسمی از او به زبان جاری ساخت.

۹- پیرامون اینکه چرا تا بحال متن پژوهشی همکارم، جناب اقای مهندس بی غرض و من، رونمایی نشده است، پاسخ بسیار است: اولا تمام حقوق انتشار یک اثر (اعم از کتابت آن، تصویرنگاری، ساخت نمونک و امثالهم) متعلق به نگارندگان است و جای بحث در این خصوص که “چرا تا به حال منتشر نشده” وجود ندارد! و این امری است خصوصی و به دور از نیاز به پاسخ. دوما انکه یک متن پژوهشی برای ارائه نیاز به زمانی طویل دارد برای اثبات فرضیات و تکمیل آنچه مورد بحث است. سفرهای گوناگونی من باب شناخت آب انبارها پیش روی ماست و به حول و قوه الهی تا کنون بخش اعظم آن انجام شده است. سوم آنکه روی پژوهشگران حیطه معماری، که ما عنوان “دانش آموزانِ معماری” و نه پژوهشگران را بر آن می نهیم، به روی سایر علوم باز است و جای بسی شکر است که سایر محققین نیز در پیشبرد اهداف ما را یاری نمایند. لیکن وظایف ما بهنوان اعضای کوچکی از خانواده بزرگ معماری موجب می شود به سهم خود و به نسبت دانش خود هر جا خلاف واقع مشاهده و مطالعه شد، نه با نگاهی از روی عمد بلکه به قصد روشن نمودن آن، توضیحاتی را در تکمیل متون احتمالی، ارائه کنیم.

با احترام و تشکر

فائزه اردشیری  و بهزاد بی غرض/ دوازدهم خرداد ماه سال ۹۶


5 نظر

  1. ابوذر سوری گفت:

    0

    1

    با سلام وقت بخیر خدمت همه و به ویژه جناب آقای بیغرض و سرکار خانم اردشیری محترم. تمامی این بحث ها از این باب پیش آمد که هر کس از ظن خویش به مسئله ای اشاره کرد؛ تمامی این بحث ها مفید است، چرا که تا وقتی نظر مخالفی نباشد، نظریات جدید به وجود نمی آید.مطمئنا هم هدف بنده و هم گروه شما اعتلای هر چه بیشتر آثار باستانی و در نهایت لارستان بزرگ است… . پس این سو تفاهم ها و سو برداشت ها طبیعی است.امیدوارم که از این سو تفاهم ها، خدایی نکرده کدورتی پیش نیامده باشد… .احیانا اگر کدورتی در این بین و این بحث ها پیش آمد….بنده بر خود لازم میدانم که عذرخواهی خود را اعلام دارم….چرا که عذرخواهی را نشانه کسر شان نمی دانم و معتقدم افتادگی آموز اگر طالب فیضی /هرگز نخورد آب زمینی که بلند است… .در پایان هم از مدیریت محترم سایت وزین آفتاب لارستان تشکر می کنم که فضایی را فراهم ساخته اند که هر دانش آموخته ای بتواند نظر خودش در هر زمینه ای را نشر دهد.به امید پیشرفت و تعالی و موفقیت روز افزون لارستان بزرگ و همه شما….

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    من به نظرم می آید که هنوز آن مکان جای مطالعات زیادی دارد و تا به حال کسی مطالعه درست و حسابی به روی اون بنا انجام نداده جایی که چهار پنج سال هستش که صلوات نصب گردیده قطعا جای آن چیزی دیگر بوده که می بایست تحقیق شود که جایش چه بوده؟وآن چیز الان کجان ؟آیا سنگ کتیبه اصلی درآنجا قرار داشته که الان نیست.این کتیبه یا به قول دوستان لوح که در مسجد نصب هستش که سنگی از جنس برنج دارد خطی نستعلیق نشان دهنده این هست که نوع سنگ و خط قدیمی نیست ولی حرفها و اطلاعاتی درون ابیاتش و اعدادی در پایین خود دارد که جای بسی کار دارد تا راز اون بنا فاش گردد

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    لازم به یادآوری است که تا چند سال قبل اون بنا انبار یکی از مغازه داران بوده و قبل از اون هم انبار رفته گرای شهرداری بوده

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان