میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۰ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۱۰ ب.ظ سرویس:مطلب شما 4 دیدگاه 252 بازدید

«گاو چاه» بهتر است یا «ملاصدرا»؟!

«گاو چاه» بهتر است یا «ملاصدرا»؟!

سیما علویه*: مدتی بود که وصف مدرسه نصیرالملک یا مسجد صورتی و عکس های آن درفضای مجازی مرا وسوسه می کرد که حتما آنرا ببینم. بالاخره صبح جمعه فرصتی دست داد که از آنجا بازدید کنم.

بلیط ورودی مسجد برای ایرانی ها ۳هزارتومان و برای توریست های خارجی ۲۰ هزار تومان توسط متصدی کارمند اوقاف فارس اخذ می شد. کاشیکاری زیبا و شبستان، فرش های خوش رنگ آن و قندیل، چراغ ها و شمع دانی های دور حوض و گالری مینیاتور و فضای موزه مانند و گاوه چاه مسجد آن که تمام مجموعه زیر نظر اداره اوقاف فارس قرار دارد و درنهایت دقت و تمیزی حفظ شده بود.

نکته جالب توجه مسجد نصیرالملک شیراز اهتمام و تلاش ویژه اداره اوقاف فارس در تعمیر و مرمت کاشیکاری های آن و نیزگاو چاه که توسط پنجره مشبک آهنی بسیار زیبایی مسقف شده و با نورپردازی آبی رنگ روشن بود، قسمت های مختلف گاو چاه و سنگهای مرمت آن بسیار مرغوب و عالی کارشده بود.

درقسمت موزه مسجد وجود پنل های چوبی با قابهای گره چینی و شیشه های رنگی ظریف به تعداد زیاد با خود اندیشیدم این کار مستلزم هزینه زیادی است آیا اوقاف فارس انجام داده است؟ استادکاری درحال تعمیر درب چوبی سالن بود با سوال از استاد کار آنجا حدس بنده به یقین مبدل شد که اداره اوقاف از بهترین استادکاران کاشیکار و نجاران متبحر شیرازی در مرمت کاشی ها و پنجره های مشبک گره چوبی و شیشه های رنگی بهره می برد و حق الزحمه آنان را هم تمام وکمال پرداخت می کند به طوری که استادکاران در وقت آزاد و تعطیلی خود با طیب خاطر در این مسجد مشغول به کار می شوند. پس از مسجد نصیرالملک به مدرسه خان رفتم.

مدرسه خان واقع درخیابان لطفعلی خان زند پس از مسجد و خانه نصیرالملک درطرف دیگر خیابان چند متری پایین قرارگرفته است. مدرسه متعلق به دوره صفویه است. از مدرسه خان عکس کتیبه های کوفی بنایی ازجنس کاشی باتلفیق آجردر برج های آن از دوران دانشجویی درخاطرم بود و اینکه محل تدریس ملاصدرا فیلسوف بزرگ شیراز بوده است.

مدرسه خان شیراز درب دو لنگه چوبی قدیمی داشت که یک درب آن باز بود، فاقد هیچ نوع تابلو، علامت، راهنمایی یا بروشور… بود. تنها دو لوحه استیل ۳۰در۴۰سانتی متری به زبان فارسی و انگلیسی در دوطرف درب ورودی خود نمایی می کرد که توسط میراث فرهنگی فارس نصب شده بود و بیانگر ساخت مدرسه خان در دوره شاه عباس صفوی که توسط الله وردیخان حاکم فارس آغازشده و بعدها توسط فرزندش امام قلی خان به پایان رسید.

بنایی با حیاط مرکزی و چهار طرف حجره های دو طبقه، بوده است از ویژگی های این مدرسه این است که شمار برخی اندام های آن برپایه اعداد مقدس بوده است. شمار حجره های آن ۹۲است، ۵مدرس و۱۲ راهرو داشته برابر پنج تن و دوازده امام، دارای یک مسجداست.

با افزون شماری از این اندام ها برهم عدد۱۱۰ اسم حضرت امیر(ع)بدست می آید. افزون برآن چهار اتاق دیگر یعنی اتاق گیاه شناسی، اتاق خادم، اتاق چراغدار واتاق موذن هم هست که برروی هم۱۱۴ بدست می آیدکه تعداد سوره های قرآن است، دارای مقرنس کاری سر درب و کاشیکاری معرق بسیارعالی است در قسمت بالای ورودی تالار وسیعی است که ملاصدرا در آن تدریس می کرده است بنا به شماره ۷۵ درتاریخ ۱۵/۱۰/۱۳۱۰ هجری شمسی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

در قسمت ورودی ساختمان خادمی نشسته است با تردید می پرسم اجازه بازدید دارم می گوید آری، می پرسم این بنا اکنون زیر نظر کیست؟ می گوید زیر نظر اداره اوقاف و امور خیریه فارس و نیز میراث فرهنگی و نیز حوزه علمیه که مدیر آن آیت الله ملک حسینی است.

سقف هشتی ورودی که یادآور کاشیکاری مسجد شیخ لطف الله اصفهان است با نقوش اسلیمی آبی رنگ خودنمایی می کند وارد حیاط شدم حوض هشت گوش با صدای فواره آبی و درختان تنومندش تورا به آرامش و سکون دعوت می کند. در سمت چپ حیاط چند روحانی درب حجره ای نشسته اند، پرسیدم این پنج مدرس (محل تدریس) کجاست؟ یکی از آنان با بی میلی پاسخم داد، حجره های حیاط با قفل های بسته به آن تمام شوق و کنجکاوی ام را آزار می داد، حجره کنار روحانیون دربش باز بود لیکن چون ساکن بودند اجازه بازدید ندادند، رفتم بالاتر درضلع شمالی حیاط حجره ای مرمت شده دربش بازبود وارد شدم کف آن آجرفرش جدید و دیوارها گچ کاری سفید، طاق و تویزه سقف خودنمایی می کرد از پلکان کنار حجره بالا رفتم. اتاقکی بالای آن بود که پنجره ای رو به خیابان داشت، خیابان که چه عرض کنم  مجتمع بزرگ تجاری به فاصله یک متری مدرسه خان ساخت و سازهای زیرزمینی عجیب و طویل و غریب بتنی می ساخت و کارگاه ساختمان سازی بود با سرعت از درب خیابان گذشتم و از نمای بیرونی مدرسه عکس گرفته به داخل حیاط مدرسه خان بازگشتم گویا در قدیم این حجره های سمت شمالی حیاط برای طلاب متاهل بوده است وسط دو اتاق دربی چوبی بوده و نیم طبقه بالا برای اسباب و اثاثیه و درب پشتی حجره رو به خیابان که نهری روان داشته جهت عبور و مرور همسر طلاب بوده است.

اتاقک جلویی و و درب رو به حیاط مدرسه برای عبور و مرور طلاب در روز بوده است. یعنی هر حجره دو درب  داشته یکی رو به حیاط برای مردان و یکی پشت اتاق رو به خیابان برای زنان. حیاط و فضای مدرسه خان مرا یاد مدسه چهار باغ اصفهان که اکنون حوزه علمیه امام صادق(ع) اصفهان شده انداخت ولی آنجا درست و اصولی به طورکامل مرمت شده است حتی یک تکه کاشی پریده نمی بینی و اینجا برعکس جای سالم نمی بینی . درضلع شمالی بالای یک حجره با اتیکت بسیار باریک نوشته شده کتابخانه مدرسه خان که اکنون تعطیل است.

مدرس بزرگ ضلع شمالی توسط تخته های نارنجی رنگ بزرگ مسدود کرده اند نشستم از شکاف زیرین دیدم تبدیل به انبار وسایل کارگاهی شده است، درگوشه شمال شرقی حیاط مدرسه گویا مدرسی دیگر بوده است که اکنون دیوارهای آن با سرامیک نارنجی تا سه چهارم ارتفاع را پوشانده است.

جعبه فیوز برق با سیم و کابلهای ناهمگن منظره ای خطرناک را نشان می دهد که درآن امکان جرقه و آتش سوزی می رود ، درتمام ورودی حجره ها در قسمت حیاط بدون استثنا سنگ فرش کف آن شکسته است احتمالا جهت عبوردادن تاسیسات آب یا چیزدیگری است.

درضلع شرقی حیاط بالای حجره ای تابلوی تخته ای نوشته شده است ]مدرس فقیه مجاهد مرحوم آیت الله العظمی ملک حسینی[ و دو طرفش جاکفشی آهنی چند طبقه بیانگر رونق این حجره در زمان کنونی می داد هرچند الان درب حجره قفل بود. در وسط ضلع شرقی ایوانی توسط شیشه کاملا مسدود شده بود که از پشت شیشه فرش و منبر مشخص بود و احتمالا تبدیل به سالن اجتماع طلاب شده است. فضایی حدودا با ۱۶ فرش ۲۴متری مفروش شده با سقف بلند و کاشیکاری و پنجره های مشبک آجری در دو ردیف با کاربندی های زیبای تلفیق کاشی و آجر.

راه پله جنوب شرقی بنا باز بود وارد طبقه دوم شدم تعمیرات گچکاری و آجرفرش به چشم می خورد از پنجره پشتی کوچه نمای بیرونی و ایوان چند ضلعی دیده می شد محو تماشای عظمت بنا بودم که  صدای اعتراض خادم شنیده شد اینجا نباید کسی وارد شود گویی کودکی ۵ساله رفته بالا و نگران افتادن اوست.

در ضلع جنوبی ایوانی با محرابی زیبابا تلفیق کاشی و آجراز پشت داربست ها و وسایل اسقاطی میز و صندلی خودنمایی می کرد ، رطوبت و نم زدگی دیوار و شکاف جرزها در سکوتی سنگین با تو سخن ها داشت، کمی جلوتر درحیاط دستگاه تراش چوب و تنه درختی درآن بود یک لحظه نفسم بند آمد نگاهی به باغچه ها انداختم خدایا درخت های تنومند را قطع کرده اند؟

دیدم جزتنه یک درخت در ضلع شمالی بقیه درختان پابرجاست درختان نخل و نارنج و انجیر تنومند با سایه های پهن شان بار دیگر مرا به مدرسه چهارباغ اصفهان برد، سیستم آبیاری قطره ای و نیز چند میوه نارنج آبدار که در باغچه افتاده بود بیانگر اهمیت و حفاظت از فضای سبز آنجا را می داد.

کاشیکاری دیوار ضلع جنوب غربی بنا آسیب جدی دیده و درحال ریزش بودند حجره ای تعمیر شده با ازاره ای کوتاه به ارتفاع ۴۰ سانتی از سرامیک و شوره های دیوارنشان از عدم اجرای اصولی مرمت و عدم رفع نم و رطوبت بنا خبر می داد.

با اندوه فراوان به هشتی ورودی برگشتم گفتم بروم اتاق تدریس ملاصدرا را ببینم خادم گفت نمی شود، با خواهش و تمنا اجازه بازدید صادرفرمود به شرطی که فقط خود اتاق هشتی را ببینم و به بقیه اتاق های راهرو سرک نکشم، فضای مدرس ملاصدرا دارای ۷پنجره بلند که بالایش پنجره مشبک گره چینی فرسوده ای بود و دقیقا همان تعداد پنجره به صورت قرینه در سمت خیابان بود،  باز کاربرد اعداد مقدس در معماری بنا دیده می شد.

طاقهای هفت و پنج سقف که اخیرا گچ کاری شده بود و کف فرشی که متاسفانه از نوع مرغوب نبود ازجنسی که با هر بار راه رفتن برآن تولید خاک می کند ونیاز مداوم به نظافت خواهد داشت و می شد از مصالح سنتی با جنس مرغوب استفاده کرد راهرویی که دو طرفش اتاق بود احتمالا همان ۱۴ اتاق که نماد تقدس عدد۱۴ شاید باشد برگشتم به هشتی و بیرون مدرسه خان. روبروی درب مدرسه خان آب انبار خان بود که اکنون توسط فنس دربش مسدود شده بود شامل پلکانی که به پایین و به هشتی ورودی ختم می شده و سقف آن چندین گنبد کوچک دارد به خود گفتم اگر اینجا یزد بود این آب انبار دربش باز بود و بلیط فروشی نشسته بود علاوه برکسب درآمد محل جذب گردشگرو به رخ کشیدن معماری اصیل ایرانی می شد افسوس که اینجا فارس است و نگاه تیز هوشی اقتصادی یزد به بناها را ندارد که از قبل همان بلیط فروشی هزینه نگهداری و مرمت آن نیز فراهم گردد.

پشت ساختمان مدرسه خان در ضلع شمالی مدرسه، ساختمان تجاری مجتمع نیکان (بازار عتیق) عرض اندام می کند بازاری که از پشت آب انبار تا ضلع شمالی و شرقی مدرسه خان پیشروی داشت، کارگران و مهندسان درحال ساخت و ساز بودند، صدای کارگری بلند شد اینجا چه می خواهی؟ گفتم درپی دیدن دیوارمدرسه خان ام، سری تکان داد و رفت داخل کانکس نگهبانی اش شاید دردل می خندید که دراین گرمای ظهر و بانگ اذان در این مخروبه های مدرسه تک وتنها درپی چیستی؟ برایت نه نان دارد نه آب؟

شکاف های عظیم عمودی روی دیوار حجره ها و تخته سنگ های افتاده ضلع شمال شرقی بنا و ریزش آجرکاری نمای بیرونی مدرسه ازیک طرف و بی انصافی سودجویان پیمانکار خصوصی مجتمع که تمام سنگ و مصالح ساختمانی خود را به ازاره های سنگی مدرسه در ضلع شرقی تکیه داده بودند اندوهی مضاعف بردلم نهاد پس از دیدن نمای بیرونی ضلع شمالی و شرقی و غربی به درب اصلی مدرسه برگشتم به خادم گفتم اجازه هست اینجا نماز بخوانم گفت مسجد آنطرف تر هست گفتم نه اینجا میخواهم باشم.

خادم با سخاوت تکه موکت و مهر نمازش را داد برداشتم رفتم کنار محراب ضلع جنوبی نمازم خواندم گویی روح ملاصدرا درگوشه ای ایستاده بود به غریبی و غربت این مدرسه می نگریست. این بنا همزمان با سی و سه پل اصفهان به دستور الله وردیخان حاکم فارس ساخته شده به منظور برگرداندن ملاصدرا از تبعید قم به شیراز واز ملاصدرا درخواست کرد که به شیراز بیاید. الله وردیخان در وقف نامه تصریح کرد اختیارتدریس را به شما واگذارمی کنم تا اینکه شما هر درسی را که می خواهید در برنامه دروس مدرسه قرار دهید.

به ملاصدرا اجازه می دهد هر چه می خواهد تدریس کند از تدریس علوم معقول و حکمت و فقه و ادب و نجوم و علم حساب و هندسه و زمین شناسی، جانورشناسی، گیاه شناسی و شیمی به نوعی این مکان نه تنها حوزه علمیه آن زمان بلکه دانشگاهی نو ظهور و برجسته در زمان خود بوده است، ملاصدرا درپناه فرهنگ دوستی و آزاد اندیشی الله وریخان گرجی تالیفات فراوانی از خود برجای گذاشت. اما مهم ترین حاصل عمروی بنیان نهادن حکمت متعالیه بود بدین وسیله یک گرجی مسیحی زاده به عالم تشیع خدمتی عظیم نمود.

و بعدها نیز علمایی بنام همچون آسید نورالدین تدریس داشته و آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی و دیگر علما در اینجا تلمذ کرده اند وافسوس که امروز مرهمی برزخم های آن نیست. به سمت چند روحانی گوشه حیاط رفتم گفتم چرا برای مرمت اینجا مثل چهار باغ اصفهان بودجه نمی دهند؟ گفتند حوزه علمیه که از پس خرج درس و مشق طلاب به سختی برمی آید، بنا زیر نظراداره اوقاف است و چند سالی تعمیرات شروع کرده ولی هنوز کافی نیست.

گفتم وقتی اداره اوقاف می تواند هزینه مرمت بهترین استاد کاشیکار و… در مسجد نصیرالملک را بدهد و تعمیر نور پردازی و سنگ کاری گاوه چاه مسجد را بدهد چرا اینجا هزینه نمی کند آیا گاو چاه مسجد نصیرالملک ارزشش از ملاصدرا بیشتر است؟؟ چرا اینجا را بلیط فروشی نمی کنند حداقل جمعه ها و روزهای تعطیل که  طلاب نیستند درآمد زایی شود، چرا شهرداری، میراث فرهنگی،  اوقاف ، راه وشهرسازی شیراز همگی با هم طی چند سال مشارکت کمر همت به مرمت اصولی بنا نمی کنند؟ چراصدا و سیما با تهیه فیلم وکلیپ این دانشگاه کهن را معرفی و تبلیغ نمی کند تا عوام و دانشجویان فلسفه تمام نقاط از اینجا بازدیدی کنند؟ چرا مدرسه چهار باغ اصفهان که اکنون حوزه علمیه اصفهان است بسیار سرپا و تعمیر شده و پابرجاست ولی مدرسه خان شیرازکه اکنون حوزه علمیه است اینگونه مهجور و متروک مانده است؟ و چراهای دیگرکه بی جواب مانده است ….گاو چاه بهتر است یا ملاصدرا…؟

ملاصدرا می فرماید:

خداوند بی نهایت است و لامکان وبی زمان

اما به قدر فهم تو کوچک می شود

و به قدر نیاز تو فرود می آید ، و به قدر آرزوی تو گسترده می شود،

وبه قدر ایمان تو کارگشا می شود،

و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می شود،

وبه قدردل امیدواران گرم می شود…

پدر می شود یتیمان را و مادر.

برادر می شود محتاجان برادری را.

…..

خداوند همه چیز می شود همه کس را. به شرط اعتماد ؛ به شرط پاکی دل؛به شرط طهارت روح ؛

…..

مگر از زندگی چه می خواهید،

که درخدایی خدا یافت نمی شود، که به شیطان پناه می برید؟

*رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری لارستان


4 نظر

  1. لاری گفت:

    0

    0

    سلام
    و صد البته گاوچاه
    که به بیداری عیانستش اثر!…

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    سرکا رخانم سیما علویه
    جای بسی تعجب و البته خرسندیست ک بلاخره یکی از مسئولین مطلع وقتی گذاشت (شخصی و از سر علاقه ) و از یکی دو تا از جاذبه های موجود درین کشور تاریخی بازدید کرد. گرچه علی القاعده یک دست اندر کار میراث فرهنگی می بایست پیش از اینها و قبل از ریاستش چنین اطلاعاتی -اقلا در ین دو مورد -داشته باشد. این را از این جهت عرض کردم که -بدرستی -فرمودید مدرسه خان چه چه شده. وقتی مسئولین شهر و اخص آنها میراث فرهنگی فرهنگی ترین شهر ایران اطلاع چندانی از این دست امکنه و ایضا تاریخ و …ندارند مدرس ملا صدرا چنینی شده که ملاحظه فرمودید. فقط صدها حیف و ..و گریه. تنها بواسطه علاقه ای که دارید شخصا حاضرم صدها (بله ۱۰۰ها ) مسجد، آب انبار، خانه، مقبره، امامزاده، شبه امامزاده، سقاخانه، مدرسه، و…در همین شیراز و فارس نشانتان دهم که تنها شیرازی های قدیم از وجود و ارزش آنها اطلاعاتی دارند.
    با احترام

  3. دلسوز میراث لار گفت:

    0

    0

    دیگ به دیگ […] …..سرکار خانم علویه نیازی به گشت و گذار در شیراز نیست که به بی کفایتی مسئولان میراث فرهنگی فارس پی ببرید‌…در همین خود لار هم اگر گشتی بزنید به […] پی خواهید برد…

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان