میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در28 دسامبر 2013 ساعت 12:39 ب.ظ سرویس:اجتماعی, یادداشت بدون دیدگاه 1,302 بازدید

گذشته، چراغ راه آينده

افول و چند تكه گي لارستان از كي، چرا و چگونه شروع شد؟

گذشته، چراغ راه آينده

مرتضي رستم پور: در باب تاريخ ايراهستان و لارستان، مطالعات و كتب قابل توجهي در دست است و با تعدادي كمتر در حوزه ادبيات و فرهنگ. اما آنچه در سير تحولات و بررسي چگونگي سير نزولي اين سرزمين ناديده گرفته شده است «تاريخ اجتماعي» است كه شايد گره گشاي بسياري از عقب ماندگي هاي سده اخير باشد. تاريخ، وقايع را بازگو مي كند و تاريخ اجتماعي به بررسي تاريخ با نگاه به انسان اجتماعي و جامعه در گذر از گذشته به حال و با نگاه به آينده مي پردازد.

صحبت از تاريخ لارستان نه با هدف به رخ كشيدن وسعت مرزهاي جغرافيايي و حكمراني، بلكه بيان واقعياتي است از اتحاد و نقش موثر سياسي، اقتصادي و فرهنگي مردم اين منطقه به عنوان نگين درخشاني در جنوب ايران. به بياني ديگر پاي لارستان در تاريخ گير نكرده است! چرا كه تاريخ جنوب ايران بدون لارستان معنايي ندارد. بازگويي تاريخ براي يادآوري نقش اين منطقه در اتحاد مردمش و بازيابي رونق و شكوفايي اقتصادي است كه همه از آن بهره مي جويند وگرنه واضح است كه دوران مرزگشايي جغرافيايي و سلطه و حكمراني به سر آمده است. مگر نيستند مناطقي همچون بستك كه از پيكره اصلي جدا شده ولي همچنان تعلق فرهنگي و رابطه عميق تجاري خود را با سرزمين پدري حفظ كرده اند و در مواردي كه همه مي دانند وكلايشان در مجلس به داد مردم لارستان رسيده اند. اين روزها برخي رسانه ها و افراد چنان از عقب نگاه داشتن خود مي گويند گويي تاريخ را فراموش كرده اند غافل از اينكه هرگاه لارستان تضعيف شده همگان ضرر كرده اند. بسي جاي تعجب است كساني از گفتمان و تغيير نگرش سخن مي رانند كه هنوز كينه خود كرده گذشته به دل دارند و براي اينكه ديگران را عقب برانند از منافع خود و حتي زادگاهشان مي گذرند و آب به آسياب رقيب مي ريزند. با همه اين احوال در مقابل سعي مي كنيم صبور باشيم و گذشته نيك را به ياد آوريم. خدمات فتحعلي خان گراشي (حاكم قاجار در ايالت لارستان) در تعمير بازار قيصريه، ساخت كاروانسرا در لار و در مسير ارتباطي به بندرلنگه و شيراز و رونق تجارت.

تاريخ را كه ورق مي زنيم در سير تحولات جنوب ايران همواره نام لارستان به چشم مي آيد. ايالتي در جنوب ايران با گستره وسيعي از اشتراكات قومي و فرهنگي، راههاي استراتژيك تجاري و كاروانسراها و تجارتخانه ها و روابط تجاري با نواحي خليج فارس و هندوستان و شرق آفريقا، چاپ تمبر و ضرب سكه و رواجش در اين نواحي و نقش سياسي رهبرانش در ايجاد اولين خاستگاه حكومت اسلامي در ايران و مبارزه با استعمار و… تنها گوشه اي از تاريخ و فرهنگ پربار اين سرزمين است. اما انگار هرچه بر سر اين ديار آمده است را در بيش از يك قرن گذشته بايد جستجو كرد. سال ۱۲۶۸ (هـ. ش) در ايام انقلاب مشروطيت، مشروطه خواهان شيراز براي مقابله با استبداد محمدرضا خان قوام الملك از آيت اله لاري كمك خواستند كه منجر به شكست نيروهاي قوام گرديد. چندي بعد در حالي كه نيروهاي دولتي محمد علي شاه در حمايت از قوام به مقابله با سيد عبدالحسين لاري پرداخت و تعقيب و گريزها به جنوب كشيده شد، لار كه از نيروهاي مجاهد خالي شده بود از انتقام قوام الملك در امان نماند. حمله تلافي جويانه نيروهاي قوام كه با غارت و چپاول همراه بود، آغازي بود بر پايان دوران شكوفايي منطقه ايراهستان. درگيري هاي مجاهدين و حكومت، ۵ سال به طول انجاميد و آشوبها تا شروع جنگ جهاني ادامه داشت. در دوران جنگ جهاني نيز ناامني و جنگ هاي محلي و بيماريهاي واگير باعث مرگ و مير بسياري گشت و با اتمام آن، خاندان قوام به كينه توزي خود ادامه داد و همواره براي تضعيف لارستان كوشيد.

بي عدالتي هاي حاكمان فارس در دوران پهلوي اول هم ادامه داشت تا اينكه قحطي، فقر و بيكاري و از بين رفتن امنيت راهها و در نتيجه بي رونقي تجارت باعث مهاجرت عده زيادي به مناطق حاشيه خليج فارس گرديد. بي دليل نيست كه هرگاه بحثي از بي عدالتي و تضييع حقوق مي شود نامي از مركز استان به ميان مي آيد و همواره مردم تنها راه نجات خود را در جدايي مي بينند. گويي امروز هنوز ردپاي قوام الملكي ها در بسياري از اقدامات به چشم مي خورد كه كارشكني در ابلاغ ارتقاي ادارات كل از آن نمونه است.

محروميت مردم در آن دوران بخصوص در زمينه تحصيل، سوداي مهاجرت به كشورهاي خليج فارس كه حتي تا يكي، دو دهه اخير نگرش غالب جوانان بود و همچنين بي اعتمادي و عدم تمايل حاكمان به استفاده از نيروهاي بومي در اداره منطقه و ادارات دولتي باعث دوري مردم از سيستم اداري و عدم ميل به تحصيلات عاليه گرديد و زمام اكثر امور در دست به اصطلاح سرحدي ها قرار گرفت. معضلي كه امروز اثراتش تا حدودي به چشم مي خورد.

نمايندگان مردم در مجلس نيز عمدتا از غير بومي ها و انتخابات از پيش تعيين شده بود. از بيست و چهار دوره مجلس در پنج دوره در لارستان انتخابات برگزار نشد. در دوره اول از رسيدن حاج علي وكيل به مجلس از سوي والي فارس ممانعت به عمل آمد و در پانزده دوره نام غير لارستاني ها را به عنوان نماينده از صندوق ها بيرون كشيدند. كساني كه هيچ گاه حوزه انتخابيه خود را نديدند يا فقط هنگام تبليغات پيدايشان مي شد. عاملي كه باعث مي شد دادخواهي مردم به گوش كسي نرسد. در سه دوره پانزدهم، شانزدهم و آخرين دوره كه لارستاني ها نمايندگي مردم را بر عهده داشتند كاري از پيش نبردند.

دور نگه داشتن مردم از مشاركت در اداره امور دولتي، عدم ارتباط با مركز و رويگرداني حكومت بواسطه استبداد ستيزي اين ديار باعث شد مردم به روحانيت پناه ببرند. پس از آيت اله سيد عبدالحسين لاري كه لارستان را به عنوان اولين خاستگاه حكومت اسلامي تبديل كرد و در ايجاد وحدت، حاكميت شريعت و تامين امنيت راههاي تجاري نقش داشت از سال ۱۳۱۹ (هـ. ش) و در دوران قحطي، آيت اله سيد علي اصغر لاري زعامت مردم را بر عهده گرفت. وي در كنار تعاليم مذهبي به احداث مخزني لار، راه اندازي كارخانه برق و كارگاه پارچه بافي و ايجاد مركز نگهداري كودكان بي سرپرست و… همت گماشت. در نهايت نيز آيت اله سيد عبدالعلي آيت اللهي كه تاثير بسزايي در تحولات سياسي و ايجاد وحدت منطقه داشت.

تحولات سده اخير و نقش روحانيت را از دو زاويه مي توان بررسي كرد. اول اينكه غضب حاكمان فارس به منطقه و تلاشهاي رهبران ديني در عمران و آباداني چه از طريق اقدامات خود و چه بواسطه خيرين و درآمدهاي خليج، نشان از آن دارد كه بسياري از آنچه امروز از آن برخورداريم ماحصل دسترنج خود مردم است كه اگر نبود جزو محروم ترين مناطق كشور بوديم. ايجاد صنايع و كارگاه ها، ساخت اماكن درماني، آموزشي، مذهبي و… توسط مردم مويد اين مطلب است. مسئله دوم پايگاه اجتماعي و مردمي رهبران ديني منطقه است كه در بيش از يك قرن اخير مردم به آن اتكاء مي كردند و در فقدان آنان سازمان هاي مردم نهاد و نخبگان مي بايست اين نقش را بر عهده گرفته و به حركت و تلاشهاي مردم جهت بدهند. هر چند امروز بيشترين بار اين مسئوليت بر دوش نماينده لارستان است. نماينده اي كه اگر بخواهد بدون نقشه راه و بي توجه به جلب مشاركت تمام گروهها و بخشهاي شهرستان، تمام بار مسئوليت را خود و حلقه اطرافيانش به تنهايي بدوش بكشد به سرنوشت گذشتگان دچار مي شود.

سال ۱۳۲۱ (هـ. ش) تيمسار رزم آرا از طرف سازمان جغرافيايي ارتش مامور بررسي اوضاع جغرافيايي كشور مي شود و در يادداشتهاي خود از لارستان و بخشهاي آن ياد مي كند و مي نويسد: لارستان از بخشهاي حومه به مركزيت لار (با ۱۳۱۰۰ نفر جمعيت شهر لار)، جهرم، بستك، بندرلنگه، جويم و گاوبندي تشكيل شده است… . گاوبندي شامل ۶ دهستان مي باشد كه يكي از آن شش دهستان، تراكمه نام دارد و لامرد با ۴۶۸ نفر يكي از۳۳ روستاي آن دهستان است (نقل به مضمون). تا پايان دوران پهلوي جهرم، بستك، بندرلنگه و گاوبندي (به جز مهر و لامرد) از لارستان جدا شدند.

اينها را گفتيم تا به اين نتيجه برسيم كه تفاوت ملتها و جوامع گوناگون بيش از آنكه در رنگ و نژاد باشد در خصوصيات فرهنگي آنان است. آنجا كه در سير تحولات و مصائبي كه بر آنان وارد مي شود چگونه خود را باز مي يابند و يا اينكه در آن مصيبت و ناخوشي، گرفتار شده و در جا مي زنند. جوامعي كه براي خود تاريخ مي سازند و جوامع ديگري كه تاريخ ساز بوده اند. عدم توسعه اين منطقه پس از انقلاب و تا به امروز بيش از آن كه معلول كم توجهي دولتها باشد نتيجه عدم خودباوري مردم و بازيابي نقش تاريخي شان در حوزه هاي مختلف است. هر چند جاه طلبي مناطقي كه يك صفحه هم براي درج تاريخ شان زياد است درپي زدودن تاريخ و تحقير اين منطقه با تحريك و تفرقه در بخشهاي لارستان باشند (و به تازگي نيز به فكر مرز گشايي افتاده اند و پيشرفت خود را در عقب نگه داشتن لارستان مي بينند) را نبايد ناديده گرفت.

آن چه باعث مي شود طي نيم قرن، روستايي كوچك به شهرستاني تبديل گردد كه امروز ما آن را رقيب خود بدانيم و همواره معادلات استاني و منطقه اي را به نفع خود به پيش ببرد را بايد ناشي از نفوذ در لايه هاي قدرت، فرصت طلبي و انتخاب استراتژي و چشم انداز توسعه و حركت مداوم در آن مسير فارغ از هياهوي ارتقاي سياسي دانست. مقايسه توسعه لارستان و لامرد در دو دهه اخير نشان مي دهد آنها به تعصي از تاريخ چند سده لارستان به توسعه راههاي مواصلاتي خود پرداخته اند و به تازگي براي رونق تجارت چشم به ساحل دارند. تجربه و پيشينه تاريخي اش را ما داشتيم و بهره اش را ديگران مي برند. با استفاده از ظرفيت هاي مناطق همجوار همچون عسلويه به ايجاد منطقه پايين دست گازي و ايجاد صنايع انرژي بر گازي اقدام نموده و ضمن تغيير روند مهاجر فرستي به مهاجرپذيري به توسعه سياسي شهرهاي خود به بخش و آباداني آن مناطق مي پردازند و از همه مهمتر پشتيباني از يكديگر در پيمودن مدارج ترقي را سرلوحه خود قرار داده اند.

در حالي كه سرخوردگي و عدم خودباوري ناشي از اجحاف و هجمه ها و دورگذاشتن لارستاني ها از معادلات قدرت در گذشته مردم را دچار نوعي خود باختگي و بي تفاوتي كرده بود، بي تجربگي دولتمردان منطقه پس از انقلاب در عرصه سياسي و اجرايي نيز باعث از دست رفتن فرصت هاي بسياري شد. در ساختار قدرت استاني و ملي نيز نقش كم رنگي داشته و از همان حداقل ها نيز بهره كافي نبرديم و براي جبران آن مجبور شديم بر طبل ارتقاي سياسي بكوبيم و هرگاه از ارتقاء گفتيم به عقب رانده شده و در عمل بسياري از فرصتها به تهديد تبديل شد. نمونه آن ارتقاي ادارات لارستان بود كه عليرغم مسبوق به سابقه بودن اين امر در كشور بدليل آن كه هميشه استان شدن را فرياد كشيديم از هراس آن ديگران موضع گرفتند و اين فرصت را از بين بردند.

در چند دهه اخير از اين ديدگاه كه راه توسعه لارستان از ارتقاي سياسي مي گذرد بهره اي نگرفتيم و تاكيد بر آن در واقع تكرار اشتباه تاريخي مان است. در حالي كه اگر در گذشته بجاي پراكنده كاري و كوبيدن بر طبل استان شدن با استفاده از نقطه نظرات و ديدگاههاي تمام نخبگان به تدوين سياست و استراتژي توسعه لارستان، خنج و گراش بر اساس پيشينه تاريخي مان در زمينه تجارت و كشاورزي پرداخته و در آن مسير حركت كرده بوديم هم از رونق اقتصادي برخوردار بوديم و هم زمينه را براي ارتقاي سياسي فراهم كرده بوديم.

در كنار استفاده بهينه از اشتراكات فرهنگي و تاريخي، معرفي پيشينه و شخصيت هاي تاريخي در حوزه فرهنگ، توجه به عواملي همچون تقويت شبكه راههاي جاده اي و ايجاد خطوط ريلي و باربري هوايي، تسريع در ايجاد منطقه ويژه اقتصادي و حمايت از ايده مجتمع انبارهاي نفتي، قطب بندي و تمركز بر توسعه شهرستانها و بخش هاي مختلف بر اساس ظرفيت هاي آنان همچون ايجاد قطب باغداري در گراش، قطب كشاورزي در جويم و… كه مي تواند در زير ساخت هاي اقتصادي نقش موثري داشته باشد بايد در دستور كار آينده ما قرار گيرد. همچنين نمي توان از تحولات اجتماعي پس از وقايع بهمن ۸۸ و فرصت بدست آمده به سادگي گذشت. فرصتي كه مولود تغيير نگرش انفعالي به جرياني تحول خواه همراه با همبستگي و حمايت گروهها و تشكل هاي مردمي است. پشتوانه عظيمي براي پيشبرد سند چشم انداز توسعه با نگاهي به اصلاح نگرش و باورها در بخش سرمايه گذاري و حمايت از توان بومي در حوزه اجتماعي و اقتصادي و يادآوري دوران شكوفايي لارستان و انجمن ولايتي و انجمن تجار و…

 


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان