میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۷ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۴:۱۲ ق.ظ سرویس:اندیشه, برگزیده ها یک دیدگاه 229 بازدید

گفت و گوی وب سایت «گزارش بورس» با «حامد زارع» در باب توسعه

گفت و گوی وب سایت «گزارش بورس» با «حامد زارع» در باب توسعه

آفتاب لارستان: «حبیب آرین» روزنامه نگار لاری به تازگی در سایت «گزارش بورس» گفت و گوی خواندنی با «حامد زارع» دیگر روزنامه نگار لاری و محقق حوزه اندیشه کرده است که در ادامه می خوانید:

***  

«ریشه‌های توسعه‌نیافتگی» کتاب تازه ای در باب توسعه است که انتشارات اتاق بازرگانی تهران آن را به چاپ رسانده است. حامد زارع نویسنده کتاب دانش آموخته علوم سیاسی است و سال‌ها به عنوان روزنامه نگار حوزه اندیشه قلم زده است. آفاق معرفت در سپهر معنويت: گفتگوی حامد زارع با غلامحسين ابراهيمی‌ دينانی، آفاق فلسفه در سپهر فرهنگ:گفتگوی حامد زارع با رضا داوری اردکانی، آفاق حکمت در سپهر سنت:گفتگوی حامد زارع با سید حسن نصر و دو کتاب «فیلسوف سیاست» و «فلسفه و سیاست» از دیگر کتاب‌هایی است که پیش از این به کوشش زارع به چاپ رسیده است.

نکته قابل توجه این است که زارع بر خلاف کتاب‌هایی پیشین که می‌توان آن را مجموعه‌ای از تلاش‌های ژورنالیستی در نظر گرفت این بار در مقام مولف ظاهر شده است. حامد زارع در کتاب کوچک اما مهم ریشه های توسعه نیافتگی به سراغ روشنفکران متاخری رفته است که با دیدگاه‌های تجدد ستیزانه خود راه  دشوار توسعه را پر دشوار تر کرده اند. مشروح گفت و گو با حامد زارع را در زیر بخوانید:

* موضوع کتاب ریشه‌های توسعه‌نیافتگی؛ روشنفکران متاخری هستند که به تعبیر کتاب به هیچ مرتبه‌ای از خودآگاهی تاریخی نرسیده‌اند، آیا به راستی می‌توان نگاه و اثرات این روشنفکران را به عنوان ریشه توسعه‌نیافتگی شناخت؟ سهم این روشنفکران چقدر است؟

در کتاب سعی شده است که نسبت میان گفتمان روشنفکران در دهه چهل و پنجاه خورشیدی با مقوله توسعه‌نیافتگی به عنوان یک مفهوم مطروحه در بستر علوم انسانی که تبعات آن در عرصه سیاست و اقتصاد خود را نشان می‌دهد شرح داده شود. در اینجا شاید نیازی به بازگویی مفردات و مباحثات کتاب آن نباشد. همان‌طور که اشاره کردید کتاب «ریشه‌های توسعه‌نیافتگی» با تاملاتی درباره روشنفکری ایرانی و عدم خودآگاهی تاریخی آغاز می‌شود و مساعی آن را دارد تا لوازم و مواد این پرسش را مطرح کند که چرا روشنفکران ایرانی از اجزاء اصلی بحران عدم توسعه در ایران معاصر هستند. نکته‌ای که در اینجا اهمیت دارد نگرش روشنفکران ایرانی در دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی به تجدد است که متاسفانه نگرشی یکسره منفی است. این نگرش که خود برداشت ناقصی از یک رویکرد فکری در مغرب‌زمین است، با زبانی هیجانی و با رویکردی سیاسی در ایران با مارکسیسم روسی امتزاج یافت و در قالب یک نگاه سیاسی مطرح شد و زمینه‌ساز تاسیس یک ایدئولوژی تجددستیز را فراهم آورد. ایدئولوژی که آل‌احمد و شریعتی آن را تاسیس و نراقی و شایگان  آن را گسترش دادند آل‌احمد با بیان دریافت سطحی خود از جریان‌های انتقادی اروپا و شریعتی با شورشی همه‌جانبه علیه اراده نوسازی که در دهه چهل شکل گرفته بود، سد محکمی در برابر تجدد نوپای ایرانی ساختند. نراقی و شایگان نیز با ارجاع به گذشته فرهنگی ایران‌زمین و چیزی که از آن با عنوان بازگشت به شرق یاد می‌شود، کوشش‌های تجددستیزانه کم‌نظیری انجام دادند تا با ارائه تفسیری ايدئولوژیک از سابقه سنت در ایران، در برابر مسیر توسعه‌ی مبتنی بر تجدد، بر روی امکان دیگری تاکید کنند. امکانی که نه تنها هیچ‌وقت گشوده نشد، بلکه در نهایت منجر به یک انقلاب و دگرگونی سیاسی در کشور و وقفه و سکته در توسعه شتاب‌داری شد که ایران در پیش گرفته بود. بدین ترتیب به نظر می‌رسد در یک بررسی تئوریک، بتوان سهم این روشنفکران در توسعه‌نیافتگی، را امری غیرقابل کتمان نشان داد.

*برد نظری این روشنفکران در سال‌های اخیر چگونه است و آیا می‌توان نشانه هایی از این گرایش‌ها را در حوزه سیاست‌گذاری اقتصادی در ایران یافت؟

پاسخ به این پرسش بر عهده اقتصاددانان و به عبارت بهتر مورخان تاریخ اندیشه اقتصادی و اجتماعی است. آنچه من به عنوان دانش‌آموخته فلسفه سیاسی می‌توانم بگویم این است که تاثیرات دیرپایی که عدم خودآگاهی روشنفکران ایرانی در وجدان عمومی ما گذاشته‌اند، می‌تواند علل موجبه و مبقیه بسیاری از آسیب‌های معاصر ما باشد. اگر این مختصر را از من بپذیرید باید بیفزایم که امروزه لزوم تمرکز بر توسعه به عنوان یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر در بیشتر ناحیه‌ها و جناح‌های سیاست‌گذار کشور پذیرفته شده است. حتی اگر نام آن برده نشود و یا از مفاهیمی مثل پیشرفت برای آن استفاده شود، کمتر تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیری را می‌توانید پیدا کنید که مثلا مانند آل‌احمد به مکانیزه شدن کشاورزی دشنام دهد یا همانند شایگان متقدم شکوفایی اقتصادی را تسلیم شدن در برابر فرهنگ غربی بنامد. به همین ترتیب هیچ دولتمردی در نظام کنونی حاضر نیست نظریات هویت‌گرایانه و ضد توسعه احسان نراقی را دستمایه ایده‌های مدیریتی خود قرار دهد. هر چند در این بین وضع شریعتی با دیگر روشنفکران متمایز است و وسعت اثری که بر کنشگران و کارگزاران جمهوری اسلامی داشته است مثال‌زدنی است. هر چند آن اثر نیز اکنون تبدیل به خاطره تاریخی شده است و در بیش از آنکه شکل‌دهنده افکار استراتژیک باشد، جزئی از حافظه فرهنگی محسوب می‌شود. اما اینکه اقتصاد کوپنی و اختصاص انواع و اقسام سوبسید‌ها در اقصی‌نقاط اقتصاد ایران چه نسبتی با مدعیات روشنفکری تجددستیز و چپ‌گرا دارد می‌تواند موضوع تحقیق دیگری باشد.

 * به نظر می‌رسد مفهوم توسعه‌نیافتگی در این کتاب از تعبیر داوری اردکانی از توسعه‌نیافتگی وام گرفته شده است (توسعه‌نیافتگی یک نحوه درک و فهم جهان است و شاید وضع خواستن و نتوانستن باشد) اگر شما بخواهید تعریفی از توسعه یافتگی ارائه دهید از چه تعبیری استفاده می‌کنید؟

بله تا حدودی سخن شما درست است. همان‌طور که در کتاب توضیح داده‌ام، اکثریت روشنفکران ایرانی در دهه چهل را باید ذیل وضعیت ستیز با تجدد ارزیابی کرد. این تجددستیزی زمانی که با جهل به ماهیت تجدد نیز همراه باشد، لاجرم به اتخاذ موضع سیاسی در باب نسبت ما و غرب می‌انجامد. کاری که «احمد فردید»، «جلال آل‌احمد»، «علی شریعتی»، «احسان نراقی» و «داریوش شایگان» هر کدام به درجاتی با آثار خود انجام دادند و با تاکید بر رابطه‌ی استعماری غرب با ما و سخن‌سرایی در باب مادیت تمدن غربی و معنویت تمدن شرقی، به وضعیت عدم خودآگاهی تاریخی ما تداوم بخشیدند و به جای حل مسئله تجدد و توسعه، خودشان تبدیل به جزئی از مشکل توسعه‌نیافتگی در ایران معاصر شدند و غرب‌زدگی را به مثابه یک استخوان لای زخم در آثار خود برجسته کردند. رضا داوری ارداکانی از این حیث یک استثنا است. چون تلاش می‌کند با بحث را از منطق شکست‌خورده غرب زدگی به منطقه‌الفراغی برود که محور آن توسعه‌نیافتگی است. عظمت کار او وقتی بیشتر درک می‌شود که به مثابه یک فیلسوف، در علوم اجتماعی اجتهاده کرده و مفهوم توسعه‌نیافتگی را به جای تاکید تراژیک بر غرب‌زدگی می‌پروراند. این رویگردانی از غرب‌زدگی و طرح بحث فلسفی درباره‌ی توسعه‌نیافتگی می‌تواند قدم نخست در بازگشت از مسیر تجددستیزی و امعان نظر به مبانی تجدد به مثابه اندیشه‌ی دوران جدید و پس از آن متمرکز شدن روی مبحث توسعه باشد.

* در مبادی ورودی بخش‌های کتاب نویسنده  از  تعاریف و تعابیری اقتصادی استفاده می‌کند و برای روشن شدن وضع تاریخی به شرایط اقتصادی آن دوره اشاره می‌کند. از خوانش این موارد به ذهن خواننده این موضوع متبادر می‌شود که در صورت نبود تفکرات روشنفکری تجددستیز مسیر اقتصادی موجود می‌توانست به توسعه منجر شود. آیا مراد شما براستی همین بوده است؟

پرسش دشواری است چون پاسخ قاطع به آن می‌تواند نوعی پیش‌بینی محسوب شود. به هر حال روند نوسازی ایران نشان می‌دهد که صنعتی‌سازی کشور پیش از وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ شتاب غیرقابل مقایسه‌ای با امروز داشته است. هر چند کاستی‌هایی در بخش کشاورزی وجود داشت که پس از انقلاب به آن توجه بیشتری شد. در مجموع اگر چه حجم اقتصاد کشور تغییر قابل ملاحظه‌ای نسبت به چهار دهه پیش نکرده است، اما رشد مناسبات دلالی در سال‌های گذشته باعث ناکارآمدی اقتصادی و فرمایشی و نمایشی شدن توسعه شده است.  اما فارغ از همه این صحبت‌ها که به عنوان یک غیرمتخصص مطرح کردم، من در کتاب درصدد نشان دادن این نکته بودم که تجدد زیربنایی فکری دارد و توسعه به عنوان امری معطوف به تجدد در مغرب‌زمین نمی‌توانسته بدون داشتن زمینه فکری ایجاد شده باشد. به عبارت دیگر خرد دموکراتیک بر خرد تکنولوژیک در اروپای غربی تقدم داشته است. اتفاقی که در ایران و پس از شهریور ۱۳۲۰ افتاد این بود که رویکردهای انتقادی روشنفکران غربی در مواجهه با استفاده حداکثری جوامع از تکنولوژی و بسط توسعه مابین دو جنگ جهانی و پس از آن، در فضای روشنفکری مطرح شد. در واقع بدون حضور تکنولوژی و توسعه مبتنی بر آن در ایران، اندیشه‌های انتقادی علیه تکنولوژی و تکنیک‌گرایی با انتشار کتاب غرب‌زدگی آل‌احمد در ابتدای دهه چهل خورشیدی مطرح می‌شود و بخش زیادی از نخبگان جامعه را با خود همراه می‌کند و ذهنیت ضدیت با توسعه و تجدد را تقویت می‌کند.

از ساختار و فرمت کتاب به نظر می رسد پژوهش شما ادامه‌دار خواهد بود، رویه شما در ادامه این دفتر چگونه است و چه موضوعاتی را مورد توجه قرار خواهید داد؟

کتاب ریشه‌های توسعه‌نیافتگی نخستین دفتر از مجموعه دلایل توسعه‌نیافتگی در تاریخ ایران معاصر اتاق بازرگانی تهران است که به بررسی ریشه‌های روشنفکری توسعه‌نیافتگی اختصاص داده شده بود و در آن سعی شده بود تفاوت و تمایز دیدگاه‌های روشنفکران مشهور ایرانی با مباحث اصلی توسعه و تجدد نشان داده شود. اما این مجموعه بخش‌های دیگری هم دارد که به مرور منتشر خواهد شد. دفتر دوم متکفل توضیح ریشه‌های تاریخی توسعه‌نیافتگی است و به بررسی خسارت‌ها و توقف‌های تاریخی ایران در مسیر توسعه می‌پردازد. دفتر سوم با عنوان ریشه‌های فلسفی توسعه‌نیافتگی به بحث در باب نسبت زوال اندیشه‌‌ی سیاسی و رکود اقتصادی می‌پردازد. پس از آن دفتر چهارم که ریشه‌های جامعه‌شناختی توسعه‌نیافتگی در ایران معاصر نام دارد، موانع اجتماعی ایجاد شده بر سر راه توسعه را برمی‌شمارد. در نهایت دفتر پنجم این مجموعه با نام ریشه‌های سیاسی سعی می‌کند تا به تبیین فراز و فرود توسعه‌ی سیاسی و اقتصادی در ایران بپردازد. امیدوارم این پنج دفتر بتواند سهمی در شناخت دلایل توسعه‌نیافتگی در تاریخ معاصر ایران داشته باشد.


1 نظر

  1. رسول احمدلو گفت:

    0

    0

    باسلام و احترام. ارزوی توفیقات روزافزون الهی برای جناب اقای حامد زارع و تمام لارستانی های عزیز.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان