میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در29 جولای 2014 ساعت 2:28 ق.ظ سرویس:یادداشت 5 دیدگاه 2,970 بازدید

یک طرح عجیب: پیشنهاد حذف رشته فلسفه از دوره کارشناسی!

یک طرح عجیب: پیشنهاد حذف رشته فلسفه از دوره کارشناسی!

ayyoob-mahmoodi2ايوب محمودي*: از زمانی که بحث اسلامی کردن علوم انسانی مطرح شده هر روز خبرهای تازه ای از برخی تغییرات در سرفصل های برخی رشته ها و دروس دانشگاهی(از جمله روان شناسی و علوم تربیتی و فلسفه) به گوش می رسد. ولی این خبری که دیروز خواندم در جای خودش عجیب تر از همه است.(اینجا). از همان اول هم انتظار می رفت که در این طرح، فلسفه بیشترین تغییرات را در خود ببیند اما شاید کسی انتظارش را نداشت که این رشته در مقطع لیسانس حذف شود. پیشتر خبرهایی از عدم پذیرش دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد در رشته فلسفه علم به گوش می رسید و حذف ناگهانی کد رشته فلسفه علم در مقطع دکتری امسال نیز به دنبال آن باعث سردرگمی دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته فلسفه شده بود(اینجا) اما این بار دبیر کارگروه فلسفه شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی اذعان فرموده که دانشجوی مقطع کارشناسی رشته فلسفه بعد از اتمام چهار سال تحصیلی نه می تواند معلم معارف شود و نه شغل مناسبی را برای خود پیدا کند به همین خاطر پیشنهاد کردیم اگر رشته ای کارایی لازم را ندارد تغییر کند و در فلسفه این کار انجام خواهد شد! عجیب تر از این سخن این است که بیشتر ۳۴ رشته ای که در حوزه علوم انسانی مورد بحث است عملا از نظر بازار کار مشابه همدیگر هستند و ما کم فارغ التحصیل بیکار در رشته های معارف اسلامی نداریم.

پس از آنکه متیو لیپمن استاد دانشگاه کلمبیای نیویورک در سال ۱۹۶۰ متوجه شد که دانشجویانش فاقد قدرت استدلال و قضاوت هستند و به این نتیجه رسید که می بایست قدرت استدلال را از همان دوران کودکی تقویت کرد و بر همین اساس طرح (فلسفه برای کودکان) را بنا نهاد؛ توجه به اهمیت و نقش فزاینده فلسفه در رشد قدرت اندیشه و استدلال مورد توجه پژوهشگران علوم تربیتی دنیا قرار گرفت. این طرح که در ایران به (فبک) شهرت دارد حدودا یک دهه پیش توانست در ایران با تلاش های دکتر قائدی و سعید ناجی و دیگران جایگاه ویژه ای را برای خود بیابد. حتی این امیدواری وجود داشت که آموزش فلسفه به کودکان از مقطع ابتدایی شروع شود. چنانکه دکتر ناجی معتقد است “همان طور که خواندن، نوشتن و حساب کردن را در دوره ابتدایی به کودکان آموزش می‌دهیم باید الفبای تفکر را هم از همین دوره به بچه‌ها یاد داد چرا که در عمل می‌بینیم که آموختن آن در دانشگاه خیلی دیر است”. با همه این احوال خبری که این روزها از حذف رشته فلسفه در مقطع کارشناسی به گوش می رسد نشان گر یک تغییر رویه جدی در حوزه فلسفه و آموزش فلسفه است. تصمیمی که می تواند بر همه این تلاش ها، اثرات منفی خود را بگذارد.

نکته دیگر اینکه سرفصل های مهمی که در دوره لیسانس باید توسط دانشجویان مطالعه و آموخته شود را چگونه می توان تماما به مقطع کارشناسی ارشد منتقل کرد؟ و اگر این کار امکان وجود ندارد چگونه می توان انتظار داشت دانشجویی ناگهان و بدون هیچ پیش زمینه ای در رشته فلسفه در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری تحصیل کند؟ پر واضح است که دلیل اصلی حذف این رشته هراس از تاثیر فلسفه و اندیشه غربی در دانشجویان ماست ولی باید توجه داشت چنانکه یکی از همین فلاسفه غربی می گوید برای مبارزه با فلسفه هم به ناچار به خود فلسفه نیازمندیم. در این رابطه نقل قولی از عبدالحسین فرزاد مترجم، پژوهشگر، منتقد و استاد دانشگاه خالی از لطف نیست که “وقتی پژوهشگر مرکز پژوهشگاه علوم انسانی که محل پژوهش است حق ندارد یک کتاب سوسیالیستی بخواند چگونه ما می‌توانیم توی دهن آمریکا بزنیم؟”  (اینجا)در حقیقت اگر یک محقق با مبانی اندیشه های مخالفان خود آشنایی کافی را نداشته باشد چگونه می تواند به نقد اندیشه های آنان مبادرت ورزد؟

البته نباید فراموش کرد که فلسفه مختص به نقد و جرح آرا متفکران غربی نیست و تاثیر اندیشه های فلسفی فلاسفه بزرگ اسلامی و ایرانی بر دنیای غرب قابل انکار نمی باشد. چرا ما به جای کنار گذاشتن فلسفه، آن را از این منظر نگاه نکنیم؟ همانگونه که در طی قرن های متمادی اندیشه های فلاسفه بزرگ ایرانی چون فارابی، ابن سینا، سهروردی، ملاصدرا و دیگران، آوازه ای در جهان به پا کرده بود. گرچه سال هاست که فیلسوفی ایرانی که اندیشه هایش بتواند در جهان فلسفه اثرگذار باشد به معنای واقعی کلمه در جهان نداشته ایم؛ حذف رشته فلسفه می تواند به این رکود فکر فلسفی در جامعه ما بیشتر دامن بزند.

طرح کاربردی نبودن فلسفه در حقیقت بهانه ای بیش نیست اما باید پذیرفت که در فلسفه، ما راه و روش چگونه اندیشیدن را هم می آموزیم نه صرفا آرا و اندیشه های فلاسفه غرب را. گذشته از آن امروزه فلسفه یکی از مهمترین، تاثیرگذارترین و پرطرفدارترین رشته های دانشگاهی در جهان است و با حذف این رشته بدون توجه به عواقب آن و بدون توجه به علایق دانشجویان، عملا جوانان خود را به مطالعه یواشکی فلسفه سوق می دهیم!

*کارشناس ارشد فلسفه تعلیم و تربیت


5 نظر

  1. مرصاد گفت:

    0

    0

    مرسی ایوب جان

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    تشکر جناب محمودی

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    جالبه

  4. رامبد گفت:

    0

    3

    فلسفه یعنی سفسطه برای توجیه مزخرفاتی که به بردگی و استثمار بشر منجر میشود .
    باید بشریت ریشه این مزخرفات را خیلی قدیمتر میخشکتند تا حربه ای نشود بدست یهود ضد بشر

    • ناشناس گفت:

      1

      0

      سلام
      دوست گرامی شما اصلا میدونید فلسفه یعنی چی؟یا همون طوری که همه ملت ایران تو همه زمینه ها متخصصن شما هم تو فلسفه تخصص دارید؟ حربه بدست یهود ضد بشر؟؟؟اگر فلسفه ای هست که میتونه حربه ای به دست یهودیان باشه مطمئن باش همین دیدگاه و تفکریه که داره به جامعه ایران در مورد فلسفه تزریق میشه.جامعه بدون فلسفه یعنی جامعه ای بدون تفکر،اگر تونستید قوه فکر و تعقل و اندیشتونو حذف کنید و فقط با جسم بدون اندیشه به زندگی ادامه بدید میتونید به فکر حذف فلسفه باشید و با علوم تجربی و فنی زندگی کنید.اونوقته که همون غربی که انقدر ازش وحشت دارید خودش حکم مرگ مغزی جامعتونو امضا میکنه و اعضاتونو به هرجایی که مایل باشه پیوند میزنه.خوش باشید

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان