میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۷ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۱:۲۸ ب.ظ سرویس:اندیشه, مطلب شما یک دیدگاه 203 بازدید

«بـودا» آیینی برای پاسداشت «اندیشه» و «زیبایی»/ بخش نخست

«بـودا» آیینی برای پاسداشت «اندیشه» و «زیبایی»

  بخش نخست

    اسدالله زهره‌وندیکی از اندیشه هایی که پس از دوهزار و پانصد سال هنوز بر زندگی و اندیشه های بشر تاثیر دارد، مکتب «بودا»ست؛ مکتبی که فرهنگ و تمدن انسانی را چندین گام به جلو برد و آمادۀ پذیرش اندیشه های دیگر در روزگاران پس از خود نمود. جامعه آن روز هند یک جامعه بسیار مذهبی بود و به گونه ای می توان آنرا بهشت «برهمنان» دانست؛ ایشان دین مردان و دین سالاران وکاهنان هندوستان بودند.

پس از یورش «آریاییان» به هندوستان، مهاجمان نظام فکری خود را با اندیشه «دراویدی ها» که بومیان و ساکنان اصلی آن سرزمین بودند، درآمیختند. ایشان جامعه را به طبقات اجتماعی به نام «کاست» بخش‌بندی کردند: در بالاترین جایگاهِ نظام کاستی، «پادشاهان» نشسته بودند و سپس برهمنان و پس از ایشان «جنگاوران» و چهارمین گروه نیز «پیشه وران» و «کشاورزان» بودند؛ اما تفاوت مهمی که در این طبقه بندی با نظام طبقاتی جامعه‌ی ایرانی آن روزگار دیده می شود، وجود گروهی به نام «شودراها» یا «نجس ها» در آن بود؛ شودراها در این جامعه، مردمی پست و نجس به شمار می رفتند. ایشان که همان دراویدی های شکست خورده و صاحبان اصلی سرزمینِ قاره مانند هند بودند هرگز امیدی به بهبود زندگی خود نداشتند بلکه به باور جامعه‌ی آن روزگار بایستی زندگی سخت و برده وارِ خود را تاب می آوردند و دم بر نمی آوردند تا اگر انسان های شایسته ای باشند در چرخه «زادمُرد» (تناسخ) به هنگام زایش دوباره در پیکر یک شاهزاده یا برهمن یا جنگاور زاده می شدند.

در این میان کاهنان و روحانیانِ هندو نیز با روایات گوناگون مذهبی به این نظام دینی- اجتماعی مشروعیت می بخشیدند و آن را تنها نظام مورد پسند خداوند می دانستند.

در واقع مردم با اعتماد به گفته های برهمنان هندو، علت پریشانی و بدبختی خود را گناه و تباهی جامعه و انحراف از قوانین دادگرانه خداوند و الهه‌گان زیر دست او می پنداشتند؛ پس برای گریز از این همه زشتی و پلیدی به آغوش نمایندگانِ زمینیِ خداوندان آسمان که مفسران کلام خداوند و نگاهبانان قوانین الهی نیز بودند پناه می بردند؛ اما در حقیقت این مردم با پایِ خود به دامگاهی بزرگ و بی بازگشت می رفتند که امکان هر گونه تفکر و اصلاح امور جامعه را از ایشان می گرفت، زیرا از این امر مهم غافل می شدند که علت اصلی همه این گرفتاری ها و نابسامانی ها همین قوانینی هستند که مردم آن را فرستاده خدایان می دانستند.

   دین و هنر

دین «هندو» به عنوان یکی از ادیان تأثیرگذار جهان با به خدمت گرفتن هنرها و مهارت های گوناگون هنری و گاه علمی، برای مردم آن زمان جاذبه فراوانی داشت. در واقع مردم با دیدن پرستشگاه های پرشکوه و رنگارنگی که با دستان هنرمندان و استادکاران زبردست و با ایمان در دل خَرسنگ‌ها (صخره ها)، تراشیده شده بودند و با تندیس های زیبا و شکوهمند ایزدان زینت شده بودند این امر را فراموش می کردند که: اشراف و شاهزادگان که بانیان این زیارتگاه ها بودند ثروت خود را از جیب همان مردم با ایمان بدست آورده بودند.

روزی گذشت پادشهی از گذر گهی                 فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم :                 «کین تابناک چیست که برتاج پادشاست ؟»

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت:             «این اشک دیده من و خون دل شماست»

آوای خوشِ تلاوت متون مقدس چنان شور و جذبه ای در شنوندگان پدید می آورﹾد و راه اندیشه و استدلال ایشان را می بست که ایشان نمی توانستند به یاد آورند که همین متون مقدس بیانگر قوانینی هستند که برهمنان با بهره گیری از آنها هر ستمی را بر مردم روا می دارند و کاستی ها و کم کاری ها و ستم های فرمانروایان را توجیه می کنند.

در روزگاری که تصویرگری از بودا انجام نمی گرفت کشیدن جای پا یا کف دست بودا رایج بود یا اینکه بجای او شاخه گل لوتوس یا یک فیل می کشیدند

جلوه های دیداری پایکوبی های زیبای مذهبی مانند «کوچیکوتی»، روایات و داستان های دینی را که برهمنان برای مردم تعریف می کردند با حرکات نمایشی به آنان یادآوری می نمودند. (این آیین، در روزگاران پس از این، حتی امیران و «راجه»های متعصب مسلمان را هم شیفته خود ساخته بود؛ ایشان که برپایی آیین های پرستش الهه «شیوا» را ممنوع کرده بودند اما با دیدن رقص آیینی کوچیکوتی، فرمان خود را پس گرفتند!)

شرکت در آیین های عظیم گروهی مانند «کومبه مله» (حج هندوها) شکوه و اقتدار اندیشه‌ی حاکم بر جامعه را به رخ مؤمنان و غیر مؤمنان می کشید و مردم از یاد می بردند که چنین آیین ها و مراسمی بدون حضور گروه مؤمنان و باورمندان به کارناوالی خنده دار برای ریشخند اندیشه برهمنان تبدیل خواهد شد و تنها حضور مردم است که این جمعیت عظیم و شکوهمند را می آفریند.

دین سالاران هنرهایی مانند موسیقی، نقاشی و معماری را به کمک می گرفتند تا نهادِ دین هندو بیشترین تأثیر را بر مردم داشته باشد و تفاسیر مورد پسند کاهنان از متون مقدس را در میان مردم تبلیغ کند؛ مردمی که همیشه تشنه و گرسنه‌ی «زیبایی» هستند و از زشتی و پلیدی گناه بیزارند و همواره خواهان گریز از زشتی ها به سوی زیبایی ها و پاکی ها، و نیز بهترین طعمه برای مدعیان دروغین پاکی و تقوا و رستگاری هستند.

کاهنان همچنین بکار بردن همین هنرها را برای تبلیغ اندیشه های رقیب، ممنوع و ناروا اعلام می کردند، زیرا این تفکرات همواره رقیبانی خطرناک برای معابد و دستگاه دینی برهمنان بودند؛ و اینکه اگر که به جای تبلیغ ایمانِ سُکرآور به باورهای دینیِ هندویی و شرکت در مراسم مذهبی، آن مردم را به استفاده از یک قدرت عظیم به نام «اندیشه و تفکر» که در دسترس تک تک مردم قرار داشت فرا می خواندند، این امر خطری بالقوه برای خرافات دینی بود.

   بودا جوانی آزرده از رنج مردم…

در چنین روزگاری «بودا»ی جوان دل آزرده از نابرابری های اجتماعی و درد و رنج مردم به سوی تنها راه حلی که بزرگان دین معرفی می کردند روی آورد. شور و شوق جوانی در کنار جاذبه های دین هندو، بودا را بر آن داشت که همسر جوانش «یاشودا» و تنها فرزندش «راهول» را رها کند و در پی یافتن راهی برای آرامش خویش و رهاییِ مردم برود. او خوشی ها و شادی های کاخ را رها کرد و زندگی زاهدانه در میان مرتاضان جنگل نشین را برگزید. (این بخش از زندگی بودا انسان را به یاد حضرت موسی  <د> می اندازد که خوشی های کاخ فرعون را رها کرد و زندگی شبانی در کنار بیابان نشینان را برگزید)

پس از سالها اندیشه و گوشه نشینی و تاب آوردن مناسکی دشوار نه تنها به آنچه می خواست نرسید بلکه با تنی آلوده و فرسوده در آستانه مرگ قرار گرفت و اگر دخترکی هندو کاسه ای برنج به او تعارف نمی کرد صدها سال آموزش های دینی و انبوه نوشته های مقدس نمی توانست او را از مرگ برهاند. گرچه کاری که آن دختر انجام داد، در زندگی و اندیشه بودا بسیار مهم بود اما بعدها در روایات کلاسیک بودایی نامی از او برده نشد و تنها برای بزرگداشت آن رویداد، نام آن روستا را «کاسه برنج» نهادند؛ گویا جامعه مردسالار آن روزگار ارزش یک کاسه برنج را بیشتر از یک زن می پنداشت…

ادامه دارد     

بودا در میان یاران و شاگردانش


1 نظر

  1. علیمیرزا زمانی گفت:

    0

    0

    درود بر استاد بسیار زیبا بود

پاسخ به نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان