میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۵:۰۸ ب.ظ سرویس:عناوین اصلی 6 دیدگاه 617 بازدید

تقابل پدران، مدارای فرزندان/ سخنرانی مهم «صادق رحمانی» در مراسم تشییع پیکر دکتر «احمد اقتداری»

تقابل پدران، مدارای فرزندان/ سخنرانی مهم «صادق رحمانی» در مراسم تشییع پیکر دکتر «احمد اقتداری»  

پیکر مرحوم دکتر احمد اقتداری پژوهشگر و نویسنده نامی، امروز در تهران در مرکز دایره الامعارف بزرگ اسلامی تشییع شد.

دکتر صادق رحمانی رئیس رادیو فرهنگ و نماینده اهالی گراش در این مراسم سخنرانی مهمی کرد که سایت تابناک آن را منتشر کرده است. متن این سخنرانی را در ادامه بخوانید:

***

در این‌جا، در پیشگاه شما مردان و زنان با ایمان که ایران را عاشقانه و پرشور دوست دارید به یادتان می‌آورم که احمد اقتداری جز ایرانی سربلند و وطنی قدرتمند به چیز دیگری نمی‌اندیشید.

آنچه در جنوب، رودخانه‌های پریش و پراکنده را به هم پیوند می‌دهد، نام و تاریخ خلیج فارس است و اقتداری برای اثبات این باور، اندیشه و قلم و زندگی خود را مصروف آن کرد. او منادی وحدت در سایه ایران است.

در واپسین روزهایِ دریایی‌مرد جنوب من در کنار تخت او بودم. ملحفه‌های سفید بیمارستان شطی بود که به دریای پارس می‌ریخت. دست‌های احمد خان عطر بهار نارنج می‌داد. بر روی همه‌ی تخت‌ها برف می‌بارید. عرفان انبوهی در اتاق بیمارستان جاری بود و احمد خان داشت با اشاره انگشت‌هایش آخرین نمازها را می‌خواند. آسوده مرا صدا ‌کرد، آن‌گاه با چشم‌هایش با من حرف زد. می‌خواست بداند آیا من به وصیت او عمل می‌کنم. با دست‌هایم که لهجه گرما داشت با دست‌هایش حرف زدم. روی تخت عمل، باید به او اطمینان می‌دادم.

صد سال پیش نیاکان من و نیاکان احمدخان اقتداری رو در روی هم در دو جبهه ایستادند؛ آنان با تخریب پل‌های همدلی، چه رنج‌ها که نکشیدند. آنان با کنار گذاشتن مهربانی و مدارا چه هزینه‌ها که نپرداختند. اما امروز من آرام و آسوده در ساحل این دریا ایستاده ام.
آن روز و آن روزگار حبیب‌الله قوام شیرازی از مستبدان فارس‌، بر گرده پدر بزرگ من؛ ملاعلینقی مشروطه‌طلب، در باغ نشاط لار، شلاق کشید. باشد. امروز اما در دست‌های ما گل‌هایی است که بوی یکرنگی می‌دهد.

آن روز و روزگاران حسینقلی‌خان پدر بزرگ احمد اقتداری حاکم آن سال‌های لار در حادثه‌ای غریب با گرمای گلوله‌ای بر خاک سرد فرو غلطید. امروز اما تصویری از خاطره‌های مشترک من و تو بر دیوارهای یکدلی قاب شده است.
اکنون صد سال از آن حادثه‌های نا‌خواسته می‌گذرد، احمد اقتداری، مرا که روحانی‌زاده‌ام وصی خود قرار داده است تا با هدایت و حمایت امیدش کارهای نوشتنی و فرهنگی او را پی‌بگیریم.

در این سال‌ها چه اتفاقی افتاده است که او این چنین پلی از همدلی و همراهی را بر اندیشه خود و دیگران می‌سازد.

راز این مهربانی را باید در مدارای فرزندزادگان آنان در گراش و لار دانست.

احمد اقتداری با آیت‌الله سیدعلی‌اصغر موسوی و فرزند ایشان آیت‌الله آقا مجتبی موسوی لاری دست دوستی می‌داد تا با هم لار و لارستان آن روزگاران را بسازند.
اقتداری در کتاب کاروان عمر، بینش و منش آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی را در دفاع از یک گراشی در اوائل انقلاب اسلامی می‌ستاید و حسن تدبیر او را رهاورد اندیشه خود می‌کند.
پدر من شیخ علی‌اصغر رحمانی فرزند همان که در باغ نشاط لار بر گرده‌اش چوب گز نواختند، در خانه قهرمان خان، پدر قمرخانم اقتداری هر سال و همه سال خطبه روز عاشورا می‌خواند.

بارها و بارها خود شاهد حسن سلوک فرزندان این دو جبهه تاریخی بوده‌ام که چگونه از دیروز تا امروز رفتار میانه و حسن سلوک را ترجیح داده‌اند.

اکنون خدای کارساز بنده‌نواز و بی انباز را سپاسگزارم که بی‌یاری‌های پیدا و پنهانش هیچ کاری انجام و فرجام نمی‌یابد.

خداوند توفیق داد تا به وصیت احمدخان اقتداری جامه عمل بپوشانیم.
در این مسیر وامدار لطف و تلاش خانواده استاد احمد اقتداری، دکتر سیدکاظم بجنوردی و دکتر کیانوش کیانی و دکتر محمدجواد حق‌شناس و محمد ولی‌زاده و علی فدایی و همشهریان گراشی خود هستم.
او دوست داشت در کنار مسجد به خاک سپرده شود همان‌گونه که حاج رستم خان حاکم محلی گراش در کنار مسجد جامع گراش به خاک فرو رفت.

غفران الهی بر او باد


6 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    1

    سلام کاشکی جناب رحمانی در قالب مطلب وحدت شعار درددل کمی می کرد وجد خود وجد مرحوم اقتداری را محق معرفی نمی کرد کاشکی در کنارش می گفت زادان خان اقتداری نیرو وتفنگدار از لامرد به لار نمی اورد که بازار لار را غارت کنند ودارایی مردم را به یغما ببرند کاشکی می گفت خانهای گراشی اصلا نه گراشی هستند ونه لاری ولی گراشی ها مثل اینکه دوست دارنداز وجود دیگران پز بدهند بله مردمان لارستان اصیل رغبتی به حکومت نداشتند وگرنه فرصتی برای اغیار جهت حکومت بر منطقه لارستان پیدا نمی شد متاسفانه نمیدانم به چه دلیل گراشی ها اینچنین بدون تکیه بر داشته های خود دیگران را بادکنکی باد می کنند

    • مجید حجتی گفت:

      0

      0

      با سلام به شما انسان فرهیخته. نکته جالبی در رابطه با خان ها فرمودید که انگیزه من را برای مطالعه بالا برد. هر چند به این نیز اندیشیدم که لاری ها هم بسیاری بزرگانشان از سرزمینی دیگر به اینجا مهاجرت کرده اند.

  2. ناشناس گفت:

    2

    0

    درود بر شرفت. آفرین به این نگاه.

  3. لأري گفت:

    1

    0

    سلام به اين دوست عزيز ناشناس كه اميدوارم ضمن معرفي خودش . إعلام كنه باد وجوودش از
    كجاست . در ضمن براي اينكه ايشون را بتونيم درك كنيم . إعلام كنند چي ميزنند

  4. عابدیراد گفت:

    0

    0

    درودبر دوست دانا و فهیم جناب رحمانی …مطمئن هستم طرح وقایع تلخ دوران مشروطیت و باز خوانی صف بندی بین ازادیخواهان و مستبدین توسط استاد رحمانی ..فقط جهت عبرت و تاکید بر همدلی و دوستی و وفاق پس از یک دوره کشمکش است …خاندان رحمانی و بویژه جد عالم و قاضل جناب رحمانی در ان دوره ،ازادیخواه و در مقابل وابستگان حکومت استبداد و منشی مخصوص عالم مجاهد سید عبدالحسین لاری بوده …..که به دلیل موقعیت و شان علمی و مبارزاتیش متحمل شکنجه و زجر پس از غلبه مستبدین و قوام بر لار میشود .جناب صادق روحانی مفتخر به حضور در یک خانواده بزرگ و؟ازادیخواه است و چد بزرگور ایشان انقدر مورد توجه و اقبال مردم لار بوده ..که تجار لار برای استخلاص ایشان از دست مستبدین ،تمام امکان مالی و نفوذ خود را بکار گرفتند ….و جان ایشان را به هر میزان که مستبدین ،نقود و طلا و جواهر خواستند ،خریداری ..و با همت و مردانگی و وفاداری مردم و تجار لار ،او را از بند اسارت رهانیده و ازاد ساختند ……اما غرض از تقریر این سطور ،این نیست که وقایع تلخ را یاد اور شویم ،بلکه همان ارمانی است که جناب رحمانی در سخنرانی زیبایشان اظهار داشته اند …ان وقایع در صفحات تاریخ نقش بسته …اما بر نسل امروز واجب است که مدارا پیشه کند ؛همدل و دوست باشد ..و گناه اجداد را نادیده انگارد ،و در لحظه زیست کند ،لارستان با یک زبان و با یک فرهنگ و یک سنت ،به دوستی و برادری و مهربانی و وحدت نیاز دارد ….درود بر جناب رحمانی عزیز …..به وجودش افتخار میکنیم

  5. ناشناس گفت:

    1

    0

    احسنت به جناب عابدی راد عزیز که عالمانه وصبورانه تاریخ را جهت عبرت دقیق بیان می کنند دوستان عزیز مردم اصیل لارستان بزرگ هیچ گاه علاقه ای به سیاست وحکومت وقضاوت نداشته وندارند به این دلیل که همراه با ظلم وستم وفساد است هر اتفاقی که در گذشته افتاده وباعث کینه وکدورت شده ربطی به عامه مردم لارستان ندارد لذا نباید این دعواهای سیاسی باعث جدایی وکینه عامه مردم شود

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان