برچسب گذاشته شده با : "احمد مبشري"

«ملغمه» عشق و عدالت و خيانت در «معركه» ميرباقري

اجرای دوباره «معرکه در معرکه» کار آخر جمشید طاهریان و دوستانش به «سکوت» تقدیم شده است.

كمي كه يادمان برود مُرده اي…

يادنامه «سيدمجتبي شريفي»(۳) كمي كه يادمان برود مُرده اي… احمد مبشري*: سلام مجتبی. این اولین و آخرین نامه من به تو است. حالا که برایت می نویسم عکست را چسبانده اند جلو ماشین جنازه کش و خودت را خوابانده اند روی سنگی آنطرف تر تا برای آخرین بار تماشا شوی……

«واتس آپ» و سرعت گير جاده ها!

شاید می خواهم بگویم سرعت گیر، فیلتر، یا شیار و شخم زدن اینترنت کم پهنا و کم سرعت ما راه حل درستی در کنترل تند روی با واتسآپ و وایبر و تانگو نیست. یا از ابتدا ارتقاي دوچرخه به موتور گازی، غلط بود و «مرگ بر اندروید» درست، یا حال که فرمان به دست هر راننده ای است، حکایت را کمی پیچیده تر باید نگریست.

«خُرده دروغ های شخصی» خیلی هم شخصی نیست!

نمايش «خرده دروغ هاي شخصي» به كارگرداني اسماعيل بلندگرامي تا ۱۳ مهرماه در تالار وحدت لار به روي صحنه است.

همه چیزمان به همه چیزمان می آید!

همه چیزمان به همه چیزمان می آید! احمد مبشري: حالا اگر چیزی مان پرت بیفتد، فالش بخواند، لنگ بزند مگر چیزی می شود؟ اگر ردامان پاره است و خشتک خوشی مان جر خورده، دلیل نمی شود به فکر کفش کهنه مان نباشیم که زمستان در راه است. باز هم گرچه…

قدم زدن در حیاط خاورمیانه

 قدم زدن در حیاط خاورمیانه  احمد مبشري: سالها قبل، پول نفتی عربستان، حمایت سیاسی آمریکا و بنیاد گرایان پاکستانی گروهی را اجتماع داد که طلبه­ی دینی بودند و خود را طالب و طالبان می نامیدند. اینان به هوای تشکیل حکومت اسلامی افغانستان را کندوی خود ساخته و به سرکردگی مجهول الهویه…

ما ايرانيان و حريم اشتراكي «خودرو»!

ما ايرانيان و حريم اشتراكي «خودرو»! احمد مبشري: اتومبیل ها همیشه برای من ماجرا بوده. نشانه ای از پیشرفت علمی بشر و دست یابی به سرعت بیشتر. شاید پیش رفتن بشر، همان دست یابی به سرعت بالاتر باشد. تندتر رفتن، زودتر پیش تاختن است! به این اصل مشکوکم اما حرفم…

آينه را بشكنيم!

 آينه را بشكنيم! احمد مبشري: او چگونه آدمی است؟ بسته به موقعیتی که در آن قرار دارد. مثال میزنم: * وقتی فارغ از کار و حال روزانه، لم داده و اخبار وطنی نگاه می کند، راست افراطی است. به زیرِ جنگ با اسراییل و آمریکا رضایت نمی دهد. مثال زنده…

خيال هاي من و تينا/ احمد مبشري

خيال هاي من و تينا احمد مبشري: ۱) سلام تینا؛ یکی نامه های مرا دزدیده یا نمی دانم کجا چند تایی را باد برده؟ که اگر باد برده بود به تو می رساند حکماً. بادها محرمند. من از نسیم می ترسم. خنیاگر و پتیاره است. یکی نامه هایم را دور…

تراوشات يك ذهن نامرئي/ يك

تراوشات يك ذهن نامرئي/ يك توضيح: تعدادي از نويسندگان آفتاب قصد دارند از اين به بعد در بخشهاي ثابتي با لحن و فضاي خاص و شخصي تري نگارش كنند. يكي از اين نويسندگان «احمد مبشري» است با بخشي ثابت به عنوان «تراوشات يك ذهن نامرئي». بي شك نظر شما مخاطبان…

طراحی و توسعه توسط رضوان