برچسب گذاشته شده با : "محبوبه وحیدیان"

بی خط و رنگ و جناح؛ فقط «به رسم برادری»

بی خط و رنگ و جناح؛ فقط «به رسم برادری» گزارشی از یک بازدید کوتاه از قرارگاه فرهنگی جهادی نجف در لار محبوبه وحیدیان: ساعت تقریبا هشت بعد از نماز مغرب و عشاء، مقصد: قرارگاه فرهنگی جهادی شهید نجف علی مفید. در یکی از بهاری ترین روز خدا به راه…

جشنواره موفق «حلوا مسقطی» در لار و ضرورت ثبت ملی آن

مروری کوتاه بر نخستین جشنواره حلوا مسقطی لاری

«حلوای مسقطی لاری» پل شیرین لارستان و کشورهای عربی

قدمت مسقطی تقریبا به دو قرن پیش می رسد. عبدالله دهباشی حاکم وقت لارستان در اوایل دوره قاجار و پس از ۲۴ سال حکومت بر این دیار به شارجه مهاجرت نمود.

دلنوشته ای برای شهدای میهن به بهانه پخش یک فیلم در لار+ گزارش تصویری

چند روز منتظر بودم و گویا خیلی ها هم مثل من منتظر همین شب بودند. شبی که پس از ده سال وقفه، فیلم «رنگ های رفته دنیا» به کارگردانی محسن زارع در سالروز تولد شهید ماشالله شیخی اکران شد.

ادبیاتی که فقط شعر است/ جای خالی رمان ها و داستان های کوتاه در کتاب ادبیات فارسی/ معلمان، کلاس های تحلیل رمان برگزار کنند

قدرت الله شفیعی، مدرس برجسته دانشگاه و دبیر ادبیات فارسی و محبوبه وحیدیان عضو سابق پژوهش سرای دانش آموزی لار، دبیر و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی هر دو معتقدند که علاوه بر کمبودهایی که در کتاب وجود دارد، دبیران این درس نیز باید دایره اطلاعات و معلومات علمی خود را افزایش دهند.

بازگشت جمعه های خوب سینمایی به لار

طبیعتا همه ما سینما رفتن را دوست داریم و این تفریح هیجان خاصی برای ما دارد که حاضریم در بین مشغله های روزمره، روزنه ای پیدا کنیم برای دیدن یک فیلم سینمایی خوب.

مرثیه ای برای شهرِ بدون سینما!

محبوبه وحیدیان: جمعه ۱۹ مردادماه در شبی نسبتا گرم و کاملاً تابستانی به اتفاق خانم جهان بین به هنرسرای شهروند واقع در بوستان ندای بهار (پارک حاشیه) می رویم…

دستان مهربانی

دستان مهربانی محبوبه وحیدیان*: شامگاه پنج شنبه واپسین روز خرداد در هوایی مطبوع قرارمان شهر خواجه راز، شیراز در نخستین آیین همدلی و هم اندیشی بنیاد کودک لارستان. این جا سالن هتل تالار شیراز است و بنا به دعوت قبلی بسیاری از لارستانی های مقیم شیراز به این مراسم دعوتند…

شبی با شکوفه ها

شبی با شکوفه ها محبوبه وحیدیان*: غروب پنج شنبه ۱۵ رمضان تنها به راه می افتم برای رسیدن به باغی که نامش صبا است. تا زمانی که به باغ می رسم ذهنم فقط به یک چیز مشغول است: اگر دنیا از وجود آدم های مهربان خالی بود  چقدر زندگی کردن…

طراحی و توسعه توسط رضوان